رفتار بازیگران سیاسی ، تولید رویه می کند و اگر این رفتار ناشی از فهم نادرست از اصول تئوریک ، الزامات آن و قواعد بازی باشد کج فهمی ، بدعت و انحراف را در نسل آینده نهادینه می کند.
کد خبر: ۳۶۲۰۴
از این رو شاید تامل در محورهای زیر راهگشا باشد:
1) آیا مطابق آموزه های دمکراسی ، اگر در یک حوزه انتخابیه و برای یک کرسی فقط 2نفر نامزد شوند و اتفاقا صلاحیت هر 2نفر تایید شود ، اما هیچکدام به 2جناح اصلی کشور وابسته نباشند ، انتخابات در آن حوزه و برای آن کرسی ، رقابتی نیست؛ آیا شهروندان عادی که عضو احزاب نیستند شایسته رقابت با یکدیگر نیستند؛ آیا حتی اگر برای یک کرسی فقط یک نفر نامزد شده باشد ، قانونا حق داریم بگوییم انتخابات برای آن کرسی منتفی است؛.
2) به نظر می رسد این گفته که نامزدهای بارز جبهه دوم خرداد ردصلاحیت شده اند، اهانت به حدود 1500نامزد همفکر و مرتبط با این جبهه است . ظاهرا حزب مشارکت هنوز هم نقش پدرخواندگی سایر احزاب عضو جبهه دوم خرداد را بازی می کند و با نادیده انگاشتن اعضای موثر مجمع روحانیون مبارز، حزب کارگزاران سازندگی ، خانه کارگر و...که نام آنها در فهرست این انتخابات وجود دارد ، نبود اعضای اصلی خود را مساوی نبود نماینده ای از جبهه دوم خرداد تفسیر می کند؛ این در حالی است که با رفتار غیرمشارکتی این حزب نسبت به موتلفان خود مدتی است چنین قیمومیت هایی ، کارآیی خود را در این جبهه از دست داده ، همراهان دیروز را معترض ساخته است؛.
3) صرف نظر از این که جمع آوری 124 امضاء برای استعفای دستجمعی نمایندگان مجلس ششم ، روشی حکومتی و مبتنی بر منافع ملی بوده است یا نه و صرف نظر از این که تا چه حد شدنی است و تا چه حد مبنای حقوقی و قانونی دارد و تا چه حد با انگیزه های نمایشی یا چانه زنی رخ داده است این سوال پیش می آید که این اقدام با شیوه های اقناعی صورت گرفته است یا از طریق تهدید و تطمیع . این سوال از آن رو قوت می یابد که گفته می شود بسیاری از امضائکنندگان که صلاحیت آنها برای این دوره تایید شده است علاقه ای به گره زدن سرنوشت خود با حدود 80 نماینده ردصلاحیت شده نداشته اند ، اما بر اثر پیغام هایی که به آنان داده شده ، مجبور به امضای نامه ای شده اند که حتی منفعت و مصلحت شخصی آنان را تامین نمی کند و لذا با این دغدغه قرین هستند که چون گذشته باز هم باید نقش سرباز پیاده را بازی کنند و در منازعات احتمالی قربانی شوند تا پلکان ترقی بازیگران اصلی را فراهم آورند. این عده متوجه شده اند (یا بزودی متوجه می شوند) که پدرخوانده ها، آنان را برای این می خواهند که هزینه برخورد رقیب با خود را بالا ببرند و این به معنای نگاهی ابزاری به همفکران و هم سنگری هاست که در حد یک کیسه شن ارزیابی شوند. از نکات طنزآمیز روزگار این که سرنوشت این استعفانامه شبیه نامه ای با 127 امضاست که عده ای مخفیانه اظهار می کردند متن آن را نخوانده اند و یا در رودربایستی های فراکسیونی و احتمالا گروکشی های معمول در بازار سیاست قرار گرفته اند و با این روش اگر چه روی آن را نداشتند که انکار علنی کنند اما عملا از امضای خود برائت می جستند!.
4) متاسفانه رفتار سیاسی چند ساله اخیر در اردوگاه حاکم علاوه بر آن که از نبود پختگی سیاسی رنج می برد (به دلیل کنار گذاشتن و به تعبیری عبور عجولانه از عناصر پرتجربه و دلسوز) ، شباهت اعجاب برانگیزی به عملکرد جریان نفاق در سالهای اولیه پیروزی انقلاب اسلامی دارد، به حدی که تایید مصداقی دیگر بر تئوری تکرار تاریخ است . این شباهت شاید به دلیل اشراب از آبشخور مشترک فکری و پس زمینه های تجربی بازیگران اصلی این رفتار با آن جریان باشد. سوئاستفاده از احساسات جوانان ، شرکت در درگیری ها با بهره گیری از ظرفیت صنوف ، تحصن ، اعلامیه های مستمر و دامنه دار همبستگی ، استفاده مفرط از جنگ روانی ، نوع میتینگ ها و تجمعات ، شعارهای یکسان ، شعارزدگی ، فرار از بحث مبنایی ، مظلوم نمایی و نمایش چهره ای وجیه از خود ، وامدار کردن اعضا از طرق عاطفی احساسی ، گروکشی از یاران برای استفاده از آن در روز مبادا، بزرگنمایی نقش تشکیلات و ضرورت انضباط حزبی با هدف کورکردن بینش شخصی ، نادیده انگاشتن اخلاقیات در سیاست و پیروی از ماکیاولیسم و سرانجام جمع آوری سلاح و آمادگی برای نبرد مسلحانه و در یک کلام ، آمیختن و التقاط بینش سیاسی غربی و روشهای استالینی با تفکر سیاسی در نظام ارزشی دینی . و پیداست این ملغمه که عناصر آن دو به دو با یکدیگرمتعارض هستند ، سنتزی را می سازد که متاسفانه قرابتی با هیچ کدام از مولفه های سازنده آن ندارد و لذا به هیچ کجا رهنمون نمی شود. در این میان باز هم از چهره های باتجربه در فن سیاست و شخصیت های دلسوز و موثر نظام انتظار می رود با مداخله بموقع و گرفتن ابتکارعمل از کسانی که فاقد صلاحیت لازم در طراحی کنش های سیاسی هستند و رویه های افراطی دارند ، سیر ماجرا را به سوی اعتدال و حقیقت هدایت کنند.