خواندنی هفته

ژاک قضا و قدری و اربابش

«ژاک قضا و قدری و اربابش» کتابی است که از همان سطر ابتدایی تمام تصورات آدم را از روایت داستان به هم می‌ریزد.کتاب با این که بیش از 200سال پیش و در قرن هجدهم نوشته شده اما با خواندنش گاهی آدم خیال می‌کند، دارد با یکی از همین بر و بچه‌های نسل سومی یکی به دو و جدل می‌کند.زبان طنز کتاب، طوری هست که آدم حتی اگر شب امتحانش هم باشد، سر کل بیفتد که تا ته ماجرا را نخوانده دست از سرش برندارد.
کد خبر: ۳۶۶۱۹۱

«چطور با هم آشنا شدند؟ اتفاقی، مثل همه. اسم‌شان چیست؟ مگر برایتان مهم است؟ از کجا می‌آیند؟ از همان دور و بر.کجا می‌روند؟ مگر کسی هم می‌داند کجا می‌رود؟»

رمان این طوری شروع می‌شود و سراسر داستان پر از طنز و شوخ‌طبعی و ماجراهای خنده‌دار است. دنی دیدرو، نویسنده‌ کتاب، در این رمان همه چیز را دست انداخته است و بیش از همه، خود شیوه‌های مرسوم داستان‌نویسی را، که با وجود این همه سال باز همه بدیع و غافلگیرکننده است. این رمان 4 شخصیت اصلی دارد؛ ژاک، اربابش، نویسنده و خواننده رمان، یعنی خود ما! سراسر داستان دیدرو خواننده را به بازی می‌گیرد.

آن هم نه به این صورت که گاهی توی قصه یادی هم از مخاطب خود بکند و داستان را برایش تعریف کند؛ بلکه خواننده در داستان کاملا فعال است و گاهی حتی با نویسنده سر ماجرای قصه و شخصیت‌ها جر و بحث می‌کند و چانه می‌زند.

رمان «ژاک قضا و قدری و اربابش» زبان خیلی ساده‌ای دارد اما با همان زبان ساده و وسط غش‌غش خنده‌هایی که ایجاد می‌کند تمام ساختارهای ذهنی و اصول و ارزش‌های آدم را به هم می‌ریزد.

در حال حاضر چاپ دوم کتاب (1387) باز هم جزو کتاب‌های پرطرفدار است. شک نکنید که صرف هزینه و زمان برای این کتاب ارزشش را دارد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها