جنازه مقتول هیچ‌وقت پیدا نشد

یکی از ارکان اصلی ثابت کردن یک جنایت این است که جسد قربانی مشاهده شود و مدارکی دال براین‌که جسد وجود دارد در پرونده به دست آید. مواردی وجود دارد که جسد پیدا نمی‌شود و شخص مجهول‌الهویه باقی می‌ماند. چند سال قبل پرونده‌ای به من و همکارانم در دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد که در آن متهمی بازداشت شده و به قتل اعتراف کرده بود و جزئیات را به طور کامل توضیح داده بود.
کد خبر: ۳۶۹۳۰۴

این مرد گفته بود: وقتی وارد خانه شدم دیدم همسرم با مردی در حال ایجاد ارتباط است ابتدا آن مرد را با چاقو زدم و بعد به سمت همسرم رفتم. از آنجایی که مرد جوان زخمی شده بود از پنجره فرار کرد من او را کمی دورتر از خانه پیدا کردم و بعد او را با ضربات متعدد چاقو زدم و کشتم و جسدش را در جایی پنهان کردم.

این مرد گفته بود جسد را در بیابانی دفن کرده است. زمانی که ماموران به آن مکان رفتند متوجه شدند آن مکان تبدیل به یک فضای سبز بزرگ شده و کسی جسدی در آنجا پیدا نکرده است.

گزارشی نیز در این زمینه به پلیس داده نشده بود. از سویی خانواده مقتول می‌گفتند که اطمینان دارند متهم فرزند آنها را کشته و تایید می‌کردند که فرزندشان با همسر متهم رابطه داشته است. مادر مقتول می‌گفت همسر متهم بارها به خانه او آمده است و آنها می‌دانستند او به شوهرش خیانت می‌کند. جالب اینجاست که همسر متهم نیز خودش به این رابطه اعتراف کرده و گفته بود که آن شب چه اتفاقی افتاد و شوهرش او را کتک زده و مقتول را نیز دنبال کرده است. همه مدارک پرونده نشان می‌داد این مرد قاتل است و خود نیز اعتراف کرده بود اما از آنجایی که جسدی در میان نبود نمی‌شد به حرف‌های متهمان اطمینان کرد.

روز محاکمه که فرا رسید متهمان منکر همه چیز شدند و زمانی که من از او پرسیدم چطور همه چیز را به این دقت تعریف کرده‌اند گفتند که مقتول را می‌شناختند و رابطه نیز بین همسر متهم و مرد مفقود شده وجود داشته، اما در مورد این‌که او زنده است یا مرده خبری ندارند. هرچند متهم جوان در ابتدا انکار کرد اما بعد از مدتی گفت که قبول دارد با مقتول درگیر شده است اما نمی‌داند او چه سرنوشتی دارد و شاید او زنده باشد.

پرونده‌ای که آن روز رسیدگی کردیم پرونده خاصی بود. ما در نهایت حکم بر برائت متهمان دادیم در حالی‌که هر دو متهم به قتل اقرار کرده بودند اما از آنجایی که هیچ جسدی نبود نتوانستیم آنها را محکوم کنیم.

در این‌گونه موارد قانون و شرع مجازات را رد می‌کند چرا که اگر بعد از چند سال فرد مفقود شده پیدا شود و معلوم شود او نمرده و خود را در جایی مخفی کرده است و ما متهم را مجازات کنیم در واقع خون بی‌گناهی ریخته شده است، بنابراین تا پیدا شدن فرد یا جسدش و مشخص شدن علت مرگ نمی‌توان فردی را به اتهام قتل محاکمه کرد.

در این پرونده نیز با این‌که ما می‌دانستیم همه مدارک علیه متهم است از آنجایی که مقتولی وجود نداشت پرونده مختومه شد. در پرونده‌های قتل قضات باید به یقین صددرصد برسند تا بتوانند حکم برقصاص کسی بدهند. اگر این صد ،99 باشد نمی‌شود رای بر قصاص داد. قاضی باید به یقین برسد تا بتواند حکم قطعی بدهد. به یقین رسیدن قاضی نیز شرایطی دارد که یکی از ارکان آن وجود ارکان اصلی پرونده است. در پرونده قتل نیز وجود جسد یکی از ارکان اصلی محسوب می‌شود چرا که قضات روی نحوه قتل و جسد و انگیزه صحبت می‌کنند و تصمیم می‌گیرند. وقتی جسد نباشد یعنی مقتول نیست و تشکیل پرونده بی‌دلیل است و معنایی ندارد.

راثی نصیری ـ قاضی مستشار دادگاه کیفری استان تهران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها