توانمندی و توانگری، شرط حتمی برای ایجاد نیروی حرکت و حیات انسان و جا معه انسانی است. ضعیف بودن و باری به هر جهت بودن حرکت کردن، هیچ وقت، آدم را به نشاط و نجات نمیرساند. وقتی که کسی خودش را به «موشمردگی» میزند، مگر جای تعجب دارد که یک «گربه»ای هم پیدا بشود، و او را «درسته» قورت بدهد؟!...
آنهایی که از جای خویشتن ـ توانمندانه و چابک ـ میجنبد، شاید گاهی هم ببازند؛ اما آنهایی که هرگز نمیجنبند، همیشه خدا، میبازند!
قدرت دانایی، مقتدرانهترین نیروی شکوفایی است.
فرهنگ دانایی و اقتصاد شکوفایی، دوبال یک پرندهاند: «پرنده انسان!»
نمیشود دنیای درستی نداشت، و از آخرت درستی سر درآورد.
انسان از یک سوی، موجودی است اقتصادی؛ و از سویی دگر، موجودیتی است فرهنگی.
در نبود یک اقتصاد زنده و پویا، محال است که بتوان یک فرهنگ و تمدن زنده و پویا را به ثمر نشاند. اگر به من بگویند که برای «انسان»، یک نام و نشانِ هدفمند و تعریف شده، تعیین کنم؛ خواهم گفت: «فرهنگ اقتصادی»!
در نبود یک اقتصاد شکوفا و دنیای درست و درمان، نمیتوان به هستی و حیات شکوفا و زیبا دست رساند. فرهنگ فقر، فرهنگ محرومیت و حقارت و تحقیرپذیری است.
امیر زبانآوری و بیان ـ حضرت مولای غدیر ـ در یک موضعگیری دقیق و قاطع و شفاف میگوید: «اگر که «فقر» در پیکرهای تجسم یافته، در برابرم ظاهر میشد؛ حتما، میکشتمش!»
و در نهجالبلاغه، «فقر» را از «مرگ» بزرگتر میشمارد: [اَکْبَرُ الْموْتُ الْفَقْر] بزرگترین مرگ، همان فقری است که میگویند! و در سخنی با امام حسن، صریحا میگوید: اَلْقَبْرُ، خَیْرٌ مِنَ الْفَقْر! قبر، از فقر بهتر است. که یعنی: اگر آدم در «قبر» به سر ببرد، زیبندهتر است؛ تا که در «فقر»!
و چه نیکو بود، اگر که در «غدیر» ـ که نقطه اصلی و زیربنایی گرهگشاییهاست ـ قدری بیشتر درنگ و اندیشه میکردیم؛ و به بازپردازی و بازنگری زیرساختهای کلیدی، بیش از این، اعتنا میداشتیم... نهجالبلاغه، غدیریه مولاست؛ ناخوانده و ناشنیدهاش، نگیریم. یا علی!
ابوالقاسم حسینجانی
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد