نگاهی به فیلم «پدال زن دیوانه» ساخته هائو نینگ به بهانه پخش از برنامه «سینما 5»

وقتی هیچ چیز سرجای خودش نیست

آنچنان که مارجوری بولتون در کتاب «کالبدشناسی درام» نوشته است، اگر کارکرد تراژدی وادار کردن مخاطب به تفکر عمیق و احساس‌گرایی افراطی باشد، کارکرد ضروری کمدی، سرگرمی است. این سرگرمی می‌تواند لبخندی بر لب‌ها بنشاند یا تماشاگران را در قهقهه‌های بلند غرق کند.
کد خبر: ۳۶۲۳۶۰

همچنین کمدی می‌تواند ساده یا پیچیده باشد. بولتون سپس چند نوع از کمدی را برشمرده است که یکی از آنها کمدی اشتباهات نام دارد و نوعی از کمدی است که زیربنای طرح داستانی آن، هویت‌های گمشده و سوءتفاهم به علت برداشت‌های اشتباه از اعمال شخصیت‌ها یا دیالوگ‌های دو پهلو و نفسگیر است. این گونه اشتباهات در درام راحت‌تر از واقعیت اتفاق می‌افتند، به طوری که زن و شوهر، والدین و فرزندان یا هردو نفر دیگری که آشنایی قبلی عمیقی با هم داشته‌اند، به علت تغییر لباس یا قیافه همدیگر را نمی‌شناسند. همچنین دکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی در کتاب «تئاتر پیشتاز، تجربه‌گر و عبث‌نما»، این نوع کمدی را مضحکه اشتباهات نامیده و در تعریف آن نوشته است: «تعیین هویت‌های اشتباهی یا به عبارت ساده‌تر عوضی گرفتن افراد با یکدیگر و عمدتا اشتباهات پی‌درپی شخصیت‌ها و مهم‌تر از همه اشتباه در شناخت هویت‌های یکدیگر، بیشتر این نوع آثار را تشکیل می‌دهد. از آنجا که ویلیام شکسپیر اثری به نام «کمدی اشتباهات» دارد بعضی از محققان شناسنامه این نوع مضحکه نویسی را به نام شکسپیر گرفته‌اند. این خودش البته نوعی «عوضی گرفتن» است. اصل این نوع کمدی به یونان قدیم و مخصوصاً به کمدی‌نویسان دوره دوم می‌رسد...».

بولتون البته تعریف دیگری از مضحکه دارد. به نظر وی نسبت مضحکه به کمدی مانند نسبت ملودرام به تراژدی است. مضحکه به کمک جلوه‌های متنوع و غلوآمیز و غافل از عمق روانشناختی، تماشاگران را می‌خنداند. ریتم نفسگیر موقعیت‌های خنده‌آور برای مضحکه‌نویس مهم‌تر از شخصیت‌پردازی و سایر عناصر درام است. موقعیت‌های مضحکه ناپخته و سبک‌ هستند. مضحکه را کمدی فرنی هم نامیده‌اند، چون در بسیاری از این نوع کمدی‌ها، شخصیت‌ها بشقاب‌های پر از فرنی را به سوی همدیگر پرتاب می‌کنند. مضحکه پر از عناصر اعجاب، تصادم و اغراق است. مضحکه کاری با علم احتمالات ندارد و به لحاظ هنری از ارزش کمی برخوردار است. البته نبوغ نویسنده ممکن است آن را از لحاظ کیفی ارتقا بخشد. مضحکه خوش ساختار و پرمحتوا، بیش از هر نوع دیگر به کمدی اشتباهات شباهت دارد.

با این تعاریف، اگر بخواهیم به اولین نمونه‌های مضحکه در سینما اشاره کنیم، مجبوریم به اوایل تاریخ سینما برگردیم و به یاد نوعی از سینمای کمدی بیفتیم که بعدها به کمدی‌های بزن و بکوب یا اسلپ استیک شهرت یافتند. اما کمدی یا مضحکه اشتباهات به دوران جدیدتری برمی‌گردد. درگذشته هم البته نمونه‌هایی وجود داشتند (مثلا در فیلم «برش‌های کوتاه» ساخته رابرت آلتمن) اما این نوع کمدی یا مضحکه بیشتر با نوعی از سینمای سبک پست مدرن مشهور و محبوب شد. فیلم‌های این نوع سینما با به‌کارگیری این نوع کمدی یا مضحکه می‌توانستند جهان داستانی خود را بر مبنای مجموعه‌ای از اشتباهات شخصیت‌ها استوار کنند و به این ترتیب به ساختمان کولاژگونه‌ای برسند که قصد ایجادش را داشتند. ابتدا در فیلم «داستان‌های عامه پسند» (کوئنتین تارانتینو) اولین استفاده عمده در سبک پست مدرنیستی از کمدی یا مضحکه اشتباهات به عمل آمد. هرچند قبل از آن در آثار برادران کوئن، از جمله در فیلم «بزرگ کردن آریزونا» هم از این نوع مضحکه یا کمدی استفاده شد، اما موفقیت چشمگیر فیلم «داستان‌های عامه پسند» بود که موجب شد بزودی این نوع داستان‌گویی در سینما همه‌گیر شود. به طوری که اکنون بعید به نظر می‌رسد در هیچ جایی از دنیا از این نوع فیلم نباشد.

با تماشای فیلم«پدال زن دیوانه» که این هفته از برنامه «سینما 5» پخش می‌شود، خواهیم دید که سینمای چین هم از این قاعده مستثنا نبوده است، چراکه جهان داستانی این فیلم هم بر کمدی یا مضحکه اشتباهات استوار است. هرچند پدال زن دیوانه، بیش از آن که به مطرح‌ترین فیلم پست مدرنیستی از این نوع یعنی داستان‌های عامه پسند شبیه باشد، از لحاظ ویژگی‌های شاخصش در پرداخت‌های بصری، کار با دوربین و ریتم تند در تدوین به فیلم مشهور دیگری به نام «قاپ زنی» شباهت دارد.

در فیلم پدال زن دیوانه ـ که در مجامع بین‌المللی با عنوان «برنده مدال نقره» نیز مشهور است ـ یکی از تم‌های اصلی اشتباه است و اشتباه در پیشرفت پیرنگ داستان نقشی اساسی به‌عهده دارد. اما همان‌طور که رسم فیلم‌های پست مدرنیستی است، کارگردان به هجو یک ژانر مطرح سینمایی هم پرداخته که گونه گنگستری است. در این فیلم همه آدم‌ها به اشتباه جای یکدیگر را می‌گیرند و داستان‌ها از مسیر اصلی خود دور می‌شوند و سر از مکان‌هایی در می‌آورند که تمام تعریف ما از موقعیت‌ها و آدم‌ها را دستخوش تغییر می‌کند. در این میان با چند شخصیت پلیس نیز مواجه‌ایم که آنها هم نمی‌توانند آن‌گونه که باید به منظور خود دست یابند. آنها هم به این دلیل که هیچ یک از حوادث در مسیر اصلی خود پیش نمی‌روند، نمی‌توانند تبهکاران را مورد پیگرد قرار دهند. هائو نینگ در فیلم پدال زن دیوانه، دنیای داستانی خود را بر پایه هرج و مرج بنیان می‌گذارد. اشتباهاتی که او از طریق آن جهان داستانی‌اش را به سخره می‌گیرد، تنها محدود به شخصیت‌ها نمی‌شود. در این میان ارزش‌های قهرمانی و ورزشی نیز در دنیای داستانی فیلم مورد بازخوانی قرار می‌گیرند. نینگ در حالی داستان قهرمان اصلی فیلمش را روایت می‌کند که دستخوش سرشکستگی شده و جهان ورزش را کنار گذاشته است و از آدم‌های دیگری می‌گوید که با فرصت طلبی کنار همین مکان رشد کرده‌اند. تعریف مکان هم در این فیلم از میان می‌رود. کارگردان با نوع ساختار تدوینی فیلمش، دائم مکان‌های مختلف را با یکدیگر می‌آمیزد تا به یک هم شکلی کلی در دنیای مورد نظر خود دست یابد. در همین شکل روایت است که زمان نیز تعریف اصلی خود را از دست می‌دهد. ما با روایت از چند منظر مختلف زمانی روبه‌رو هستیم. فیلمساز گاهی بر زمان طبیعی روایت داستان خود وفادار می‌ماند و گاهی آنها را در هم می‌ریزد. او بنا به پیرنگ خود، زمان رخداد وقایع را پس و پیش می‌کند تا از این طریق نیز بر مضحک بودن وجهه رفتار شخصیت‌هایش صحه بگذارد. با درهم‌آمیزی زمان است که اطلاعات ما هم نسبت به وقایع تغییر می‌کند. ما معمولا در روایت هر فیلم داستانی با دو نوع اطلاع‌رسانی از سوی کارگردان مواجهه‌ایم.

اطلاعات ما نسبت به شخصیت‌ها و داستان فیلم‌ها یا محدود است یا نا محدود. در شیوه اطلاع‌رسانی محدود ما همزمان با شخصیت‌ها در داستان پیش می‌رویم. در این شکل برای قضاوت نهایی باید اجازه بدهیم داستان کامل شود. اما در روایت نامحدود کارگردان به ما اجازه می‌دهد تا از قهرمان‌های داستانش جلو بزنیم. در این صورت است که می‌توانیم درباره داستان و حوادث در زمان رخداد قصه به قضاوت دست بزنیم. شیوه برخورد هائو نینگ با ما در داستان فیلم پدال زن دیوانه از راه دوم است. او با درهم‌آمیزی زمان‌ها و تغییر زمان روایت به ما اجازه می‌دهد درباره شخصیت‌ها قضاوت کنیم و دلیلش این است که تمام آدم‌های این داستان در جایگاه اصلی خود نیستند. پس به این ترتیب، قوانین عادی زندگی به هم می‌ریزد و شیوه بیان کمدی شکل می‌گیرد. آنچنان که ارسطو اولین نظریه‌پرداز تاریخ درام عنوان کرده است در کمدی برخلاف تراژدی و ملودرام با آدم‌هایی روبه‌رو هستیم که جایگاهشان در زندگی از ما پایین‌تر است. این پست‌تر بودن جایگاه شخصیت‌های آثار کمدی نسبت به ما موجب می‌شود بتوانیم آنها را قضاوت کنیم، همان کاری که می‌توانیم با شخصیت‌های فیلم پدال زن دیوانه هم انجام دهیم.

هائو نینگ، کارگردان این فیلم متولد سال 1977 بوده و تحصیلات سینمایی خود را در مدرسه سینمایی تایوان گذرانده است. او بعد‌ها تحصیلات خود را تکمیل کرد و سال 2003 در رشته فیلمبرداری از آکادمی فیلم بیجینگ فارغ‌التحصیل شد. نینگ تاکنون 6 فیلم سینمایی را مقابل دوربین برده است که از آن میان می‌توان به فیلم‌هایی همچون «سنگ دیوانه»2006 و «پینگ‌پونگ‌باز عقب‌مانده» 2005 اشاره کرد.

در فیلم سنگ دیوانه، نینگ داستان 3 دزدی را روایت می‌کند که می‌کوشند یک جنس باارزش را سرقت کنند. اما این شیء تحت محافظت شدید امنیتی قرار دارد. البته این محافظت شدید تنها مانع 3?سارق برای رسیدن به هدفشان محسوب نمی‌شود. یک سارق بین‌المللی بدشانس هم که به رئیس دزدها شناخته می‌شود در پی به دست آوردن این شیء باارزش است. اما فیلم پینگ‌پونگ‌باز عقب‌مانده، داستانی کاملا متفاوت درباره پسرکی دارد که قبل از این هیچ وقت یک توپ پینگ‌پونگ ندیده بود. او و خانواده‌اش بدون برق یا آب لوله کشی در انزوا از جامعه شهری و در چادر میان یک دشت وسیع و سرسبز زندگی می‌کنند. چشم‌انداز باشکوه این دشت‌ها از زمان چنگیزخان تاکنون تغییرات اندکی داشته است، ولی زندگی در چنین جایی می‌تواند برای یک پسربچه هیجان‌انگیز باشد. کوچک‌ترین جزئیات همچون بزرگ‌ترین وقایع برای این پسرک رخ می‌دهد. بنابراین وقتی او توپ کوچک سفیدی را در جویباری پیدا می‌کند یک دنیا سوال بی‌جواب در ذهنش برانگیخته می‌شود... .

تماشای فیلم پدال زن دیوانه بیش از همه از دو نظر می‌تواند برای دوستداران برنامه سینما 5 جالب باشد. اول این‌که آنان با تماشای این فیلم خواهند دید چگونه فیلمسازی آسیایی توانسته روایت سینمایی موفقی با استفاده از سبک پست مدرنیستی و گونه کمدی یا مضحکه اشتباهات ارائه کند و دوم این‌که فیلم، کمدی سرزنده و شادی است که لحظات خوبی از سرگرمی و خنده را به‌طور همزمان برای تماشاگران به همراه می‌آورد. بنابراین هم به کسانی که سینما را به طور جدی‌تر پیگیری می‌کنند و هم به آنان که از هر فیلم سینمایی تنها توقع سرگرمی و تجربه ساعاتی خوش را دارند، تماشای این فیلم چینی خوب را می‌توان توصیه کرد.

محمد هاشمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها