تفکر‌ مثبت

کد خبر: ۳۷۰۳۳۷

*‌*‌*‌

جری از آن دسته آدم‌هایی است که گاهی شما را کلافه می‌کنند و بدتان نمی‌آید به آنها بد و بیراه هم بگویید. او همیشه روحیه خوبی دارد و کلامی مثبت بر لبانش است. بالاخره هر وقت که با او صحبت می‌کنید، جمله‌ای مثبت از او خواهید شنید. همین مثبت بودن همیشگی آدم را کلافه می‌کند. نه این که مثبت بودن بد باشد، نه. شاید این که ما نمی‌توانیم همواره مثل او باشیم زجرآور است.همیشه وقتی کسی از جری می‌پرسید: «امروز چطوری جری؟» پاسخ می‌داد: «هیچ وقت از این بهتر نبوده‌ام.»

او علاوه بر این که شخصیتی ممتاز داشت، مدیری منحصر به فرد نیز بود. جری یک رستوران با چندین خدمتکار داشت که همگی دنبال او از رستورانی به رستوران دیگر می‌رفتند. دلیل این که این خدمتکاران همیشه دنبال جری بودند نیز همین نگرش و طرز تفکر او بود. او به طور طبیعی محرک و تشویق‌کننده سایر افراد بود. اگر کارمندی روز بدی داشت، جری حاضر بود به او کمک کند. همیشه به کارمندها توضیح می‌داد که چگونه باید جنبه مثبت قضیه را ببینند.

من که این رفتار و نوع زندگی جری را می‌دیدم خیلی کنجکاو شدم. بنابراین یک روز سراغ جری رفتم و از او پرسیدم: «من نمی‌فهمم تو که نمی‌تونی همیشه بی‌مشکل و راحت باشی، پس چطوری اینقدر مثبت فکر می‌کنی؟»

جری با آرامش همیشگی‌اش پاسخم را داد: «هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوم به خودم می‌گویم، جری تو برای امروز 2 انتخاب داری. تو حق داری و می‌توانی انتخاب کنی که روحیه‌ای خوب داشته باشی یا می‌توانی خلق و خوی بد را انتخاب کنی. من هم هر روز انتخاب می‌کنم که روحیه خوبی داشته باشم. هر وقت اتفاق بدی می‌افتد، می‌توانم انتخاب کنم که یک قربانی باشم یا تنها از این رویداد نکته‌ای را بیاموزم. من هم همیشه آموختن از حادثه ناگوار را انتخاب می‌کنم. هر وقت کسی پیش من می‌آید و از زندگی شکایت می‌کند، می‌توانم شکایات او را بپذیرم و با او هم ناله شوم یا این که جنبه مثبت زندگی را به او نشان دهم. در این مورد هم بخش مثبت زندگی را انتخاب می‌کنم.»

کمی فکر کردم و با حالتی اعتراض‌گونه گفتم: «درست است ، اما این کار زیاد هم آسان نیست.»

«بله آسان نیست. همه چیز در زندگی به انتخاب‌های ما بستگی دارد. وقتی شما همه حواشی را کنار می‌گذارید، هر موقعیتی یک انتخاب است. شما انتخاب می‌کنید که چگونه به شرایط مختلف زندگی واکنش نشان دهید. شما انتخاب می‌کنید که چگونه مردم بر خلق و خوی شما تاثیر بگذارند. شما انتخاب می‌کنید که روحیه‌ای مثبت داشته باشید یا بد خلق باشید. سرانجام این انتخاب توست که چگونه زندگی کنی.»چند وقت بعد من کار در رستوران را کنار گذاشتم و کسب و کار دیگری را شروع کردم. برای همین هم تماسم را با جری از دست دادم، اما اغلب زمانی که می‌خواستم تصمیمی در زندگی بگیرم، یاد او می‌افتادم. چند سال بعد، شنیدم جری کاری کرده که شما هیچ وقت تصورش را هم نمی‌کنید. او یک شب در پشتی مغازه را باز گذاشته و توسط 3 سارق مسلح آسیب‌دیده بود.

سارقان از در پشتی وارد شده بودند. آنها که می‌ترسیدند به او شلیک کرده بودند. خوشبختانه مردم بسرعت جری را پیدا کرده و با عجله او را به نزدیک‌ترین مرکز درمانی فرستاده بودند. پس از 18 ساعت عمل جراحی و هفته‌ها مراقبت ویژه جری از بیمارستان مرخص شد. من حدود 6 ماه پس از این حادثه دوباره جری را دیدم.

وقتی حال او را پرسیدم دوباره پاسخ داد:‌ ‌هیچ وقت بهتر از این نبوده‌ام. دوست داری زخم‌هایم را ببینی؟» من نمی‌خواستم زخم‌های او را ببینم. اما از او خواهش کردم به من بگوید در زمان سرقت در ذهنش چه گذشته است.

«اولین چیزی که به ذهنم رسید، این بود که باید در پشتی رستوران را قفل می‌کردم. سپس همان طور که روی زمین دراز کشیده بودم، یادم آمد که 2 انتخاب دارم. می‌توانم زندگی را انتخاب کنم یا مرگ را و در همان حال تصمیم گرفتم زندگی کنم.»

پرسیدم: «نترسیده بودی؟»

جری ادامه داد: «امداد‌گران فوق‌العاده بودند. آنها دائم به من می‌گفتند که حالم خوب می‌شود، اما وقتی آنها مرا داخل اتاق بردند، واقعا ترسیده بودم. در چشمان آنها می‌خواندم که این مرد مرده است. فهمیدم که خودم باید کاری کنم.»

«چه کار کردی؟»

«خب، یک پرستار خشن بالای سر من بود که دائم سوالی را فریاد می‌زد. او از من می‌پرسید به چیزی آلرژی دارم یا نه. من هم پاسخ دادم، بله. پزشکان و پرستاران که منتظر جواب من بودند، کار خود را متوقف کردند.

نفس عمیقی کشیدم و فریاد زدم:« گلوله، به گلوله آلرژی دارم.» و میان خنده آنها گفتم: «من می‌خواهم زنده بمانم. پس فکر کنید من زنده‌ام، نه مرده.»

جری از مهارت و توانایی پزشکان نیز متشکر بود. اما پزشکان هم معتقد بودند او به دلیل نگرش فوق‌العاده خود زنده مانده است.

من از جری یاد گرفتم که ما هر روز می‌توانیم انتخاب کنیم تا کامل و بی‌عیب زندگی کنیم. او درست می‌گفت، «نگرش ما به زندگی همه چیز است.»

زهره شعاع / Lifeofhope.com

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها