مردم همیشه جذب کسی میشوند که مودبتر است و آداب اجتماعی را رعایت میکند، چیزی که در صحنه فوتبال داخلی ما کم است و شاید فقط یکی دو مربی هستند که این موضوع را رعایت میکنند.
اکثر مربیان ما دافعه دارند تا جاذبه. بخشی از این رفتارها، ذاتی و بخشی هم اکتسابی است.
البته معتقدم بخشی از افراد ذاتا محجوب و آرام هستند و برای دیگران احترام قائلند و صبورند. برخی دیگر هم حالت تدافعی دارند.
من فکر میکنم پردهدری و بیحرمتی بین مربیان فوتبال از زمان آغاز لیگ برتر در یک دهه گذشته به وجود آمده و اپیدمی شده است.
خیلی از مربیان سردمدار این موضوع هستند. بعضی از مربیان، ادبیات طنز را وارد فوتبال کردهاند که این نوع صحبت به خودی خود اشکالی ندارد، اما این قسم ادبیات وارد شده به فوتبال، هجو و لودگی است نه طنز. در صنعت ادبی ما، طنز جایگاه رفیعی دارد.
طنز یک هنر ظریف است، اما من مخالف این نوع ادبیات موجود بین مربیان هستم و به نظر میرسد فعلا راهکاری برای تغییر این نوع ادبیات وجود ندارد.
گاهی در عالم فوتبال پیش میآید که مربیان نتایج خیلی خوبی نمیگیرند، اما به دلیل گفتار مناسب و تاثیر رفتار خوبشان چندان مورد انتقاد واقع نمیشوند. من میتوانم حالت عکس این مورد را مثال بزنم. مورینیو، مربی قابلی در جهان است، اما به دلیل نوع گفتار و موضعگیریهایی که دارد، هیچ گاه محبوبیت اخلاقی ندارد.