برعکس تصور عامه، کودکان کار خانواده دارند و این خانوادهها هستند که بر اثر مسائلی چون فقر و اعتیاد این کودکان را به کار وامیدارند.
همانطور که در داستان زندگی امیر آمده، او از وقتی خیلی کوچک بوده کار کرده و هزینه مواد پدر و برادرانش را تامین کرده است. امیر قبل از اینکه بچگی کند، نوجوان شود و سر دوراهی قرار گیرد، قبل از اینکه جوان شود، عشق بورزد و جامعه را بشناسد شروع به کار کرده است و بهرهکشی کثیفی که خانوادهاش از او کردهاند پسرک را در تنگنا قرار داده است. بازی، یکی از اساسیترین ارکان زندگی یک کودک است. او در بازی کردن میتواند استعدادهای خودش را نشان دهد و آیندهاش را بسازد. او در بازی میتواند به آرامش برسد و آموزش ببیند و رشد کند، اتفاقی که هرگز در زندگی امیر نیفتاده است.این کودک به خاطر از دست دادن مادرش همیشه در تنگنا بوده و محبت مادری نداشته است.
پدر به خاطر اعتیادش هرگز نتوانسته وظایفش را در قبال امیر انجام دهد و او را وادار به کار کرده است. کار کردن در کودکی یکی از اصلیترین عوامل عقب ماندگی جسمی کودکان نیز هست. کودکان کار از آنجا که غذای سالم، استراحت کافی و آرامش ندارند و نمیتوانند خوب بازی کنند معمولا به لحاظ جثه کوچکتر از سایر بچهها هستند و چون آموزش نمیبینند به لحاظ هوشی رشد نمیکنند.
جامعه نیز مانند این خانوادهها رفتاری ستمگرایانه در این خصوص دارد و این بچه را زیر پا لگد میکند. بارها در اماکن عمومی شاهد بودیم که مردم با این بچهها چقدر بدرفتاری میکنند و آنها را کتک میزنند و آنها را تحقیر میکنند، بنابراین وقتی یک فرد را از کودکی تا این حد تحقیر میکنیم باید انتظار داشته باشیم اودر بزرگسالی علیه جامعه اقدام کند و دست به انتقامگیری بزند. امیر زندانی کوچکی است که اولین اعتراضش را به جامعه کرده است و با کاری که کرده، سعی داشته یادآوری کند حق و حقوقی دارد که اگر نادیده گرفته شود او نیز تلافی میکند.بالاخره این نوجوان یک روز از کانون اصلاح و تربیت بیرون خواهد آمد. خوشبختانه کانون محیط آموزشی دارد و این محیط برای نوجوانان مناسب است و به آنها آموزش میدهد. اگر ما بتوانیم از این کودکان مراقبت کنیم و بعد از اینکه دوران زندان آنها در کانون به پایان رسید مراقب آنها باشیم، قطعا بسیاری از این کودکان دوباره به کانون بر نمیگردند و تا زمانی که بتوانند روی پای خود بایستند، سالم زندگی خواهند کرد. اما اگر دوباره در جامعه رها شوند و اجازه سوءاستفاده از این بچهها به خانوادههایشان داده شود، اصلا دور از انتظار نیست که جرمی مرتکب شوند و دوباره به کانون بازگردند. یادآوری میکنم که هیچ انسانی مجرم به دنیا نمیآید. جامعه و محیط خانوادگی او را مجرم بار میآورند.
رویا کشاورز ـ روانشناس