در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما یکی از پرکارترین نویسندگان مقاله در ایران هستید. خیلیها در ایران با چاپ مقاله میانه خوبی ندارند و آن را کاری بیهوده و اتلاف بودجه محسوب میکنند؛ نظر شما چیست؟ آیا صرف چاپ مقاله میتواند باعث پیشرفت علمی یک کشور شود؟
چاپ مقاله مثل نمره دانشجوست یعنی معیاری است از فعالیت ذهنی یک کشور. یک دانشجو نمیتواند ادعا کند من نابغهام، اما نمره امتحانش 2 باشد. درواقع امتحان گرفتن یک معیار بر ای سنجیدن نبوغ آن دانشجو محسوب میشود. مقاله هم همینطور است، یعنی چاپ مقاله معیار سنجیدن کشورها در زمینه علمی است. اصلا کشورهایی که از نظر اقتصادی پیشرفت کردهاند و در ردههای بالاتری نسبت به جهان سوم قرار دارند به موازات پیشرفت، تولید مقالههایی که در مرجعی مانند ISI فهرست میشود نیز پیشرفت میکند، اما اگر فقیرترین کشور را در نظر بگیرید میزان تولید مقاله آن در کمترین تراز قرار گرفته است.
در تمامی کشورهای صنعتی، تحقیقات بنیادی و چاپ مقاله همیشه مقدمهای بوده است بر ایجاد صنعت و تولیدات جدید و هیچ صنعتی را در دنیا نمیتوانید پیدا کنید که قبل از آن تحقیقی و مقالهای درباره آن چاپ نشده باشد. مشکلی که درون کشور ما وجود دارد این است که رابطی بین دانش تولیدی در دانشگاه و صنعت وجود ندارد و همه از استادی که نویسنده مقاله است انتظار دارند کار تولید و ایجاد زمینه اقتصادی دانش کشف شده را هم به عهده داشته باشد، ولی در دنیا اساتید علوم بنیادی وظیفه تولید دانش فنی را برعهده دارند و در طرف دیگر باید یک بنیاد اقتصادی و تجاری حضور داشته باشد تا این دانش فنی را به صنعت تبدیل کند.
و متاسفانه در کشور ما چنین نهاد رابطی وجود ندارد؟
بله. در کشور ما انتظار میرود که خود استاد، هردو کار (تحقیق و تجاری سازی) را انجام دهد و به این معنا که او بتواند مقالهاش را تبدیل به یک کالای تجاری و حتی بهعنوان یک تولیدکننده در بازار حضور پیدا کند. در دانشگاههای کشورهای دیگر مثل کانادا و آمریکا، روال کار به این ترتیب است که افراد یا نهادهایی از صنعت در دانشگاه، وظیفه بررسی پژوهشها و مقالات تولیدی را به عهده دارند تا ببینند هر پژوهشی چه کاربرد تجاریای دارد و چگونه آنرا به شرکتها فروخته و تبدیل به ثروت کنند. در حقیقت، این یک کار تخصصی است. مثالی ساده میزنم. در دهه 1950 مداری ساده برای تشخیص رطوبت طراحی شد، اما تا سال 1998 استفاده خاصی نداشت تا اینکه مبتکری پیدا شد و آن را تبدیل به محصولی تجاری ارزشمند کرد و توانست ثروت زیادی کسب کند. ببینید دانش این مدار سالها وجود داشت، اما کاربرد تجاری برایش تا آن سال پیدا نشده بود.
اینکه گفته شده است شما دانشمند بینالمللی هستید به چه معنی است؟
واژه دانشمند بینالمللی به چاپ مقالات در مجلات نمایه ISI برمیگردد، به این صورت که افرادی که تعداد ارجاعات مقالاتشان از حد خاصی بالاتر باشد به عنوان یکدرصد اول دانشمندان بینالمللی آن رشته در ISI معرفی میشوند. در واقع ISI با این کار یک درصد محقق برتر رشتهها را مشخص میکند.
همانطور که میدانید ارزش علمی هر مقاله به تعداد ارجاعات آن است و این نه تنها معیاری برای رتبهبندی مقالات و محققین است بلکه کشورها را هم در زمینه علمی به این روش رتبهبندی میکنند. الحمدلله کشور ما از لحاظ رتبهبندی در این سالها روز به روز رشد بیشتری داشته است. سالی که من در رتبه دانشمند بینالمللی قرار گرفتم، از کشور ما 20 نفر در لیست بودند اما الان این تعداد به 40نفر رسیده است؛ گرچه نسبت به جمعیت تعداد دانشمندان بینالمللی باید 600 تا 700 نفر باشد که من دلیل آن را نگرشهای متفاوت به چاپ مقالات درمجلات نمایه ISI میدانم.
نظرتان راجع به ISI اسلامی که چندی پیش مطرح شده بود، چیست؟
همانطور که قبلا هم گفتم مقاله نوعی تبلیغات است. حال ما میتوانیم این تبلیغات را فقط محدود به کشورهای اسلامی کنیم یا اینکه در عوض در حوزههای کشورهای پیشرفته دنیا نفوذ کنیم و آنجا برای خودمان تبلیغ کنیم.
به نظر شما آیا بهتر است در اروپا مرکزی ایجاد کنیم و راجع به کشورمان تبلیغ کنیم یا اینکه این مرکز را در کشور خودمان ایجاد کنیم؟
البته وجود هردو ضروری است اما باید اولویتها را هم در نظر گرفت. آیا میتوانیم در ورزش ادعا کنیم که میخواهیم یک فیفای ایرانی یا یک فیلای ایرانی داشته باشیم و خود را از دنیا جدا کنیم؟ چطور است که در ورزش میخواهیم جهانی شویم اما در علم و نشر کمتر به آن توجه میشود؟ البته نمایه علمی درست کردن برای علوم تولیدی خودمان هم کار خوبی است. این کار یعنی اینکه یک مدیریتی در تولید علم داشته باشیم. ولی نباید با این کار بخواهیم از دنیا جدا شویم و فکر نمیکنم که این به صلاح پیشرفت علمی باشد.
این نکته قابل توجه است که چاپ مقاله در درجه اول مثل تبلیغات جهانی عمل میکند. یک کشور با تولید مقاله خودش را به دنیا معرفی کرده و به ذهن هزاران محقق در سراسر جهان نفوذ و دسترسی پیدا میکند و میگوید ما هم در این عرصه هستیم. کتابهای علمی و درسی در دانشگاهها هم محصول مقالات هستند.
اگر میخواهید از شر کتابهای ترجمه درسی بخصوص در علوم انسانی خلاص شویم چارهای نیست جز اینکه دانشمندان ما در تولید مقاله پیش روند و آن وقت است که ما هم سهمی از تولید کتابهای علمی و درسی دنیا خواهیم داشت و به وسیله آن میتوانیم فرهنگ و عقایدمان را نشر دهیم.
شما که خود دستی در تحقیقات علمی کشور دارید و سهمی از این وظیفه را ایفا کردهاید، وضعیت تحقیقات در ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
وضعیت تحقیقات در کشورمان به نسبت پول و بودجهای که خرج آن میکنیم فوقالعاده است. این پول نسبت به آمریکا و دیگر کشورها خیلی پایین است، اما نسبت به تولید مقالهمان خیلی خوب بوده و بازده خیلی خوبی داشتهایم، اما باید گفت در مجموع مقدار پولی که باید به دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی بدهند خیلی کم است که آن هم شاید به خاطر عدم اعتماد یا نگرشهای مختلف و سیاستگذاریهای خاص بوده است. دانشگاهها معمولا موتور اقتصاد کشورهای پیشرفتهاند و مثلا اگر از آمریکا دانشگاههایش را بگیرند اقتصادش هم فرو میریزد.
بعضیها میگویند تولید مقاله باعث میشود علممان را به خارج از کشور صادر کنیم و فقط به خارجیها خدمت میکنیم، اما باید بدانید که سهم تولید علم ما در دنیا زیر یک درصد بوده و تنها درصد کمی از کل مقالات تولیدی دنیا از آن ماست. در خوشبینانهترین حالت میتوانیم بگوییم یک درصد؛ یعنی اینکه ما 99 درصد از تولید علم استفاده میکنیم. با این اوصاف باید گفت ما به آنها کمک میکنیم یا اینکه آنها به ما کمک میکنند؟ در حقیقت، ما باید یاد بگیریم که چگونه از مقاله تولیدی خودمان یا مقالهای که در دنیا وجود دارد استفاده کنیم و اگر این کار را بیاموزیم به ازای هر مقالهای که ما تولید میکنیم 99 مقاله دیگر هم از دیگران داریم که میتوانیم از آن استفاده کنیم. مشکل این است که نمیدانیم چگونه باید از یک مقاله ثروت تولید کنیم. اگر آنها از مقاله ما استفاده میکنند و پول درمیآورند ما هم باید این کار را انجام دهیم. سوال این است که آنها چگونه این کار را میکنند اما ما نمیتوانیم حتی از مقاله خودمان استفاده کنیم؟ این موضوع نشان میدهد که یک حلقه گمشده وجود دارد که همان نهاد ارتباطی بین دانشگاه و صنعت است.
با این اوصاف باز هم آینده علمی کشور را خوب میبینم بهخصوص اینکه نسبت به سالهای گذشته خیلی خوب بوده است و رشد داشتهایم. قبلا همه فکر میکردند که فقط فارغالتحصیل خارج میتواند به کشور کمک کند اما ما در همین مرکز عالی الکتروشیمی نشان دادیم که این فکر اشتباه است.
ما در اینجا جوانههای تولید دانش بنیادی را زدیم و دانشجویان خلاقی را تربیت کردیم که در عرصههای علمی و تولیدی کشور موفق بودهاند.
شما بهصورت تیمی کار میکنید؟ ما بیشتر شنیدهایم ایرانیها در کار تیمی موفق نیستند.
بله، یکی از افتخارات ما در مرکز عالی الکتروشیمی داشتن کار گروهی و تیمی است. ما به دانشجویانمان نشان دادهایم که اگر موفق شدهایم نفرات اول و دوم دانشگاه تهران باشیم یا در تجزیه جزو نفرات برتر تولید علم تجزیه ایران قرار داشته باشیم، همه به خاطر کار گروهی بوده است.
در حال حاضر یکی از ضعفهای دانشگاهها نداشتن کار گروهی است. با اینکه تمام تخصصهای لازم و اساتید مجرب در کشور وجود دارند اما همین عدم کار گروهی باعث شده است که مقالات زیاد نباشد یا به ثروت نرسد. من و دکتر گنجعلی دو نفریم اما در واقع با 30 یا 40 نفر دیگر هم ارتباط کاری و تحقیقاتی داریم و همین باعث شده است که سطح مقالاتمان بالا برود و بتوانیم کارهای بنیادی و تولیدی انجام دهیم. من فکر میکنم بیشترین موفقیت فردفرد ما در این گروه به خاطر گروهی کار کردن است.
آیا از شیوه ارزشگذاری اساتید در کشور راضی هستید؟
به نظر من ارزشگذاری علم در کشور یک شیوه بحق نیست و نیاز به بازنگری دارد. همین حقوق اساتید را در نظر بگیرید. یک استاد دانشگاه پایهگذار بنیادهای پژوهشی فرهنگی و اقتصادی کشور است و نسلهای آینده را پرورش میدهد. نگاه این نسل هم به این اشخاص است؛ چه از لحاظ اخلاقی و چه از لحاظ درآمدی و این که سیستم چقدر برای آنها ارزش قائل میشود. کل عمر حقوق یک استاد دانشگاه با حقوق یک سال فوتبالیستی مشهور (با توجه به اینکه هر دو از منابع دولتی استفاده میکنند) قابل مقایسه نیست.
من نمیگویم به همه اساتید همینقدر حقوق بدهید، بلکه میگویم حداقل چند نفر را برای الگوسازی برای جوانان انتخاب کنید و چنین حقوقی را برایشان درنظر بگیرید. این کار باعث شکوفایی و امید در نسل آینده علمی کشور میشود. عدم این توجه موجب میشود که نیروی انسانی ما به فکر رفتن و مهاجرت و یافتن شغل دیگری باشد و به اینترتیب در سالهای آینده با مشکل کمبود نیروی انسانی مجرب مواجه میشویم. ارزشگذاری صحیح باعث میشود جوانان ما از علم دور نشوند. در حقیقت اساتید دانشگاهها دستگاه تبلیغاتی علمی و فرهنگی کشور در عرصه جهانی هستند و بهتر این است که نگاه مهمتری به آنها و کارهایشان در رشد و تعالی شود.
فریبا فرهادیان / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: