سلسله مباحث جام‌جم به مناسبت همایش روز جهانی فلسفه و آسیب‌شناسی آموزش فلسفه در ایران ـ 2

فلسفه در ایران نباید مقدم بر منطق باشد

ضعف و رکود در یک رشته علمی مسلما به آموزش و نظام آموزشی آن مرتبط است. در بررسی آسیب‌‌شناسی آموزش منطق در دانشگاه‌ها با دکتر لطف‌الله نبوی، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس به گفتگو نشستیم.
کد خبر: ۳۵۷۲۴۰

از موضوع‌های دیگری که در این بحث مطرح شد تاثیر برگزاری همایش روز جهانی فلسفه در ارتقای فلسفه و منطق کشور است. از دکتر نبوی کتاب‌های مبانی منطق و روش‌شناسی، مبانی منطق جدید، مبانی منطق موجهات، منطق سینوی به روایت نیکلاس رشر، تراز اندیشه و مبانی منطق فلسفی منتشر شده است، همچنین مبانی منطق ریاضی عنوان کتاب دیگری است که بزودی از وی منتشر می‌شود.

بحث ما در مورد آسیب‌شناسی آموزش منطق در دانشگاه‌هاست، اما به نظر می‌رسد ضروری است در مورد نظام آموزش و پرورش هم صحبتی شود. می‌دانید که فلسفه و منطق تنها در مقطع دبیرستان و فقط در پایه سوم و پیش‌دانشگاهی رشته علوم انسانی تدریس می‌شود و رشته‌ها و مقاطع تحصیلی دیگر از آن بی‌بهره‌اند. چه استدلالی وجود دارد که منطق و فلسفه فقط برای این رشته و آن هم با این محدودیت تدریس می‌شود؟سوال بسیار دقیقی است. اولین نکته در این ارتباط به این برمی‌گردد که متاسفانه و صد تاسف به خاطر درک ناصحیحی که از تاریخ معرفت وجود دارد همیشه منطق در کنار فلسفه دیده شده است. نه ارسطو و نه ابن سینا هیچ کدام چنین نظری نداشتند، بلکه معتقد بودند که منطق ابزار تمامی علوم است و همان نسبتی را با فلسفه دارد که با ریاضی، فیزیک، شیمی، ستاره‌شناسی و... دارد، البته ممکن است نسبت بیشتری با یک علم و نسبت کمتری با دیگر علوم داشته باشد. مضافا بر این‌که منطق که فقط منطق قیاسی نیست، منطق استقرایی هم هست که در حوزه علوم تجربی کاربرد بیشتری پیدا می‌کند. اولین آسیب‌شناسی اینجا خواهد بود که این تلقی باید اصلاح شود. منطق برای همه دانش‌آموزان و تمامی دانشجویان و در کلیه رشته‌ها لازم است. به عبارت دیگر اولین و ضروری‌ترین آسیب‌شناسی و پس از آن حل مشکل در این است که تلقی درستی را ایجاد کنیم و به منطق عمومی اهتمام بورزیم. منظور از منطق عمومی، منطق علوم انسانی یا علوم اجتماعی نیست، بلکه برای همه رشته‌ها در دانشگاه و دبیرستان بدون استثناء لازم است. امروزه کتاب‌های منطق عمومی در جهان زیاد نوشته می‌شود و باید مقوله منطق عمومی (Introduction to Logic) را جدی بگیریم، منطق پایه (Element of Logic) را باید جدی بگیریم، در این منطق پایه روی عناصری تکیه می‌شود که هر دانشجویی در هر رشته علمی که با تحلیل مطلب علمی مواجه می‌شود نیازمند آن است. ارسطو اساسا واژه منطق را استفاده نکرد، بلکه از «دانش تحلیل» استفاده می‌کرده است، هر کسی که می‌خواهد تحلیل علمی داشته باشد نیازمند دانشی به نام دانش تحلیل است که قرن‌ها پس از ارسطو به علم منطق (Logic) شهرت یافت. این اولین آسیب‌شناسی است که خیلی مهم است.

امروزه در جهان شاید بیش از 50 کتاب راجع به منطق عمومی نوشته شده باشد، ولی متاسفانه در ایران منطق عمومی نوشته نشده است. در یکی، دو سال قبل تلاش کردم که کتابی درباره منطق عمومی بنویسم که عنوان آن «مبانی منطق و روش‌شناسی» است که همه رشته‌های علمی بدان نیاز دارند، همان مقدار دانشجوی فلسفه نیازمند این کتاب است که دانشجوی فیزیک و شیمی و سایر رشته‌ها به آن نیازمند هستند. بنابراین اولین آسیب جدی همین نکته است که تلقی‌های غلطی که نسبت به منطق وجود دارد که منطق را همیشه در کنار فلسفه دیده‌اند، باید اصلاح شود چرا که در واقع منطق ابزار فلسفه و تمامی علوم است و البته فلسفه و ریاضی باید بیشتر از رشته‌های دیگر از منطق بهره گیرند، نتیجه آن‌که باید به مقوله منطق عمومی اهمیت جدی داد تا آرام آرام این فضا اصلاح شود.

در مورد ضرورت تدریس منطق و فلسفه برای مقاطع تحصیلی پایین‌تر و حتی برای کودکان نظرتان چیست، چون چندی است که حتی در کشور ما موضوع فلسفه برای کودکان مطرح شده است، به نظر شما آموزش منطق به کودکان چقدر ضروری است؟

بنده بیشتر مایل هستم منطق برای کودکان نوشته شود، چون بحث‌های فلسفی فراتر از منطق است. تا منطق ذهنی کودک پرورش پیدا نکرده، پرداختن به مقوله فلسفه درست نیست. در تست‌های هوش، پازل‌ها، تست‌های بازی، اسباب‌بازی‌هایی که به صورت معماهای منطقی است، و.. براحتی می‌توان مسائل منطقی را برای کودکان بیان کرد که ذهن پرورش پیدا ‌کند تا در آتیه بتوان مباحث فلسفی را هم مطرح کرد. بنابراین بنده به «مقوله منطق برای کودکان» بیشتر نظر دارم تا «فلسفه برای کودکان» و فکر می‌کنم آشنایی با مسائل فلسفی منطقا باید پس از آشنایی با علوم طبیعی و تجربی صورت گیرد، همان‌گونه که نظر ارسطو و ابن‌سینا چنین بوده است. تلقی منطق در بسیاری از محافل فلسفی ایران هنوز منطق سنتی بوده است، البته بتدریج این فضا در حال عوض شدن و اصلاح شدن است.

نگاه به منطق قدیم و جدید در دانشگاه و حوزه و محافل علمی ما چگونه است، آیا منطق جدید و اهمیت آن در دانشگاه و حوزه جدی گرفته می‌شود؟

اکنون اگر در محافل حوزوی بگوییم یک کتاب جدید در منطق را نام ببرید ممکن است «منطق مظفر» یا کتاب «رهبر خرد» را معرفی کنند، ولی هم رهبر خرد و هم منطق مظفر منطق قدیم هستند، منطق امروزی نیستند، هنوز در محافل حوزوی و بسیاری از محافل فلسفی وقتی گفته می‌شود منطق، بلافاصله ذهن متوجه منطق قدیم می‌شود، در صورتی که این تلقی قطعا تلقی غلطی است. به عبارت دیگر، چون هنوز ما درک درستی از علم منطق آن گونه که در دنیا وجود دارد پیدا نکردیم تلقی ما از علم منطق مأخوذ از تفکر حوزوی، کلاسیک و سنتی است. اکنون اگر به حوزه‌ها نگاه کنیم منطق مظفر یا حاشیه ملاعبدالله با عنوان عمومی منطق تدریس و تدرّس می‌شود، در صورتی‌که درست و صحیح آن است که با نام منطق قدیم یا سنتی خوانده شود تا در این صورت توجه شود که امروزه منطق‌های جدیدتری هم هست. منطقی که ما امروزه احتیاج داریم منطق امروز است نه منطق دیروز، البته منطق دیروز خیلی اهمیت دارد ولی از نگاه امروز باید به دیروز نگاه کرد. تاریخ یک علم همیشه مهم است، همان طور که تاریخ فیزیک، تاریخ فلسفه و تاریخ ستاره‌شناسی و... مهم است، ولی باید توجه کنیم منطقی که امروز به آن نیازمندیم منطق امروز است، منطق دیروز نیست؛ بنابراین تمام کتاب‌های مرسومی که در محافل حوزوی و بعضا در محافل دانشگاهی رایج است مثل منطق مظفر یا حاشیه ملاعبدالله یا منطق صوری مرحوم دکتر خوانساری، اگر به طور عمیق و امروزی بررسی شود کتابی مربوط به تاریخ منطق یا دقیق‌تر بگوییم منطق سنتی است که با منطق جدید امروز فاصله بسیاری دارد. کامپیوترهای امروزی تجسم عینی منطق امروز هستند. به نظر شما می‌توان از آن بی‌نیاز بود؟ این مطلب نیز یک آفت و آسیب بسیار مهم دیگر است که تا تلقی ما نسبت به منطق و علم منطق تصحیح نشود این مشکل حل شدنی نیست.

