در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زنگ تلفن به صدا درآمد، مادرش مشتاقانه به اتاق آمد و گوشی تلفن را برداشت و با لحنی پرسشگرانه به او گفت: «چرا گوشی را برنمیداری؟» گوشی را از مادرش گرفت. دلش میخواست همه چیز را به نامزدش در آن سوی تلفن بگوید. اما... .
2
فرصت
پس از تلفن همسرش، با شتاب خود را به بیمارستان رساند. کودکش در حادثه پرتاب از نردبانِ خانه خون زیادی را از دست داده بود. دکتر تأکید داشت بهدلیل کمبود گروه خونی (آ.ب.مثبت) در بانک خونِ بیمارستان بایستی هرچه سریع تر خود را آماده آزمایش خون کند. دلنگرانی و ترس تمامی وجودش را دربرگرفته بود. گروه خونیاش را بهیاد نداشت! تصور اینکه درصورت یکیبودن خونِ او با فرزندش موضوع ابتلا به بیماری اچآیوی در نزد همسرش برملا شود او را تا حدِّ جنون میکشاند... در خود توان رو در رو شدن با وی را نمیدید. شدت خونریزی همانقدر زیاد بود که فرصت تصمیم او برای اهدای خون کم. به اتاق پزشک رفت و از دکتر خواست تا دراینباره با وی صحبت کند. دقایقی بعد دکتر در حالی از اتاق بیرون آمد که در بهت و دودلی بود. همسرِمرد در پیِ دکتر شتافت، دکتر کمی مکث کرد و به چهره نگران زن چشم دوخت و بیاختیار گفت: «گروه خونی همسرتان مناسب بچه نیست! کسان دیگری را پیداکنید ما هم تلاشمان را میکنیم.» مرد دستان همسرش را گرفت و نگاه از نگاه پرسشگرانه او برگرفت. دلش میخواست همسرش همه چیز را از نگاه آکنده از حس شرم، گناه و عشق او بخواند... .
3
شانس
آدم های خوب و بد، آدم های خوشبخت و بدبخت.
آدم های خوش شانس و بدشانس. این در مورد اشیا هم صدق میکند... میز و صندلی کهنه و نو، تلویزیون و ضبط کهنه و نو و یخچال و... مداد و خودکار و قیچی و سرنگ نو و کهنه...
من سرنگم. اما... سرنگ خوب هستم یا سرنگ بد؟!...
موقع خرید من، افتادم دستِ یک جوان که اولش میخواست مرا با یک سری دارو برای پدر مریضش ببرد. اما، او ما که چهار تا سرنگ بودیم، یکی از آنها را که برحسب اتفاق من همان سرنگ بودم را برداشت و کیسه داروها را به خواهرش داد که برای پدرش ببرد و منرا جدا کرد و با خود برد! من برای تزریق مواد مخدر بارها مورد استفاده قرار گرفتم. کمکم حالم بد شده بود، حس سرگردانی و دستبهدست شدن بین چند نفر بهطور همزمان و خون هایی که بهواسطه من وارد وجودشان میشد؛ روزبهروز مرا از خودم بیزارتر میکرد. حالا سوزنم کج شده و... حالا احساس میکنم بیارزشترین شئ روی زمین هستم!!
حالا من سرنگ بدم!
فخرالسادات کهندانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: