گفت‌وگو با غلامرضا رمضانی، کارگردان سینمای کودک درباره اتاق فکر تلویزیون

همت هنرمندانه برای کودکان

تشکیل اتاق سینما در صدا و سیما و همت تلویزیون برای ارتقای کمی و کیفی فیلم‌های کودک و نوجوان و بهبود برنامه‌های کودک بهانه‌ای شد تا سراغ یکی از شرکت‌کنندگان در این جلسه و از جمله کارگردان‌های سینمای کودک و نوجوان غلامرضا رمضانی برویم تا درباره کارکردهای این اتاق و البته تلویزیون در حوزه کودک و موانع و چالش‌هایی که در این مسیر وجود دارد به گفت‌وگو بنشینیم. رمضانی که فیلم‌های همبازی، قفل‌ساز، چرخ، عبور، دم زری و... را در کارنامه خود دارد، معتقد است که اگرچه سینمای کودک از تلویزیون ارتزاق نمی‌کند، اما مکمل آن بوده و می‌تواند در رشد و بهبود آن نقش موثری داشته باشد. برای آشنایی با دیدگاه وی با او به گفت‌وگو نشستیم.
کد خبر: ۳۷۲۹۶۹

شما هم در سینما و هم تلویزیون برای کودکان فیلم ساخته‌اید پس می‌توانم نظر شما را درباره این ‌ایده که تلویزیون یک حلقه رسانه‌ای بین سینمای کودک و مخاطبان این طیف است بپرسم. چون به نظر من کودکان جزء آن دسته از مخاطبانی هستند که از طریق تماشای تلویزیون و آشنایی با شخصیت‌ها یا برنامه‌ها وعروسک‌هایی که در تلویزیون می‌بینند به سینما وصل می‌شوند لذا اگر قرار است که سینمای کودک ما بار دیگر احیا و شکوفا شود باید از تلویزیون آغاز کرد.

به نظر من، شما با یک پیش‌فرض مثبت دارید به این قضیه نگاه می‌کنید که البته می‌تواند درست باشد. واقعیت این است که سینمای کودک از حیث ماهوی وابسته و مخلوق تلویزیون نیست و هویت مستقلی دارد. نه در ایران که در همه جای دنیا سینمای کودک به عنوان یک ژانر مهم و قدرتمند شناخته می‌شود که حیات و ممات خود را لزوما از تلویزیون نمی‌گیرد. در واقع سینمای کودک از تلویزیون تاثیر می‌پذیرد اما از آن ارتزاق نمی‌کند. من می‌پذیرم که تلویزیون و سینما در ارتباط با ساخت آثار کودک مکمل هم هستند اما وابستگی ذاتی به هم ندارند. مثلا شما در سینمای جهان می‌بینید کارگردان بزرگی مثل اسپیلبرگ بهترین فیلمش را در تلویزیون ساخت به نام «دوئل» که شهرت جهانی پیدا کرد. در واقع تلویزیون اولین جایی بود که استعداد و توانایی این آدم را کشف کرد. یا تلویزیون امکانی است تا بسیاری از کارگردان‌های جوان دست به تجربه‌گرایی بزنند. اما این بدین معنی نیست که تلویزیون همیشه نقش موثر و مکملی دارد گاهی هم کارکردهای مخرب پیدا می‌کند حالا چه در ژانر کودک باشد و چه در گونه‌های دیگر.

خب این نقش مخرب چه زمانی اتفاق می‌افتد و اگر بخواهیم جزئی‌تر صحبت کنیم باید بپرسیم تلویزیون در بخش کودک و نوجوان چه زمانی و چگونه می‌تواند تاثیرات مخرب و منفی داشته باشد؟