اگر بخواهیم وضعیت آموزشی در دانشگاه‌ها را بررسی کنیم، دانشجویان، استادان و منابع آموزشی 3 رکن مهم را تشکیل می‌دهند. استادان برجسته منطق در دانشگاه به تعداد انگشتان دست هم نمی‌رسند، دانشجویان هم به دلایل مختلف از جمله نبودن شغل مناسب انگیزه مناسب ندارند و منابع آموزشی در بخش تالیف و ترجمه هم که وضعیت مناسبی ندارد. در هر کدام از این بخش‌ها نظرتان چیست؟

در چند مرحله باید وضعیت موجود را اصلاح کنیم. یکی ایجاد فرهنگ منطقی مناسب برای کل جامعه و بویژه جامعه علمی است که با توجه به مقوله منطق عمومی این مهم امکان‌پذیر می‌شود که از نیازهای فوری است. در ایران کتابی در این زمینه نوشته نشده بود و بنده تلاش کردم تجربه 20 سال گذشته خود را به صورت کتابی دراین‌باره منتشر کنم. کتاب‌هایی که تا به حال نوشته می‌شده همه در منطق قدیم بوده است. فرهنگ عمومی علمی را باید در حوزه منطق گسترش داد.

وقتی بخواهیم از حوزه منطق عمومی فراتر برویم و به طور تخصصی منطق را ارتقاء دهیم باید هم به تاریخ منطق و همچنین منطق سنتی اهتمام کرد که در این حوزه متاسفانه مدرسین کاملا متبحر و متخصص نداریم یا کم داریم و هم نیازمند این هستیم که در حوزه تاریخ منطق کتاب‌های درسی خوب و مناسبی نوشته شود.

در حوزه تاریخ منطق گرایش و رشته‌ای نداریم. به صورت محدود برخی از محافل در این ارتباط فعال‌تر هستند. باید گرایش تاریخ منطق را تاسیس کرد و کتاب‌های آموزشی مناسب نوشت. همان طور که شما گفتید اول استاد مبرز، دوم کتاب مناسب و سوم دانشجوی مناسب نیاز است. تا اینها نباشد در حوزه منطق مشکل ما حل نمی‌شود. به هر حال به تاریخ منطق نیاز جدی داریم. کشور ما از معدود کشورهایی است که سابقه بسیار درخشانی در تاریخ علم منطق دارد. روسیه، ژاپن، آمریکا و... ممکن است این سابقه تاریخی را نداشته باشند که ندارند ولی در ایران، در کشور ابن‌سینا و خواجه نصیر منطق خیلی رشد داشته است؛ بنابراین باید اهتمام کافی به تاریخ منطق و منطق سنتی داشته باشیم و آن را درست بشناسیم. از نگاه امروز منطق قدیم را بشناسیم و ارزش‌های آن را بازخوانی و بازیابی و از نگاه امروز به دیروز نگاه کنیم. در این صورت است که ارزش‌ها و البته کاستی‌های آن را می‌توانیم ببینیم.

در حوزه منطق جدید چه کارها و فعالیت‌هایی صورت گرفته است؟

با همت شادروان دکتر غلامحسین مصاحب و نگارش کتاب ارزشمند و مجهول القدر «مدخل منطق صورت» در سال 1334، منطق جدید وارد محافل علمی ایران شد. در مدت 20 سال این کتاب مجهول بود و ارزشش آن‌گونه که بایسته و شایسته بود مدنظر قرار نگرفت، ولی خوشبختانه بعد از انقلاب اسلامی تحرکی در محافل علمی ایجاد شد از جمله دانشگاه تربیت مدرس در این زمینه پیشتاز بود و تلاش کرد منطق جدید را از حدود سال‌ 1368 در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری ایجاد کند.

یکی از گرایش‌های منطق جدید، منطق فلسفی نام دارد. منطق جدید با گرایش منطق فلسفی در دانشگاه تربیت مدرس دایر شده است، همچنین گرایش منطق ریاضی یعنی منطق در دپارتمان‌های ریاضی هم ایجاد شده است. امروزه منطق جدید، حوزه‌های مختلفی پیدا کرده است. لااقل 2 حوزه اساسی دارد. یکی منطق ریاضی و دیگری منطق فلسفی نام دارد. منظور از منطق فلسفی، فلسفه منطق نیست. منطق فلسفی بخشی از منطق جدید است، یعنی بخشی از منطق که در دپارتمان‌های فلسفه مطرح است که بیشتر به نظام‌های فلسفی منطق می‌پردازد مثل منطق موجهات، منطق زمان، منطق تکلیف، منطق معرفت، منطق شهودی، منطق آزاد، منطق فازی و... همچنین مباحث فلسفه منطق بحث می‌شود، البته همان طور که گفتیم تعداد مدرسین منطق جدید چه در حوزه منطق فلسفی و چه در حوزه منطق ریاضی از تعداد انگشتان دست فراتر نمی‌روند. کتاب‌های آموزشی مناسب نیز در این زمینه بسیار محدود هستند، فقط چند کتاب ترجمه و چند کتاب تالیفی در این ارتباط وجود دارد. به هر حال حرکتی است که شروع شده و خوشبختانه انجمن علمی منطق در سال گذشته تاسیس شد و افراد هیات مدیره آن مشخص شدند. امید است تاسیس این انجمن و تلاش‌های آتی آن خلأ فرهنگ عمومی و تخصصی منطق را در کشور بوعلی سینا و خواجه نصیر پر کند. خود بنده هم در این زمینه سعی کردم تلاشی انجام دهم و 5 کتاب آموزشی نوشته‌ام که عمدتا در حوزه‌های منطق جدید است. امید است این خلأ و کمبود اساسی و بنیادی آرام آرام برطرف شود.

به نظر شما در حوزه منطق جدید چند سال از مباحث روز دنیا عقب هستیم؟ برگزاری همایش روز جهانی فلسفه و حضور دانشمندان غربی چه تاثیر و تحولی بر آن می‌تواند داشته باشد؟

چند سال پیش در مصاحبه‌ای گفتم درمنطق 50 سال نسبت به کشورهای پیشرو عقب هستیم. برخی بر من خرده گرفتند چرا این گونه اظهار نظر کرده‌اید، ما که در منطق میراث بسیار غنی‌ داریم. گفتم اگر 10 سال قبل از من می‌پرسیدید می‌گفتم صد سال عقب هستیم، ولی در این مدت توانستیم 50 سال را جبران کنیم. امیدوارم که در 5 سال آینده بتوانیم بگوییم 20 سال عقب هستیم تا نهایتا این کمبود و خلأ پر شود. علم منطق بعد از حمله مغول در ایران رو به افول گذاشته است و بعد از قرن‌ها رکود باید مجد و عظمت علمی گذشته را تجدید کرد.

به نظر شما مهم‌ترین آسیب‌ها در حوزه منطق در مراکز علمی و آموزشی کشورمان چیست؟

باید نگاه متافیزیکی به منطق نداشت، یعنی فکر نکنیم که مطالعه متافیزیک و فلسفه مقدمه بر علم منطق است، بلکه برعکس مطالعه منطق مقدمه ورود به فلسفه است، متاسفانه در پاره‌ای از محافل فلسفی‌گویی به این نظر رسیده‌اند که اول باید یک اتخاذ موضع متافیزیکی داشته باشیم و سپس وارد مطالعه منطق شویم در صورتی که این رویکرد قطعا اشتباه است. آن گونه که ارسطو اراده کرده و ابن‌سینا بیان نموده ما باید اول منطق را فرا بگیریم و بعد به وسیله آن وارد دیدگاه‌های فلسفی شویم و آنها را اثبات کنیم. نباید جای اینها را با هم خلط کرد.

از آسیب‌های جدی‌تر حوزه منطق جدید باید بگوییم که برخی بین منطق فلسفی و فلسفه منطق هم خلط می‌کنند. منطق فلسفی بخشی از منطق جدید است، فلسفه نیست، همان طور که از نامش پیداست منطق است اما نگاه فلسفی‌تری به بحث دارد یعنی عمدتا به مطالعه نظام‌های فلسفی منطق یا منطق‌های فلسفی می‌پردازد که با فلسفه منطق متفاوت است. حداکثر می‌توان گفت که فلسفه منطق بخشی از منطق فلسفی است، اما بخش بسیار عمده منطق فلسفی همان مطالعه نظام‌های فلسفی منطق است که کاملا نظام‌هایی صوری هستند. باید از این خلط‌ها پرهیز کرد تا به تدریج و به صورت درست و استاندارد کلمه، علم منطق در این مملکت پا بگیرد. در کشور ابن‌سینا و خواجه نصیر این همه فاصله با دستاوردهای امروز منطق خسران بزرگی است که باید هرچه زودتر اهتمام و تلاش کرد که این فاصله‌ها را پر کرد.

نکته دیگر تذکر این مطلب است که هنوز آموزش منطق در ایران نهادینه نشده است و تا آموزش منطق نهادینه نشود پژوهش منطقی شکل نمی‌گیرد. پژوهش ثمربخش همیشه ریشه در آموزش مناسب دارد، هیچ پژوهش ثمربخشی در هیچ جای دنیا و در هیچ رشته علمی به وجود نمی‌آید مگر این‌که قبل از آن آموزش مناسبی وجود داشته باشد. در این ارتباط رشته‌ها و گرایش‌های منطق باید گسترش پیدا کند. هم اکنون گرایش منطق فلسفی در 3 دانشگاه ایران تاسیس شده است که باید گسترش بیشتری پیدا کند و براساس استانداردهای امروز دانشجوی منطق تربیت کنیم، آموزش منطق را باید هم در سطح عمومی و هم در سطح تخصصی ارتقا دهیم آن وقت زمینه برای پژوهش‌های منطقی فراهم می‌شود تا این کارها انجام نشود رشد صورت نمی‌گیرد.

همایش روز جهانی فلسفه امسال 30 آبان‌ماه و اول و دوم آذرماه در تهران برگزار می‌شود، به نظر شما برگزاری این همایش چه تاثیری بر منطق و فلسفه کشورمان دارد؟

برگزاری همایش روز جهانی فلسفه در ایران فرصت بسیار مغتنمی است، اساسا همان طور که بیان شد یکی از زمینه‌های رشد فلسفه از گذشته‌های دور تا امروز دیالوگ بوده است، اصلا فلسفه ریشه در دیالوگ دارد. خیلی‌ها معتقدند اصولا فلسفه یعنی تفلسف و بحث فلسفی. هرچند این بحث فلسفی و ماحصل بحث فلسفی را باید مبرهن و مستدل کرد، ولی به هر حال بحث فلسفی در ایجاد و تحول فلسفه نقش اساسی داشته است.نشست روز جهانی فلسفه و گفتمان فلسفی فرصت بسیار خوب و مغتنمی است که دانشمندانی از مغرب زمین در کنار فیلسوفانی از مشرق زمین قرار بگیرند و با هم بحث و مفاهمه داشته باشند و ایده‌های فلسفی را با همدیگر مطرح و رایزنی کنند.

حسب اطلاع خوشبختانه تیم خوبی از منطق‌دانان مغرب زمین نیز به همایش روز جهانی فلسفه که اواخر آبان و اوایل آذرماه سال جاری در ایران برگزار می‌شود دعوت شده‌اند، مانند ویلفرد هاجز، تونی استریت، پل تام و.... امیدوارم که جلسه بحثی وجود داشته باشد تا از نگاه امروز به بازشناسی و بازخوانی میراث گذشته خودمان اقدام کنیم و از رهگذر بحث‌ها و مطالعات تطبیقی است که می توانیم زمینه احیا و تحول علم منطق در کشور را فراهم کنیم.

فلسفه اسلامی در این همایش چه حرف‌هایی برای گفتن دارد؟

شکی نیست که فلسفه مشرق زمین به لحاظ محتوا و معنا حرف‌های زیادی برای گفتن دارد، ولی صورت کاملا منضبطی در ارائه مطلب پیدا نکرده است. مثل ظرف است و مظروف. مظروف ممکن است ارزشمند باشد ولی ظرف مناسب خود را پیدا نکرده باشد. هر مظروفی را نمی‌توان در هر ظرفی ریخت، اگر یک متاع بسیار ارزشمند داشته باشیم باید ظرف آن هم ارزشمند باشد، عمده میراث غنی ما در حوزه فلسفه در حوزه متافیزیک و وجودشناسی است. چه نظام مشائی و سینوی و چه نظام اشراقی و چه نظام حکمت متعالیه، همه نظام‌های متافیزیکی هستند. بنده معتقدم که ما مظروف بسیار ارزشمندی در متافیزیک داریم و ایده‌های بسیار بسیار بلندی در فلسفه اسلامی مطرح است مانند اصالت وجود، حرکت جوهری، تشکیک وجود و خیلی از مباحث دیگر، اینها بحث‌های ارزشمندی است که در شکل‌گیری جهان‌بینی فلسفی بشر نقشی اساسی می‌تواند داشته باشد، اما این متاع بسیار ارزشمند فکری ظرف مناسب اثباتی و تبیینی خود را پیدا نکرده است. باید بپذیریم که مغرب زمین صورت تبیینی و بیانی و اثباتی خیلی دقیق‌تری برای فلسفه خود دارد، دکارت پایه‌گذار فلسفه جدید مغرب زمین که اتفاقا معاصر ملاصدرا به لحاظ زمانی بوده است با همین رویکرد فلسفه خود را پایه‌ریزی کرد. عبارت مشهوری از دکارت وجود دارد که «در فلسفه همه چیز باید به شیوه ریاضی اثبات شود» در همان زمان ملاصدرا در مشرق زمین ایده‌های بسیار بلند متافیزیکی خود را تولید می‌کرد، اما ظرف اثباتی مناسب خود را نداشت. پس ما محتوا و ماده فلسفی ارزشمندی در شرق بویژه در ایران داریم و از طرف دیگر صورت‌پردازی دقیق را در مغرب زمین داریم که بویژه از زمان دکارت شروع شده است و سپس اسپینوزا و لایب نیتس و بعد هم در دوران جدید. فکر می‌کنم همایش روز جهانی فلسفه فرصت مناسبی است در تعامل برقرار کردن بین این محتوا و ماده مشرقی و آن صورت مغربی و مقاله بنده هم در همین راستا ست که بتوانیم این بحث را داشته باشیم که ماده فلسفی مشرق زمین باید با صورت دقیق مغرب زمین توأم شود و ظرف بیانی و اثباتی خود را پیدا کند، در این صورت است که می‌توانیم برای سال‌ها و قرن‌های آینده در فلسفه حرفی برای گفتن داشته باشیم یعنی تبیین نظام یا نظام‌های فلسفی که هم محتوای عمیقی و هم صورت دقیقی داشته باشد. بعضی وقت‌ها ایده‌های عمیقی هستند که صورت نادقیق و مبهمی دارند و برعکس بعضی امور هستند که صورت خیلی دقیق و منضبط و زیبایی دارند ولی محتوای ارزشمندی ندارند. همایش روز جهانی فلسفه در ایران می‌تواند نقطه عطفی برای فلسفه اسلامی باشد که این فلسفه با محتوای بسیار غنی ای که دارد با صورت دقیق مغرب زمین توأم شود که در این صورت محصول آن معرفت فلسفی ارزشمندی می‌شود.

به نظر شما عنوان همایش روز جهانی فلسفه که نظر و عمل نام دارد، چه ارزشی دارد و آیا موضوع مناسبی با توجه به نیاز انسان معاصر و ارزش و اعتبار فلسفه امروزین است؟

عنوان همایش روز جهانی فلسفه، عنوان عامی است و از گذشته‌های دور نیز مطرح بوده است. در انتخاب این عنوان بدون تردید نظر به دیدگاه ارسطو و ابن‌سینا داشته‌اند چون فلسفه ارسطو دو بخش دارد؛ فلسفه نظری و فلسفه عملی. تلقی این بوده که در واقع در این همایش به ابعاد نظری فلسفه و نیز به کاربردها و کارکردهای خارجی فلسفه توجه شود.

به هر حال فلسفه به عنوان یک معرفت اگر بخواهد نقشی در زندگی بشر داشته باشد باید جنبه‌های کاربردی آن هم مدنظر قرار گیرد، آیا فلسفه فقط برای محیط‌های علمی و آکادمیک طراحی شده یا می‌تواند در حل پاره‌ای از چالش‌های اجتماعی نقش ایفا کند. همان طور که گفته شد فلسفه پاره‌ای از ابعاد عملی قابل توجهی پیدا کرده است که فلسفه‌های مضاف یکی از آنهاست. فلسفه علوم طبیعی و فلسفه علوم اجتماعی، فلسفه اخلاق، فلسفه هنر و.. همگی از فلسفه‌های مضاف هستند. درک و تحلیل فلسفی از ماهیت این علوم که خود آنها کاربردی هستند می‌تواند نقش خوبی در صحنه عمل ایفا کند. از این نظر فکر می‌کنم این عنوان عنوان عمومی خوبی است و اگر درست طراحی شود و مقالات خوبی احیانا فرستاده شده باشد. بویژه بحث‌ها، نشست‌ها و مباحثات فلسفی که وجود دارد می‌تواند نقش زیادی در تحول تفکر فلسفی داشته باشد.

برای برگزاری بهتر و مناسب‌تر همایش روز جهانی فلسفه چه پیشنهادهایی دارید؟

شاید مناسب‌تر بود نشست‌هایی قبل از برگزاری همایش روز جهانی فلسفه گذاشته می‌شد و دیدگاه‌های همه دانشگاه‌ها در زمینه بازشناسی رووس بحث پرسیده می‌شد، ولی با توجه به همتی که در دست‌اندرکاران سمینار سراغ دارم بویژه جناب آقای دکتر اعوانی که ریاست انجمن حکمت و فلسفه را به عهده دارد و صداقت و تلاشی که در کار دارند، امیدوارم شرایطی فراهم شود تا همه صاحب‌نظران بتوانند مشارکت فعالی داشته باشند، خوشبختانه این فراخوان صورت گرفته و امیدوارم که اداره و مدیریت سمینار نیز به گونه‌ای باشد که بحث‌ها پراکنده نباشد و محورهای آن جدا باشد، نشست‌های تخصصی خیلی می‌تواند مهم و تاثیرگذار باشد.

چه اقداماتی ضروری است که انجام گیرد تا بتوانیم بهترین استفاده از برگزاری این همایش را ببریم تا بعد از برگزاری نگوییم ای کاش این کار را انجام می‌دادیم بهتر می‌توانستیم از فرصت‌های آن استفاده می‌کردیم!

باید توجه داشت چون این همایش توسط یونسکو به مناسبت روز جهانی فلسفه و بزرگداشت آن در ایران برگزار می‌شود، در واقع یک نشست عمومی است و انتظار این‌که در بخش اصلی و محوری و عمومی همایش مطالعات تخصصی انجام شود، وجود ندارد. باید در کنار برگزاری این همایش سمینارها و کمیسیون‌های متعددی به طور تخصصی برگزار شود، در محورهایی مانند منطق، معرفت‌شناسی، متافیزیک، تاریخ فلسفه، فلسفه غرب، فلسفه شرق، فلسفه علم و... کمیسیون‌های فرعی وجود داشته باشد که مقالات دسته‌بندی و موضوع‌بندی شود که آنهایی که تخصصی‌تر هستند در آنجا مطرح شوند و به تبع آن نشست‌های فلسفی برگزار شود.همچنین لازم است مجموعه مقالات همایش منتشر شود، بسیاری از سمینارها برگزار می‌شود، ولی مجموعه مقالات منتشر نمی‌شود، یعنی باید توجه داشت که انجام سمینار بخش آغازین یک فعالیت علمی است و عمده کار سمینار نتایج و تبعاتی است که پس از سمینار ایجاد می‌شود، امیدوارم برگزاری این همایش نقش برجسته‌ای در بسط، تعمیق و تعالی تفکر فلسفی در ایران داشته باشد.

سید ‌حسین امامی
جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها