مرگ مشکوک مری لوین

الو ـ کلانتری؟ من نا... نادیا کرانتو هستم. می‌... می‌خواستم بگم. همین الان به خانه که رسیدم... خدای من... (هق‌هق گریه)‌... می‌خواستم اطلاع بدهم‌ دوست و هم‌اتاقی‌ام مری لوین در اتاق خوابش خودکشی کرده است. مری، روی تخت سر جایش خشک شده. او با اتصال سیم لخت برق که به بدتش وصل کرده، خودش را کشته... نمی‌دانم چه کار کنم. کمکم کنید... تا ساعت 11 شب حالش خوب بود؛ اما الان.... آدرس ما خیابان شاندا، منطقه وایل تری. ساختمان 77 واحد شماره 5 است.
کد خبر: ۳۷۰۷۲۸

ساعت 12 شب بود که نادیا با کلانتری تماس گرفت و خبر خودکشی دوستش مری لوین را اطلاع داد. بلافاصله افسر نگهبان کلانتری، موضوع را به گشتی‌های منطقه اعلام کرد و 10 دقیقه بعد گشت شماره 2 کلانتری، خبر را تایید و اعلام کرد جسد زن جوان در اتاق خوابش در واحد شماره 5 ساختمان 77 کشف شد.

با تایید گشت کلانتری موضوع به رئیس کلانتری اطلاع داده شد و دقایقی بعد سروان پیتر سون، رئیس کلانتری، خودش را به محل رساند و از نزدیک نظاره‌گر تحقیقات ماموران کلانتری شد.از آنجا که صحنه خودکشی مشکوک به نظر می‌رسید، مراتب به مرکز پلیس گزارش داده شد و ساعت یک نیمه شب بود که با دستور رئیس پلیس، کمیسر مارک وست ماموریت یافت با حضور در صحنه حادثه، تحقیقات ماموران کلانتری را کامل کند.

ساعت 1/30 بامداد بود که کمیسر مارک وست،‌ خودش را به محل حادثه رساند تا پیرامون مرگ مشکوک مری لوین 23 ساله مانکن شرکت دایی وو تحقیقات خود را آغاز کند. از آنجا که موضوع مرگ یک مانکن مشهور در میان بود و قطعا یک خوراک داغ برای مطبوعات محسوب می‌شد، لذا کمیسر بدقت به بررسی زوایای مختلف این حادثه دلخراش پرداخت.

خیابان شاندا که حادثه در ساختمان شماره 77 آن رخ داده بود، یکی از خیابان‌های زیبای منطقه وایل‌تری محسوب می‌شد. منطقه وایل‌تری در بهترین و خوش‌آب و هواترین محدوده شهر قرار داشت. یک منطقه بسیار زیبا در کنار دریاچه کانتر. ساختمان 77 هم در انتهای خیابان ساخته شده بود. یک ساختمان بسیار زیبا و شیک با معماری جدید. حادثه در آپارتمان شماره 5 (طبقه سوم)‌ رخ داده بود. در آن ساعت نیمه شب خیابان خلوت بود و به غیر از خودروی پلیس و‌ آمبولانس مرکز اورژانس و چند مامور، کس دیگری دیده نمی‌شد. وقتی کمیسر از خودرواش پیاده شد، نگاهی به ساختمان زیبا و مدرن 77 انداخت، آنگاه وارد آپارتمان شد و مستقیم به طبقه سوم و واحد شماره 5 رفت. در آپارتمان نیمه‌باز بود و یک مامور در جلوی در آپارتمان ایستاده بود و رفت‌وآمدها را بدقت کنترل می‌کرد. کمیسر به محض ورود سروان پیرسون را روبه‌روی خود یافت. وی که از دوستان کمیسربود، پس از سلام و احوالپرسی، گزارش خود از مرگ مری‌لوین را به اطلاع کمیسر رساند. وی گفت: مری لوین 23 ساله و دوستش نادیا 27 ساله که خبر این حادثه را به کلانتری داد، هر دو از مانکن‌های شرکت دایی وو هستند. آنها 6 ماهی است که به طور مشترک این آپارتمان را اجاره کرده‌اند و با هم زندگی می‌کنند. آن طور که از همسایه‌ها تحقیق کردیم، آنها کم‌آزار و مودب بوده‌اند. دیگر ساکنان ساختمان از آنها اظهار رضایت کردند. البته گاه‌گاه سروصدای ناشی از مهمانی شبانه داشته‌اند که زیاد نبوده و همسایه‌ها چشم‌پوشی کرده‌اند. ظاهرا هر دوی آنها درآمد خوبی داشتند و بسیار اشرافی زندگی می‌کردند و خودروهای گرانقیمت سوار می‌شدند.

سروان پیرسون ادامه داد: مری لوین، زنی بسیار باوقار و در عین حال خون‌گرم و شوخ‌طبع و البته فوق‌العاده حساس بود. او تا یکی دو ماه پیش نامزدی خوش‌قیافه که هنرپیشه سینما بوده داشته است که میانه آنها بهم‌خورده و از هم جدا شده‌اند. گویا همین جدایی برای مری لوین بسیار سخت بوده و او دچار ناراحتی و افسردگی شده است.البته این موضوع را نادیا مدعی است. پدر و مادر وی در ویلا زندگی می‌کنند اما برادرش در این شهر در یک شرکت مهندسی ساختمان کار می‌کند. سروان پیرسون افزود: البته خود مری لوین هم دارای لیسانس نقاشی است. او در کار نقاشی فوق‌العاده حرفه‌ای بوده و حتی چندین نمایشگاه هم برپا نموده است.

رئیس کلانتری منطقه یادآور شد: ماموران ما بلافاصله پس از تلفن نادیا در محل حاضر و با جسد مقتول که روی تخت‌اش افتاده بود روبه‌رو شدند. ظواهر امر نشان می‌داد که وی با در دست گرفتن سیم لخت که به پریز برق متصل شده اقدام به خودکشی کرده است. آن چه برای ما در این حادثه بسیار جالب توجه می‌باشد نحوه خودکشی مری لوین است.

او برای اقدام به خودکشی از بدترین شیوه استفاده کرده است. شیوه‌ای سخت دردناک. از همین جهت هم به نظرمان مشکوک آمد و موضوع را به شما اطلاع دادیم تا در این خصوص نظر خود را اعلام نمایید. ضمن این‌که براساس گزارش نماینده پزشکی قانونی،‌از زمان مدت مرگ 3 یا 4 ساعت می‌گذرد. در واقع مرگ مری لوین بین ساعت 21 تا 22 شب رخ داده است.

کمیسر از سروان پیرسون تشکر کرد. نگاهی به فضای زیبای آپارتمان نسبتا بزرگ که با اشیای لوکس و قیمتی تزیین شده بود، انداخت. همه چیز منظم و مرتب بود و اثری از بهم ریختگی در هیچ کجای آپارتمان دیده نمی‌شد. داخل آشپزخانه هم به غیر از یک فنجان خالی قهوه و کتری آب جوش که هنوز گرم بود و دو تا سیگار، مورد مشکوک دیگری دیده نمی‌شد.

کمیسر پس از این‌که همه جای آپارتمان را از نظر گذراند به داخل اتاق خواب مری لوین که در ضلع شمالی آپارتمان قرار داشت، رفت. اتاق خواب ضلع جنوبی مربوط به نادیا بود.

کمیسر به محض ورود به اتاق مری با جسد خشک شده او روبه‌رو شد که روی تخت چوبی گرانقیمت افتاده بود. مری یک لباس خواب صورتی به تن داشت. چشمان او نیمه‌باز بود و صورت کبودشده‌اش به سقف اتاق دوخته شده بود.

هیچ گونه آثار به‌هم ریختگی روی تخت دیده نمی‌شد. ملحفه تخت کاملا کاور شده بود و لحاف زیبای گل‌دار کنار تخت قرار داشت. کمیسر به دقت به بررسی جسد پرداخت.

اثری از خراشیدگی یا زخم روی صورت و بدن جسد دیده نمی‌شد. فقط روی مچ دست‌های او که در دو طرف بدنش باز بودند آثار سوختگی شدید مشاهده می‌شد که ظاهرا ناشی از اتصال برق بود. سیم برق که دو سر آن لخت بود روی زمین افتاده بود.

دوشاخه آن از پریز جدا شده بود. کمیسر پس از این‌که به دقت جسد مری لوین را وارسی کرد به سراغ نادیا که گوشه اتاق کز کرده بود و با ولع به سیگارش پک می‌زد رفت و به بازجویی از او پرداخت.

نادیا زنی جوان و زیبا بود، اما از شدت نگرانی و اضطراب رنگ به رخ نداشت و بسختی سخن می‌گفت. به کمیسر گفت: مری لوین نه‌تنها یک همکار و یک دوست بلکه یک خواهر برای من بود. هیچ رازی بین ما پوشیده نبود.

هرچند در کار با هم رقیب بودیم و گاهی بر سر همین موضوع با هم درگیر می‌شدیم، اما در واقع شدیدا به هم علاقه داشتیم و دوستانی بسیار صمیمی بودیم. مرگ او برایم بسیار سخت و دردناک است. او بسیار مهربان بود.

نادیا ادامه داد: مری لوین دختری بسیار مودب، کم‌حرف و البته فوق‌العاده حساس بود. او نه سیگار می‌کشید و نه نوشابه الکلی مصرف می‌کرد. بعد از این‌که نامزدی‌اش را با جرج بهم زد کاملا افسرده و گوشه‌گیر شد و بالاخره هم کار خودش را کرد و اقدام به خودکشی نمود.

نادیا در مورد چگونگی اطلاع از حادثه گفت: دیشب بیرون بودم. وقتی ساعت 12 شب به آپارتمان آمدم چراغ‌ها روشن بود. چند بار مری را صدا زدم. وقتی پاسخ نداد به اتاق خوابش که چراغ آن جا هم روشن بود رفتم.

در کمال تعجب با جسد خشک‌شده او روبه‌رو شدم که روی تخت افتاده بود. او با اتصال سیم لخت برق به بدنش خودکشی کرده بود. صحنه بسیار وحشتناکی بود. در آن لحظه نمی‌دانستم چه کار کنم. تمام بدنم می‌لرزید. جسد دوست عزیزم روی تخت افتاده بود و هیچ‌کاری از دستم ساخته نبود. تا لحظاتی بر جای خودم میخکوب شده بودم. در آن ساعت شب همه همسایه‌ها خواب بودندونمی‌توانستم از آنها کمک بگیرم به ناچار به کلانتری تلفن زدم و موضوع را اطلاع دادم. و بعد هم... .

وی در پاسخ این سوال کمیسر که چه مدت است مری را می‌شناسی گفت: در شرکت با او آشنا شدم. 2 سالی است که با هم دوست بودیم. 6 ماه پیش هم تصمیم گرفتیم یک آپارتمان شیک و مدرن برای خودمان اجاره کنیم.

وی ادامه داد: دیروز تا ظهرخانه نبودم. مری هم در تمام مدت خانه بود. او حال خوشی نداشت و تصمیم گرفته بود تمام روز در خانه استراحت کند. آخرین بار هم ساعت 11 شب با او صحبت کردم. بی‌حوصله بود. به سختی حرف می‌‌زد. به او گفتم می‌خواهم برایت شام بگیرم. گفت نه میلی به غذا ندارم. بعد هم دیگر از او خبر نداشتم تا این‌که ...

کمیسر پس از این‌که نیم ساعتی از نادیا بازجویی کرد آنچه را که اتفاق افتاده بود یک بار دیگر به دقت مرور کرد. آنگاه رو به سروان پیرسون دستور دستگیری نادیا را به جرم قتل عمد مری لوین صادر کرد.

شما خواننده عزیز حدس بزنید کمیسر از کجا فهمیده مری لوین خودکشی نکرده بلکه به قتل رسیده است. کمیسر حداقل 3 دلیل داشت. اگر ماجرا را به دقت بخوانید حتما متوجه خواهید شد.

حمید موفق

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها