یک نیمروز داغ تابستانی را در یک بیابان خلوت تصور کنید. در همان فضای ساکت و مخوف هیچ مخلوقی در حال جنبیدن به نظر نمی آید.
اما در آنجا و در آن حال ، زندگی به صورت یک تلاش عظیم بی پایان و یک تنازع
کد خبر: ۳۶۴۳۵
سخت بی امان به گونه ای
واقعا شگفت و اسرارآمیز اما نامرئی و مرموز در جریان است.
شاید بسیاری از افراد بیابان را با کویر یکی می دانند یا مرز آن دو را بخوبی درک نمی کنند. اما باید دانست که بیابان جای زنده ای است.
تفاوت بیابان و کویر در همین «زنده بودن» و یا «زنده تر بودن» آن است.
در ساده ترین و خلوت ترین بیابان ها شاید حدود یکصد هزار جاندار وجود داشته باشد! و تازه حتی در نامساعدترین اوضاع زیستی در جایی که هیچ جانداری هم بر روی زمین دیده نمی شود، میکروارگانیسم های کوچکی در دل خاک زندگی می کنند.
در کویرهای مرکزی ایران نقاطی وجود دارد که در آن هیچ موجود زنده ای حتی کوچک ترین میکروارگانیسمی به چشم نمی خورد حتی تجزیه میکروبی هم در این مناطق اتفاق نمی افتد. چه بسیار دیده شده است که لاشه یک حیوان در کویر به خاطر عدم تجزیه باکتری ها و دیگر تجزیه کننده ها چندین قرن دست نخورده و سالم باقی مانده است. اما در عوض بیابان یکی از اکوسیستم های کلان هفتگانه جهان است که به آن «بیوم بیابان» گفته می شود.
بیوم ، اصطلاحی است برای هر یک از اکوسیستم های کم و بیش پراکنده که آب و هوا و اجتماعات زنده پایدار مشابه دارند. در یک کلمه بیابان به منطقه ای گفته می شود که میزان بارندگی سالانه آن کمتر از 250 میلی متر باشد.
چنین مناطقی در سطح کره زمین وسعتی حدود 21 میلیون کیلومترمربع دارد (حدود 20 درصد خشکی ها که عمدتا میان عرض جغرافیایی 30-20درجه شمالی و جنوبی قرار گرفته است).
در جهان 13 بیابان عمده وسیع وجود دارد که گرمترین آنها صحرای آفریقای شمالی و سردترین آنها صحرای گبی مغولستان است و مجموعه بیابان های ایران نیز یکی از این 13 منطقه بیابانی است.
در علفزارهای خشک نیمه بیابانی و مناطق بیابانی ایران کوههای فرسایش یافته و تالاب های شور و یا نیمه شور بخوبی دیده می شود.
عوامل خاص خاکی و اقلیمی حاکم بر این سرزمین دو دشت «کویری - بیابانی» وسیع کاملا متمایز در مرکز فلات ایران به وجود آورده است: «دشت کویر» که بیشتر آن را نمکزار تشکیل می دهد و دشت لوت که آکنده از شن و ماسه فراوان است.
در مناطقی که شرایط کمی بهتر است ، گیاهان بسیاری مثل تاغ ، اسکنبیل ، گز، گونهای خاردار، درمنه و بعضی از گیاهان خانواده اسفناجیان می توانند خود را با اوضاع این بیوم نامساعد وفق دهند همچنین گیاهانی مثل «رمس و سبد» در تپه های ماسه ای و شنی می رویند.
دانه ها و اعضای گیاهان بیابانی در فصول سرد به حالت خواب (زندگی خفته) می روند و در فاصله زمانی کوتاهی دانه و میوه تولید می کنند. بیشتر گیاهان بیابانی ریشه های بلندی دارند که در اعماق زمین فرو می رود تا آب لازم برای گیاهان را تامین کند.
بعضی از بوته های بیابانی دارای پوست ضخیم با تعداد کمی برگ یا بدون برگ و مجهز به خار هستند که موجب جلوگیری از تبخیر آب درونی بدن آنها می شود. برخی دیگر دارای برگهای گوشتی (آبدار) و مقاومند که می توانند هنگام بارندگی های معدود مقدار زیادی آب در خود ذخیره و در دوران خشکی آن را مصرف کنند.
در محیط بیابان 2 حالت اساسی قابل مشاهده است ؛ اول دوره پرآبی نسبی یا زمانی که بارش ابرها عطش بیابان را فرومی نشاند.
در این دوره فعالیت حیاتی جانداران به حد اعلای خود می رسد. جانوران هم این زمان را مغتنم شمرده و حداکثر استفاده را از آن می کنند، به طوری که تقریبا در کنار هر بوته جانوری هم دیده می شود. حالت دوم ، دوره خشکی بیابان است. در این دوره ، زندگی بیابان با فقر غذایی زیادی همراه است.
طبیعتا دوره بحرانی زندگی جانوران نیز همین دوره است و در تنازع بقا و ستیز با طبیعت ، جانورانی پیروزند که از عهده مشکل کم آبی و کم غذایی برآیند.
جانورانی که در بیابان بیشتر دیده می شوند، پستانداران جونده ، پرندگان ظریف و خزندگان گیاهخوار کوچک هستند جالب این که در سالهای اخیر پس از تاغ کاری در شنزارهای اطراف کاشان ، سروکله تعداد قابل توجهی از جوندگان و خزندگان مثل خرگوش و موش و مار و سوسمار در پناه پوشش گیاهی تازه پیدا شده است!
محققانی که درخصوص بیابان به مطالعه می پردازند، زندگی یک موجود زنده بیابانی را از 2 جنبه بررسی می کنند. یکی این که چه وابستگی هایی در زنجیره های ارتباطی اکوسیستم بیابان بین هر جانور با گیاهان و جانوران و عناصر غیرزنده بستر زیست وجود دارد، و دیگر این که در جریان این وابستگی ها جانور موردنظر چه نوع سازگاری های مخصوص ساختمانی و رفتاری از خود بروز می دهد.
آنچه مسلم است ، این که زندگی جانوران بیابانی مثل همه جانوران مصرف کننده در اکوسیستم های دیگر طبیعت ، نمی تواند مستقل از گیاهان و سایر عوامل محیطی باشد و شدیدا به حیات گیاهی وابسته است.
جانوران هم در این میان به دوام گسترش گیاهان کمک می کنند. تحقیقات دانشمندان نشان می دهد که برخی از جانوران بیابانی مانند موش صحرایی و خرگوش وقتی دور از محیط خود، ظاهراتحت مناسب ترین رژیم غذایی آزمایشگاهی نگهداری می شوند، به شادابی محل زیست اصلی خود نیستند و بعضا دچار ضعفها و نقصهای مرموز جسمانی و رفتاری نیز می شوند، که تنها درمان آن رها کردن این موجودات در محیط طبیعی است تا از مواد مورد پسند خود تغذیه کند.
گوزن و کل بز بخشی از نیازهای غذایی و آبی خود را با خوردن علفهای شور تامین می کنند. اگر در محیط اطرافشان آبشخوری نباشد این جانوران چگونه سیراب می شوند.
باید بدانید که این حیوانات با استشمام هوای مرطوب سحرگاهان بویژه برروی بلندی ها که هوا خنک تر و رطوبت نسبی هوا بیشتر است ، نیاز آبی کافی روزانه خود را ذخیره می کنند و در واقع در هنگام بالا بودن رطوبت نسبی محیط و پایین بودن دما (بامداد و شامگاه) فعالیت دارند.
در بسیاری از جانوران ادرار غلیظ و وجود اسید اوریک به جای اوره ، مکانیسم های موثری برای مقاومت در برابر کم آبی است.
فعالیت شبانه ، اختفاء در پناهگاه های نمناک و نامرئی ، حفظ محتاطانه انرژی و به کار بستن اقتصادی آن ، روشن بودن رنگ پوست (برای بازتاب انرژی خورشید و کاهش دما)، کوچکتر بودن سطح بدن (به منظور کاهش تبخیر پوستی) و حرکت در مکانهای سایه دار از جنبه های رایج و آشکار برای مقابله با خشکی است.
ساختمان بدنی حشرات و بندپایان به طور جالبی با کم آبی سازش یافته است. وجود پوشش خارجی بدن آنها (کیتین و آهک و یا فقط کیتین) مانع از دست رفتن آب بدنشان می شود.
در مناطق بیابانی هر جا چشمه سار یا گودال آبی پیدا شود، سروکله انواعی از مهره داران اعم از ماهی و دو زیست (گونه شگفت آوری ، بدون آن که معلوم باشد از کجا) پیدا می شود.
اگر چه ماهیهای بیابانزی کم جمعیت ترین گروه جانوران بیابان هستند؛ اما وجود ماهیهای مخصوص در آب قنات هارا می توان در ردیف عجایب هفتگانه برشمرد.
از شواهد چنین بر می آید که ماهیهای ساکن قنات هااز آبراهه های زیرزمینی به داخل قنات راه یافته اند.