اقدامات قانونی و قضایی برای پیگیری پرونده آغاز شد، همه نهادهای دولتی و موسسات غیردولتی مرتبط دست به کار شدند. اکنون با گذشت 2 سال از این ماجرا حمیده هنوز در کماست و پدر و نامادریاش هنوز محاکمه نشدهاند. علیرغم گذشت 2 سال از وقوع این حادثه، پرونده هنوز در مرحله تحقیقات مقدماتی باقی مانده است. با وجود پیگیریهای مکرر وکلای حمیده (جهت اقناع مقام قضایی در صدور قرار بازداشت و پیشبینی فرار متهمان در صورت آزادی) قرار بازداشت متهمان به وثیقه 50 میلیون تومانی تبدیل شده و متهمان آزاد شدند. بنا بر درخواست وکلا و موافقت بازپرس، پرونده برای تکمیل مجدد به پزشکی قانونی ارجاع و مشخص شد که صدمات وارده بسیار شدیدتر از آنچه تصور میشده بوده است و وثیقه 50 میلیونی به 70 میلیون افزایش یافت. اکنون به خاطر وجود موانع قانونی وثیقه به اجرا گذاشته نشده و خبری هم از محاکمه نیست.
مینا کریمینژاد، مشاور خانواده
امنیت و مهربانی، دوای درد این کودکان
حمیده در شرایط بسیار بدی به سر میبرد و مشخص نیست که بتواند به زندگی بازگردد؛ اما کودکان زیادی مورد آزار قرار میگیرند و به زندگی خود ادامه میدهند. چطور میتوان آنها را از کابوسی که پشت سر گذاشتهاند رهاند و چه باید کرد تا آنها چنین رفتاری را در آینده مرتکب نشوند؟
مینا کریمی نژاد، مشاور خانواده معتقد است: اگر کودکانی که مورد آزار قرار میگیرند شناسایی و درمان نشوند، بدون شک در بزرگسالی نیز دچار مشکلات بسیاری خواهند شد و ممکن است افسرده یا خشمگین شوند.
از آن دسته افرادی باشند که به خاطر افسردگی هرگز از زندگی خود لذت نمیبرند یا افراد خشمگینی شوند که میخواهند انتقام کودکی خود را از فرزند خود یا از جامعه بگیرند. ممکن است به خیل بزهکارانی بپیوندند که بزه را از سنین پایین آغاز کردهاند یا جزو افرادی باشند که به جنایتهای خشنتر مانند آزار کودکان دست بزنند. او تاکید میکند: برای نجات افراد تنها یک راه وجود دارد و آن دور کردن این کودکان از محیطهای خشونتبار و درمان آنها از نظر جسمی و روحی است. به عقیده این مشاور، این کودکان بهتر است به محیطی بروند که آرام و به دور از خشونت باشد. اگر کودک با پدر و مادر خویش زندگی میکند و آزار میبیند میتواند به اعضای دیگر خانواده که از نظر روانی سالم باشند، سپرده شود؛ مثلا پدربزرگ یا مادربزرگ. اگر هم با پدر خود و نامادری یا برعکس با مادر یا ناپدری زندگی میکند، میتواند با یکی دیگر از والدین خود زندگی کند، اما هرگز نباید زندگی دوم او هم به سرنوشت زندگی اولش دچار شود. پس در انتخاب قیم برای کودکآزار دیده باید بسیار دقت کرد. این انتخاب باید توسط مراجع قضایی صورت گیرد و با تحقیق کافی همراه باشد. بهزیستی و خانههای سلامت، گزینههای دیگری هستند برای کودکانی که پناهی ندارند.
کریمینژاد توضیح میدهد: این کودکان باید به بهزیستی و خانههای سلامت منتقل شوند و در شرایط امنی قرار بگیرند. قبل از هر چیز مشکلات جسمی آنها باید برطرف شوند. بعد هم باید تا درمان کامل تحت درمان روانپزشک و مشاور قرار بگیرند. باید بیش از هر چیز به این کودکان امنیت و مهربانی داده شود؛ چیزی که در خانه خود از آن محروم بودهاند.
دکتر علیرضا کیهاننیا
کودکآزاری، حاصل فقر و استیصال
موارد بسیاری از کودکانی که مورد کودکآزاری قرار میگیرند، با نامادری یا ناپدری زندگی میکنند. در بعضی از موارد، همسر دومی وارد خانواده میشود و در موارد دیگر هم بعد از طلاق، حضانت فرزند را یکی از والدین با همسر جدیدش به عهده میگیرد. در مورد این پرونده حضانت حمیده را پدر و نامادری به عهده داشتهاند. نمیتوان گفت این کار را نامادری به تنهایی انجام داده است. فرزندی که با نامادری بزرگ میشود نمیتواند شرایط خوبی داشته باشد. بخصوص اگر که همسر دوم فرهنگ پایینی داشته باشد و از تحصیلات خوبی برخوردار نباشد. اگر مشکلات مالی هم وجود داشته باشند و پدر هم نظارت کافی نداشته باشد چنین مواردی پیش میآید. اگر به فرهنگ پایین، فقر و استیصال را هم اضافه کنیم، این اتفاق حتما میافتد. خود این نوجوان هم نمیتواند نوجوان نرمالی باشد. نوجوانی که دیگر با مادرش زندگی نمیکند، احساس بیپناهی میکند. احساس میکند مورد تبعیض و محرومیت قرار گرفته و احساس قربانی شدن میکند. با خود میگوید پدر و مادرم به من ظلم کرده و مرا قربانی کردهاند. چنین بچهای ناسازگار میشود. اگر نیازهای مالی این کودک که نیازهای واجب و لازم است هم تامین نشود، مشکلات به اوج خود میرسد. کودک عصیانگر میشود چرا که احساس تنهایی و ظلم میکند و نیازهای اولیه او هم برآورده نمیشود. پدر و مادر هم اگر از نظر روانی سالم نباشند و به اصطلاح در شرایط نرمالی به سر نبرند، به جای این که به خواستههای کودک خود توجه کنند، او را مورد آزار قرار میدهند که زبان او را کوتاه کنند. این گونه، چنین فجایعی به بار میآید.
در این موارد بیشتر به مسوولان توصیه میکنیم که بسیار سختگیر باشند و حقوق کودکان را با جدیت پیگیری کنند تا فجایع مشابه به وجود نیایند و دیگران از این ماجرا درس عبرت بگیرند. به پدر و مادرها هم توصیه میکنیم شرایط سنی و روحی کودکان خود را در نظر بگیرند، بهترین تصمیم را برایش بگیرند و او را به یکی از طرفین بسپارند که مشکل کمتری دارد.
با ناسازگاری کودک خود بسازند و بدانند که او کودک است و در شرایط بدی به سر میبرد و خشونت، ناسازگاری او را هرگز از بین نخواهد برد. اگر هم کودک در کنار خانواده خود نمیتواند امنیت و زندگی آرامی داشته باشد باید به مراجع دیگر سپرده شود؛ مثلا در بهزیستی تحت نظر مشاوران و مسوولانی قرار گیرد که از کودک حمایت کنند.
شهرام محمدی، حقوقدان
قانون از کودکآزاری چه میگوید
شهرام محمدی، حقوقدان به بررسی ابعاد حقوقی این پرونده و موارد مشابه پرداخته است.
در قوانین ما چه مجازاتی برای کودکآزاری در نظر گرفته شده است؟
ـ جرایم علیه بزهدیدگان خاص در بعضی کشورها مجازات بسیار شدیدی دارد. اگر کودکان، افراد مسن یا افراد مجنون مورد آزار قرار بگیرند مجازات مجرم شدیدتر در نظر گرفته میشود. در بعضی از کشورهای اسلامی نیز همین طور است، اما علیرغم اینکه کودکان موجودات آسیبپذیری هستند در قوانین ما کمتر مورد حمایت قرار گرفتهاند. مطابق قانون حمایت از کودکان و نوجوانان که در سال 81 به تصویب رسیده، اگر کسی اطلاع یابد که کودکی مورد آزار قرار گرفته و به مراجع قضایی اطلاع ندهد، به حبس تا 6 ماه یا پرداخت 5 میلیون ریال جزای نقدی محکوم میشود. این قانون، هم افراد و هم موسساتی چون آموزش و پرورش را که با کودک در تماس هستند در بر میگیرد. اگر هر کدام از آنها متوجه شوند کودک مورد سوءاستفاده قرار گرفته و خبر ندهند، مجازات میشوند. اما به نظر بنده این مجازات بسیار کم است و باید تشدید شود. در ضمن در مورد اشخاصی که مشمول این قانون میشوند ابهاماتی وجود دارد. مشخص نیست این قانون دربرگیرنده اشخاص حقوقی یا حقیقی است. همچنین این در مورد پدر و مادر صدق نمیکند.
به نظر شما چه عواملی رسیدگی به این پرونده را با مشکل مواجه کردهاند و چرا بعد از گذشت 2 سال نتیجه مشخصی به دست نیامده
است؟
ـ قبل از این که این کودک به کما برود قصورهای بسیاری صورت گرفته است. این کودک 11 سال داشته و حتما به مدرسه میرفته. چطور مدرسه از آزار این کودک با خبر نشده و گزارش نداده است؟ وظیفه معلمان قبل از تربیت و تعلیم دانشآموزان، رسیدگی به وضعیت سلامت و امنیت آنهاست. در ثانی خلأ قانونی هم وجود دارد، چراکه در قانون مدنی تصریح شده اگر پدر یا جد پدری مرتکب قتل فرزند بشوند، قصاص نمیشوند. در نتیجه اگر عملی مادون قتل هم انجام دهند قصاص نمیشوند و در نهایت به پرداخت دیه به سایر اولیای دم محکوم میشوند. البته حاکم شرع میتواند مجازات تعزیر را هم برای پدر یا نامادری در نظر بگیرد. از سوی دیگر ماده 59 قانون مجازات اسلامی نیز ضرب و شتم کودک را در حد متعارف و برای تادیب فرزند از سوی پدر و مادر مجاز میداند. حد متعارف را هم عرف هر منطقه تعیین میکند. تعریف مشخصی از این حد متعارف وجود ندارد. به نظر میرسد این هم یک خلأ قانونی است که باید در آن بازنگری شود وگرنه شاهد اتفاقاتی نظیر ماجرای حمیده خواهیم بود.
سارا لقایی
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)