در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کارلوتا پیرس، زن جوان 30 سالهای است که به اتهام به قتل رساندن دختر 4 سالهاش مارشلا دادگاهی شده است. این زن که نقش داشتن در مرگ دخترش را انکار میکند با قرار وثیقه 300 هزار دلاری آزاد شده تا زمان تکمیل شدن پروندهاش بار دیگر در برابر اعضای هیات منصفه از خودش دفاع کند. مرگ مارشلا به گفته پزشکان خوراندن چندین قرص خوابآور به او و ضعف شدید جسمی است که مقصر تمامی آنها مادر او معرفی شده است، گرچه کارلوتا پیرس به هیچ عنوان زیر بار اتهاماتش نمیرود و بارها در حالی که بشدت میگریسته در حضور وکیلش فریاد زده است که من دخترم را نکشتهام.
«زندگی سخت من بعد از متارکه با شوهرم به خاطر شرایط وخیم جسمانی دخترم هر روز سختتر میشد. او از ابتدا چون 7 ماهه به دنیا آمد، نوزادی نارس بود که مشکلات جسمی فراوانی داشت. اعضای داخلی بدنش به طور کامل رشد نکرده بودند و به گفته پزشکان استرس شدید و تغذیه بدی که من در دوران بارداری داشتم، اوضاع دخترم را بدتر کرده بود. طی یک سالی که از طلاقم گذشت، دستکم 4 بار مارشلا را در بیمارستانهای دولتی بستری کردم. از سوی دیگر روده و معدهاش از زمانی که به دنیا آمده بود به درستی کار نمیکرد و سبب میشد نتواند تغذیه خوبی داشته باشد. نخوردن غذا باعث میشد مدام وزن کم کند و آنقدر لاغر شود که به زحمت و سختی روی پاهایش بایستد. من همه اینها را میدیدم، اما به خاطر دخترم قوی میماندم. میدانستم من تنها کسی هستم که او در زندگیاش دارد و اگر بخواهم من هم از او دوری کنم، فاصله چندانی با مرگ نخواهد داشت. مادرم میداند که من شبانهروز تمام سعی و تلاشم را کردم تا اوضاع را بهتر کنم، اما مرگ غمانگیز دخترم همه آرزوهایم را به باد داد. من هیچ تقصیری نداشتم و مرگ او تنها به خاطر نارس بودنش رخ داده است».
زمانی که ماموران پلیس در آپارتمان محل سکونت پیرس در بروکلین نیویورک حاضر شدند، مارشلا جانش را از دست داده بود. اولین تماس این مادر با ماموران حدود ساعت 5 صبح صورت گرفته بود و در فاصله زمانی 10 دقیقه تا ماموران، همراه آمبولانس خودشان را به محل برسانند، او 4 باردیگر ظاهرا از روی نگرانی تماس گرفت. حضور تیم پزشکی در محل زندگی این زن خیلی زود روشن کرد که مارشلا جانش را ساعتها قبل از دست داده و مادرش خیلی دیر با آنها تماس گرفته است. تحقیقات بعدی نشان داد که زمان مرگ مارشلا 4 ساله که وزنش با کودکی حدودا 6 ماهه برابری میکرد، حدود ساعت 3 صبح بوده است. یعنی مادر او دستکم 2 ساعت زمان تلف کرده تا ماموران را از ماجرا خبر کند یا برای دخترش درخواست کمک کند. این موضوع کافی بود تا به محض روشن شدن جزئیاتش، پیرس به عنوان قاتل دخترش معرفی و به همین اتهام راهی دادگاه شود؛ اتهامی که در صورت ثابت شدن آن دستکم 25 سال حبس برای این مادر بیرحم درپی خواهد داشت.«عصر روز حادثه دلخراش، مارشلا احساس ناراحتی میکرد. او به خاطر غذا نخوردن خیلی ضعیف شده بود و حتی به سختی حرف میزد. من که از سر کار به خانه برگشتم، متوجه وضعیت غیرعادی او شدم، اما تصور کردم که ضعف شدید جسمانی سبب بدحالیاش شده و این بود که مثل همیشه غذایی برایش درست کردم و با روشهای مختلف کوشیدم به او بخورانم. میدانستم هر چقدر هم که سعی کنم مقدار زیادی غذا نمیتواند بخورد و به همین خاطر بعد از چند قاشق که احساس کردم به اندازه کافی سیر شده دست از اصرار بر خوردنش برداشتم و او به اتاقش رفت تا بخوابد. بعد از آن نوبت مادرم بود که به خاطر شرایط غیرعادی جسمانیاش به مراقبت ویژهای محتاج است که قبل از رسیدن من به خانه یک پرستار برایش انجام میداد و وقتی از محل کارم برمیگشتم وظیفه من بود. مارشلا که به اتاقش رفت تا بخوابد، خیالم از او راحت شد و سراغ مادرم رفتم و به رسیدگی از او پرداختم. چند ساعت بعد برای اولین بار به اتاق دخترم رفتم تا به او سر بزنم. به نظرم راحت خوابیده بود و از آنجا که میدانستم از صبح مشغول بازی بوده، احتمال زیادی میدادم که خوابش تا صبح به طول بینجامد. اولین بار حدود ساعت 9 بود که به او سر زدم و بار دوم ساعت 12 شب که بازهم متوجه هیچ حالت غیرعادی نشدم، این بود که خودم به تختخواب رفتم تا ساعت 5 صبح که به پلیس زنگ زدم».
بنا به ادعای کارلوتا او آخرین بار ساعت 45/4 صبح به دخترش سرزده و متوجه شده که او نفس نمیکشد و به همین خاطر بلافاصله با ماموران پلیس و اورژانس تماس گرفته است. این ادعای کارلوتا در حالی صورت میگیرد که چندین مدرک جمعآوری شده ثابت میکند که او تمام طول شب را بیدار بوده و از وضعیت وخیم دخترش بخوبی مطلع بوده است. یکی از همسایهها که از این مادر به عنوان بیرحمترین زنی که در عمرش دیده یاد میکند، مدعی شده که در تمام طول شب صدای گریه و ناله مارشلا را از دیوار اتاقش میشنیده و حتی صدای صحبت مادرش را هم به وضوح فهمیده است که دخترش را دعوا میکرده تا هر چه زودتر به تختخوابش برگردد. طبق آنچه این زن ادعا میکند، بحث کارلوتا و دخترش به خاطر گرسنه بودن مارشلا و مخالفت مادرش با غذا خوردن او در نیمههای شب بوده است. با وجود این ادعاها ماموران تمام تلاش خود را به کار گرفتند تا درباره رفتار غیرعادی و بیرحمانه کارلوتا با دخترش به نتایج قابل قبولی دست پیدا کنند و تلاش بیشتر آنها پرده از رفتارهای وحشیانه او با تنها دخترش را کنار زد که نقش داشتن این مادر در مرگ عمدی مارشلا را حتمی میکرد.«من هرگز با دخترم بدرفتاری نکردهام. وقتی وکیلم ادعا کرد که در پروندهام درج شده به خاطر گرسنگی دادن، کتک زدن و خوراندن قرصهای خوابآور به مارشلا باید از خودم دفاع کنم، واقعا نمیدانستم چه عکسالعملی باید نشان دهم. پروندههای پزشکی او در بیمارستان در یک سال اخیر نشان میدهد که دخترم به خاطر نارسایی مادرزادی که داشت از انواع بیماریها رنج میبرد و غذا نخوردنش نه به خاطر کوتاهیکردن من که به خاطر مشکلات جسمی خودش بود. وکیلم مدعی است اینکه من در طول روز او را با مادربزرگش که توانایی حرکت کردن نداشته، تنها میگذاشتهام یکی از بزرگترین نقاط ضعف در پروندهام است در حالی که من میتوانم ثابت کنم مادرم در طول روز پرستار داشت و میدانستم این دختر جوان میتواند به کارهای مارشلا هم رسیدگی کند. این که ماموران مدعی شدند هرگز پرستاری برای مادر و فرزندم وجود نداشته، یک ادعای بیمورد است و من هم سعیام را میکنم تا این دختر جوان را که به طور ناگهانی مفقود شده به کمک وکیلم پیدا کنم و در دادگاه به اعضای هیات منصفه نشان بدهم. من هرگز نخواستم دخترم رنج بکشد و ناراحت باشد و اتهام گرسنگی دادن و کتک زدنش بسیار غیرمنصفانه است. جایی که از زخمهای قدیمی روی بدنش مانده متعلق به کتکهایی است که پدرش به او میزد و من هیچ نقشی در آنها نداشتم. تمام امید زندگی من مارشلا بود و پس از مرگش دیگر هیچ امیدی برای ادامه زندگیام ندارم. اگر مادرم قادر به صحبت کردن بود، میتوانست به ماموران بگوید که من همواره مادر خوبی برای فرزندم بودم و کوچکترین آزاری به او نرساندم. وجود دارو در سیستم بدن مارشلا به خاطر داروهایی است که پزشک برای او تجویز کرده بود و من چیزی غیر از آنها به دخترم ندادهام.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: