خانه بروبچه‌ها

آه... کلئوپاترا! عقلت کجاس؟

کد خبر: ۳۷۰۳۴۰

پسرک در حالی که به قالیچة زیر پایش چشم دوخته بود، آرام و شکسته جواب داد: عاشق شدم‌. شکست خوردم!

امیر رضا از همدان

داداش! چشاتو وا کن! اون که اون‌جاس قالیچه نیستاااا! فرشی بافتندیده‌شده از موهای این زبونِ منه! می‌بینی؟ بس که گفتم بابا عشق یعنی وَل‌وَلو، وِل‌وِل وِل و وِلو شدن! عشق یعنی... عشق یعنی...! (حاااالا... برو رو اِکو... عشق یعنی... یعنی... نی‌نی... نی‌نی... نی‌نی‌نی‌نی! دِ! بازم که بچه شدی!)

خیاطخانة عدالت

برو نخ و سوزن بیاور تا لبخندهایم را روی لبت بدوزم! و مثل آن وقت‌ها که مادر برایم چادر می‌دوخت و هی قربان‌صدقه‌ام می‌رفت که قد کشیدی دختر، من هم با هر کوک فدای اشک‌هایت شوم و نگران آب رفتن و کوتاه شدن خنده‌هایت.

هیچ وقت عدالت را رعایت نکردی؛ همیشه لبخندهای من بیشتر بود. اگر امروز این خنده‌ها را از من نگیری، همة غم‌هایت را یکجا می‌بلعم تا عدالت رعایت شود!

رضوانه سوری 21 ساله از کرج

جونم برات بگه که...

(خیلی فکر کردم که شروع این نامه‌نگاری با چی باشه. آخرشم تصمیم گرفتم دربارة اسم مستعارم بنویسم:)

ارومیای بنفش، یک افسانة خیلی قدیمی دربارة دختر یکی از فرماندهان ارومیه است که چشمانی بنفش داشت.

وقتی لشکر دشمن به ارومیه حمله کرد، مردان کشته شدند و زنان به اسارت گرفته شدند. ارومیا هم اسیر شده بود اما او هر روز با ترفندهای مختلف خود را به کنار دریاچة ارومیه می‌رساند و فانوس روشن می‌کرد و ترانه می‌خواند، به این امید که کمک از راه برسد. سربازان دشمن لب‌های ارومیا را دوختند و چشمان بنفشش را درآوردند و سرانجام هم او را کشتند. در افسانه‌ها آمده است که از خون ارومیا در کنار دریاچه، زنبق‌های زیبایی می‌روییدند.

فکر نمی‌کنم که کسی در ارومیه از این افسانه خبر داشته باشد اما اگر حتی یک نفر هم با شنیدن این قصه به فکر افسانه‌های قدیمی بیفتد، برای من مایة خوشحالی است.

ارومیای بنفش از ارومیه

به صفحة بروبچ خوش اومدی. فقط یادت باشه که افسانه‌ها رو بشنو (اگه به عنوان فولکلور می‌خوای جمعشون کنی هم جمع کن) ولی باور نکن!

همسر سفارشی

این‌که برای ازدواج خودمون چه کسی رو انتخاب کنیم روی موفقیت و سعادت ما بیش از هر چیزی اثرگذاره... همسر ایده‌آل باعث می‌شه به هر هدف ارزشمندی که می‌خواید برسید [پس] قلم و کاغذی بردارید و مشخصات همسر ایده‌آلتون رو بنویسید. فکر کنید که می‌خواید همسر ایده‌آلتون رو سفارش بدید تا با پست تحویلش بگیرید! ...نگرش‌های او را مشخص کنید، به ارزش‌ها و فلسفة زندگی و نظرات او دربارة مسائل مهم زندگی [در این کاغذ یادداشت] اشاره کنید. هر چه توصیفتون مفصلتر باشه و به جزئیات بیشتر توجه کنید احتمال بیشتری وجود داره [که] همسر ایده‌آلتون رو پیدا کنید. نوشتن معیارها و خواسته‌های واقعیمون و مشخص کردنش به ما کمک می‌کنه که به خودمون بفهمونیم واقعاً چی می‌خوایم از زندگی و شخص مورد نظرمون، و چه خواسته‌ها و انتظاراتی ازش داریم. نوشته رو هر روز بخونید و اگه لازم شد مواردی [را] که از قلم انداختید به اون اضافه کنید یا مواردی [را] که الآن بعد از دوباره خوندن می‌فهمید بی‌اهمیته، حذف کنید.

بگذارید براتون یه مثال بزنم: مثلاً من می‌خوام یک کیف جدید بگیرم. با خودم می‌گم این بار یه کیف چرمی می‌گیرم که تکه‌های رنگی چرم بهش وصل شده باشه و دسته‌اش چوبی باشه و... حالا تصور کنید وقتی با این ذهنیت به بازار می‌رم مسلماً هر چیزی رو نمی‌پسندم و وقتی پشت ویترین‌ها رو نگاه می‌کنم و کیف مورد نظرم رو پیدا نمی‌کنم، دیگه داخل مغازه نمی‌شم [که] وقت [الکی] صرف کنم.

وقتی می‌دونم برای خرید چه چیزی به بازار اومدم خیلی سخت پیداش می‌کنم اما بالاخره همون چیزی رو که می‌خوام پیدا می‌کنم و از خریدش پشیمون نمی‌شم اما وقتی یکباره تصمیم می‌گیرم کیف جدیدی بخرم و خیلی زود به بازار می‌رم... ممکنه جذابیت یه کیف از پشت ویترین نظر منو جلب کنه و خیلی زود بخرمش اما وقتی خونه می‌رم با خودم می‌گم کاش چرم بود، کاش بندش کمی کوتاه‌تر بود و... خودتون خوب می‌دونید که توی همة مغازه‌ها نوشته شده جنس فروخته شده تعویض یا پس گرفته نمی‌شود.حالا تصور کنید شما می‌خواید یه شریک عمر و زندگی انتخاب کنید؛ پس مسلماً به زمان و برنامه‌ریزی و مشخص کردن معیارها احتیاج دارید...زینب صمیمیان از اسلام‌آباد غرب

بله‌بله‌بله...!! (این جور نظرات زینب جان، اونم با یه همچی قیاس‌هائی، اونم دربارة ازدواج و طرز خرید یک عدد زوج مناسب! بیشتر شبیه همون سه تا کلمة منه قبل از پرانتز! بسته به طرز فکر و زندگی و برداشت آدما نتیجه‌ش فرق داره! برا یکی تأیید می‌شه، واسه یکی رد! بعدشم... بروبچ شده یه صفحه، حواست هست؟ کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ، مثل همین سه تا کلمة من قبل از... آاااخخخخخ!... آااای... کمک... ای‌وای! ...دِ... نمی‌شنوی؟ ...دارم می‌گم آخ بابا!!)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها