حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اینها ولی صرفاً توضیحاتی است که جایگاه این شخصیت را در زمینه داستانی فیلم بیان میکند. شخصیت جو ویلر به دلیل این خصوصیات کلی نیست که ماندگار است. این شرایط ممکن است برای هر شخصیت داستانی دیگری هم وجود داشته باشد. چیزی که نام جو ویلر را در خاطره سینمایی ما ماندگار کرده، رابطه او با عشق و نفرت است. جو یک مظلوم است؛ بیگناهی که قربانی خشم جامعه و قضاوت بیاساس افکار عمومی شده است. وی قربانی بیعدالتی در جامعهای است که مجریان عدالت هم اجازه اجرای عدالت را ندارند. در این جامعه دفاع از بیگناه و دفاع از عدالت خودش جرم است و مامور قانون اگر برآورنده خواست عوامی که پاشنه آشیل قضاوتشان خشم و غضب است نباشد، محکوم است و مطرود. با این حال تفاوت جو از دیگر شخصیتهای مشابه تنها به دلیل موقعیتی نیست که وی در آن گرفتار آمده است. رابطه عاشقانه جو با کاترین و ایمان و اعتقاد او به عشق و ازدواج در نیمه اول فیلم و رفتار کینهجویانه جو در قبال خشم جامعه در نیمه دوم، از یک سو اهمیت خشم را در ویرانگری نشان میدهد و از سوی دیگر قدرت عشق را در سازندگی.
جو گرفتار خشم جامعهاش است ولی نهفقط چون او را بـهخاطر گناهی که مرتکب نشده سزاوار مرگ دانستهاند، بلکه چون در نتیجه این ظلم آشکار و این بیعدالتی خشمگینانه ـ او که پیشتر آرام و بیآزار و حتی عاشقپیشه بود و حالا کینهجو ـ ظالم و حتی راضی به مرگ دیگران شده است. خشم جو را تنها عشق میتواند فروبنشاند. ولی بالاخره این مهم است که این خشم فرونشستنی است. آنهایی که جو را به مرگ محکوم کرده و حتی خودسرانه اقدام به مجازات او کردهاند حتی وقتی معلوم میشود جو بیگناه بوده، باز هم نمیتوانند آرام بگیرند و دوباره جاهلانه حکم به مرگ او میدهند. جو اگر تنها یک تفاوت مهم با این عوام ناآگاه داشته باشد همین سابقه عاشقیاش است؛ تجربهای پالاینده و مقدس که هر کسی لایق آن نیست. جو مظلوم، محکوم و قربانی است. ولی هم از مرگ و هم از خشم و کینه نجات پیدا میکند چون میتواند عشق بورزد و دوست بدارد و این مهمترین ویژگی شخصیت جو ویلر است.
* محصول 1936 آمریکا، کارگردان: فریتس لانگ، بازیگران: اسپنسر تریسی و سیلویا سیدنی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....