یکی از مهم‌ترین عوامل تخریب تلویزیونی این است که به درستی مخاطب خود را نمی‌شناسد و به نیازها و ذائقه او اهمیت نمی‌دهد. خیلی از همین برنامه‌هایی که برای کودکان تهیه می‌شود صرفا جهت پرکردن آنتن و کنداکتور بوده و کار حرفه‌ای روی آن صورت نگرفته است. چه بسیار برنامه‌هایی که به روانشناسی مخاطبش بی‌توجه بوده و شرایط سنی و رشدی او را در نظر نگرفته است یا برنامه‌ریزی و تقسیم‌بندی دقیقی از طیف‌های مختلف مخاطبان صورت نمی‌گیرد و مثلا شاهدیم که یک کودک 8 ـ7 ساله می‌نشیند و سریالی را که مربوط به طیف بزرگسالان است نگاه می‌کند. من در جلسه اتاق سینما می‌خواستم این مساله را مطرح کنم که فرصت نشد و اینجا می‌گویم. ما در دوره طلایی دهه 60 که بهترین فیلم‌های کودک ساخته شد، مخاطبانی داشتیم که با تحولات و شرایط اجتماعی آن دوره هماهنگ بوده و آن برنامه‌ها و فیلم‌ها به نیازهای این مخاطب پاسخ می‌داد در حالی که اکنون پس از 2 دهه مخاطب ما همسو با تغییر و تحولات اجتماعی که سرعت و عمق زیادی هم داشته به یک مخاطب دیگر بدل شده است و این درباره مخاطبان کودک مصداق بیشتری دارد. چون کودکان بیشتر در معرض تحولات بیرونی هستند ولی ما هنوز هم با همان نگاه و رویکرد گذشته برای آنها فیلم و برنامه می‌سازیم. مثلا یک زمانی تاکید می‌شد که خیلی از موسیقی در سینما و تلویزیون استفاده نشود اما الان شما به همین برنامه‌های کودک نگاه کنید که چقدر از عنصر موسیقی استفاده می‌کند. یا مثلا یک زمانی نمی‌شد قصه‌های عاشقانه و دختر و پسری را روایت کرد ولی در همین تلویزیون سریالی به نام در پناه تو پخش شد که عشق بین دختر و پسر دانشجو را به تصویر می‌کشید و مخاطب هم از آن استقبال کرد. می‌خواهم بگویم آنچه که به رشد سینما و تلویزیون کودک کمک می‌کند خود همین رسانه‌ها نیستند بلکه توجه آنها به نیازهای واقعی تماشاگر و مخاطب‌شناسی درست است. اگر ما کودک امروز را به درستی بشناسیم و با نیازها و دنیای او آشنا باشیم، هم در سینما و هم در تلویزیون شاهد ساخت و تولید برنامه‌های جذاب و پرباری خواهیم بود که مخاطبان خوبی هم خواهد داشت. مخاطب‌شناسی مقدم بر اولویت تلویزیون بر سینما در اعتلای آثار کودکانه است. در این شرایط هر دو رسانه همپای هم پیشرفت خواهد کرد. شما ببینید در همان دهه 60 که سینمای کودک در اوج خودش بود تلویزیون هم وضعیت مطلوب‌تری داشت و مجموعه‌های گوناگون کارتونی و عروسکی از جذابیت و قدرت سرگرم‌کنندگی بالایی برخوردار بود. حتی بزرگ‌ترها نیز منتظر می‌مانند تا جمعه بعدازظهر ساعت 2 بشود تا همگام با کودکان آنها نیز برنامه‌های کودک را تماشا کنند. در حالی که الان کودکان هم موقع پخش برنامه کودک ترجیح می‌دهند به بازی‌های رایانه‌ای خود مشغول باشند. یا برعکس گذشته الان کودک لحظه‌شماری می‌کند ساعت 9 شود تا فلان سریال تلویزیون را تماشا کند. در واقع خود تلویزیون در تغییر ذائقه مخاطبانش موثر بوده و ما شاهد جابه‌جایی مخاطب هستیم به طوری که کودکان اکنون به یکی از بینندگان ثابت سریال یا مجموعه‌های 90 شبی تبدیل شده‌اند.

یعنی خود تلویزیون، ذائقه مخاطبانش را تغییر داده است؟

قطعا تلویزیون نقش مهمی در این اتفاق داشته است. وقتی برنامه خوبی در ارتباط با کودک ساخته نمی‌شود او ترجیح می‌دهد که تا انتهای شب بیدار باشد و سریال‌های 90?شبی ببیند. یک زمانی وقتی برای تلویزیون فیلم می‌ساختم چندین ماه طول می‌کشید تا با وسواس و دقت سریالی ساخته شود ولی الان روی یک صفحه کاغذ طرحی به کارگردان داده می‌شود و می‌گویند قرار است که یک مجموعه 90?قسمتی از آن ساخته شود شما کار را شروع کنید نویسنده و بازیگر و لوکیشن و... هم بتدریج اضافه می‌شود. نتیجه‌اش هم همین سریال‌هایی می‌شود که خود تلویزیون یک بار دیگر نمی‌تواند آنها را تکرار کند.

در واقع شما معتقدید که تلویزیون قابلیت الگوسازی، خلاقیت و طراح بودن را از دست داده است. یادم می‌آید که بسیاری از فیلم‌های پرفروش کودک و نوجوان واجد شخصیت‌ها و پرسوناژهایی بود که ابتدا در تلویزیون خلق شده‌اند، معروف شدند و بعد در یک فیلم سینمایی حضور یافته‌اند که با استقبال خوبی هم از سوی تماشاگر مواجه شدند مثل شهر موش‌ها یا کلاقرمزی و پسر خاله و... اما الان کمتر پیش می‌آید که تلویزیون بتواند برای سینما فضاسازی یا شخصیت‌پردازی کند و مثل دهه 60 توان ایده‌سازی را ندارد.

برای این‌که پشتش فکر و ایده بود و برای همین می‌توانست برای سینما ایده‌سازی کرده و به آن خوراک دهد. ولی الان کمتر کارکارشناسی و علمی در برنامه‌سازی‌ها اتفاق می‌افتد و به نظر می‌رسد برنامه‌سازان تلویزیون دچار روزمر‌گی شده‌اند. در حالی که تلویزیون بیش از هر رسانه دیگری به خلاقیت و نوآوری نیاز دارد و مدام باید مخاطب خود را نیازسنجی کند.

از گرایش کودکان به سریال‌های 90 شبی و خانوادگی صحبت کردید. به نظر شما بهتر نیست از این علاقه و ظرفیت مخاطب کودک در جهت ساخت سریال‌هایی ویژه آنها بهره برد یعنی سریال‌هایی ساخت که محور اصلی قصه کودک باشد تا تماشای سریال‌های تلویزیونی هم برای کودکان تناسب و فایده‌ای داشته باشد. مثلا قصه‌های مجید کیومرث پوراحمد چنین خاصیتی داشت.

رمضانی: اگر تلویزیون بتواند برنامه‌های جذاب و خوبی برای کودک بسازد مطمئن باشید که کودک هنگام پخش این برنامه‌ها، بازی را رها کرده و پای تلویزیون می‌نشیند

خیلی ایده خوبی است ولی در برنامه‌ریزی صدا و سیما جایی برای ساخت سریال‌های کودک‌محور در نظر گرفته نشده. متاسفانه موانع و چالش‌هایی وجود دارد که من کارگردان کودک را از حرکت به سمت ساخت سریال‌های کودک باز می‌دارد. من از سال 62 تا سال 81 برای تلویزیون سریال ساختم که 3، 4 تای آن در حوزه کودک و نوجوان بود. سریال‌سازی برای کودک و نوجوان مولفه‌ها و شاخصه‌هایی دارد و به صبر و حوصله‌ای نیاز است که در شرایط کنونی نمی‌توان سراغی از آن گرفت. انگار یک نوع سهل‌گیری و آسان‌سازی در سریال‌سازی‌های ما مد شده و کمتر کسی حوصله می‌کند که وقت و انرژی لازم را برای کیفیت بهتر بگذارد. سخت‌ترین کاری که من برای بچه‌ها ساختم سریال آن شب در قطار بود. 7 قسمت 30 دقیقه‌ای که 200 دقیقه می‌شد را حدود 5 ماه فیلمبرداری کردم در حالی که الان مدیر شبکه یا تهیه‌کننده یک استودیو می‌گیرد و یک آقا یا خانمی را با 2 تا عروسک داخل این استودیو می‌برد یک یا چند روز 200 دقیقه برنامه می‌گیرد و تمام. خب آیا بین 5 ماه و چند روز کار کردن برای کودک با هم فرق نمی‌کند. متاسفانه شتاب‌زدگی و عدم‌حساسیت و دقت و دغدغه واقعی موجب شده که تلویزیون نتواند کارهای قابل قبول و مخاطب‌پسندی تولید کند. در حالی که تلویزیون رسانه‌ای است که قابلیت و توان این را دارد که به مخاطبش جهت داده و ذائقه او را به شکل درستی تربیت کند. مثال خوبی زدید قصه‌های مجید نمونه موفقی از یک سریال کودک و نوجوان بود که هم با دنیای واقعی کودک در ارتباط بود و هم بزرگترها از تماشای آن لذت می‌بردند. جای چنین سریال‌هایی در تلویزیون ما بشدت خالی است.

حضور رسانه‌های دیگر بویژه بازی‌های رایانه‌ای و دیجیتالی را هم نباید دست کم گرفت. کودکان نسل ما از امکانات رسانه‌ای و کامپیوتری کمتری نسبت به کودکان نسل امروز برخوردار بودند و برای سرگرمی گزینه دیگری یا بهتری از تلویزیون نداشته‌اند اما امروز رسانه تلویزیون با رقیبان قدرتمندی مواجه است که در گذشته وجود نداشت.

ولی این نمی‌تواند رسالت تلویزیون را در ساخت برنامه‌های جذاب نفی کند. اگر تلویزیون بتواند برنامه‌های جذاب و خوبی برای کودک بسازد مطمئن باشید که کودک هنگام پخش این برنامه‌ها، بازی را رها کرده و پای تلویزیون می‌نشیند. در حالی که الان کودکان تلویزیون را خاموش می‌کنند و رایانه خود را روشن می‌کنند تا به بازی خود بپردازند. ببینید در سال‌های 72 تا 75 پروسه تولید فیلم کوتاه برای کودکان در تلویزیون داشتیم که خود من 30 تا از آنها را ساختم؛ فیلم‌هایی که از سوی کودکان هم مورد استقبال قرارگرفته بود. خب چرا همچین فرصتی برای کارگردان‌های کودک گذاشته نمی‌شود که آنها با حمایت خود سازمان برای کودک و نوجوان فیلم کوتاه بسازند. به نظر من در اتاق سینمای صدا و سیما باید به این ایده بخوبی فکر کرد. روانشناختی مخاطب کودک نیز با فیلم‌های کوتاه تناسب بیشتری دارد و به نظر من تلویزیون می‌تواند بهترین استفاده‌ها را از فیلم‌های کوتاه برای مخاطب کودک ببرد. در حالی که برنامه‌های کودک کنونی بیشتر مجری‌محور بوده و به حرف زدن و ترانه خواندن آنها ختم می‌شود.

با این حساب شما معتقدید که جنس برنامه‌های کودک در تلویزیون روی سینمای کودک هم تاثیر مخرب گذاشته و به کاهش مخاطب منجر شده است.

حتما همین طور است. وقتی تلویزیون ما نتواند علائق و رویاهای کودکان را به درستی و آنچنان‌که هست به تصویر بکشد قطعا سینما هم در این هدف ناکام می‌ماند و بخش عمده‌ای از مخاطبان خود را از دست خواهد داد. تلویزیون باید انگیزه و میل به سینما رفتن را هم در کودک و هم در بزرگسالان برانگیزاند. به عبارت دیگر تلویزیون باید مخاطب را به سمت سینما سوق دهد و مکمل آن باشد. به نظر من تلویزیون بیش از هر چیز بویژه در بخش کودک و نوجوان به مخاطب‌شناسی نیاز دارد. مثلا برنامه‌های کودک ما فاقد سلسله مراتب سنی است و مجری برنامه معلوم نیست که دارد برای یک بچه 8 ساله صحبت می‌کند یا 12 ساله. ادبیات حاکم بر برنامه‌های کودک نیازمند اصلاح بوده تا با نیازها و روانشناسی کودک هماهنگ باشد و مخاطب بتواند حرف مجری را درک کرده و با آن ارتباط برقرار کند.

شاید یک نوع پیام‌زدگی و لحن نصیحت‌گونه که در ادبیات برخی مجریان وجود دارد موجب شود که کودک دچار دلزدگی و حتی لجبازی شود. به نظر می‌رسد سویه سرگرم‌کنندگی برنامه‌ها و فیلم‌های کودک باید بیشتر باشد و قصه‌گویی در آن برجسته شود تا مخاطب کودک نیز با برنامه همراه شده و آن را بپذیرد.

واقعیت این است که هیچ اثر هنری و بصری را نمی‌توان فاقد پیام دانست اما موافقم که این پیام نباید خیلی پررنگ‌تر از قصه و وجوه سرگرم‌کنندگی آن بوده و بر آن سوار باشد. هیچ قصه‌ای بدون پیام نیست اما می‌تواند پیام خوبی نداشته باشد یا نتواند به درستی پیام را منتقل کند. قصه‌گویی نقش مهمی در جذب مخاطب بویژه کودک دارد. یکی از عوامل موفقیت و جذابیت قصه‌های مجید هم در همین قدرت قصه‌گویش بود.

ظاهرا شما مشکل اصلی را در عدم درک درست از مخاطب می‌دانید. آیا این مخاطب‌شناسی باید توسط تلویزیون و کارشناسانش انجام شود یا خود کارگردان و سازنده برنامه باید این کار را بکند؟

نه! کارگردان که بیشتر مجری کار است و باید در اجرا و عملیاتی‌کردن اثر قابلیت‌های خود را نشان دهد. چیزی را که من تاکید کردم به یک آسیب‌شناسی علمی نیاز دارد که قطعا تلویزیون با دعوت از کارشناسان از روانشناس و جامعه‌شناس گرفته تا مدیران باتجربه‌ای که در این بخش با تجربه و صاحب نظرند به مخاطب‌شناسی علمی بپردازد. به هر حال تلویزیون نقش محوری و تعیین‌کننده هم در مخاطب‌شناسی دارد و هم مخاطب‌سازی و تربیت و اعتلای ذائقه مخاطب. لازمه این کار هم این است که واقعا دغدغه کودک وجود داشته باشد و کسانی که قرار است برای کودکان کار کنند چه در سینما و چه در تلویزیون باید کودک و کودکی را دوست داشته باشند.

واقعا این توانایی در سینما و تلویزیون وجود دارد که تغییر و تحولات اساسی در حوزه کودک و نوجوان به وجود بیاورد و به نظر شما تشکیل اتاق فکر سینما در صدا و سیما چه تاثیر و کمکی در بهبود این وضعیت دارد؟

من معتقدم توانایی و ظرفیت این کار وجود دارد ولی اراده و همت لازم برای ایجاد تغییر و تحول به اندازه کافی نیست. تلویزیون و مدیران تلویزیونی باید دست‌کم ایجاد انگیزه کرده و با تمهیداتی که می‌اندیشید میل به این تغییر را ایجاد کند. تشکیل اتاق سینما اتفاق مبارک و ایده خوبی است به‌شرطی که خود این اتاق هم بعد از مدتی به یک ساختار اداری تبدیل نشود. مدیریت هنری از جمله در تلویزیون باید فراتر از یک سازمان اداری نگریسته شود و به جای کار اداری باید هنرمندانه رفتار کرد.‌

سید رضا صائمی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها