این زن با گره روسری به کام مرگ کشانده شده بود و در همان بررسیهای ابتدایی معلوم شد قاتل یا قاتلان النگوهای این زن را سرقت کردند. کارآگاهان ابتدا به صاحب خانهای که جنایت در آنجا رخ داده بود مظنون شدند اما این مرد توضیح داد ملکش را به یک زن و مرد به نامهای معصومه و اکبر که اکنون فراری هستند اجاره داده است. افسران جنایی بعد از این که به کمک صاحبخانه از دو متهم فراری چهرهنگاری کردند برای دستگیری آنها به تکاپو افتادند و ابتدا توانستند مرد جوان را بازداشت کنند.
او به مشارکت در قتل اعتراف و معصومه را به عنوان طراح اصلی این جنایت معرفی کرد. به این ترتیب زن جوان که بعد از قتل به قوچان گریخته و در خانه یکی از اقوامش پنهان شده بود دستگیر شد. معصومه میگوید: من مقتول را از قبل میشناختم و میدانستم مقدار زیادی طلا و جواهر دارد. از سویی من با اکبر از مدتها قبل رابطه داشتم و با هم در یک خانه زندگی میکردیم من به اکبر پیشنهاد دادم با کشتن آن زن طلاهایش را بدزدیم. برای همین طبق برنامه قبلی او را به خانهمان کشاندم و با روسری او را خفه کردیم. معصومه اکنون در زندان به سر میبرد و تحقیقات از او ادامه دارد.