«پرتره» قابی برای سروقامتان

«پرتره» مستندی است که درباره یک شخصیت بخصوص ساخته شده و موضوع اصلی آن توصیف زندگی و ویژگی‌های این شخصیت است و تکنیک نیز در فرآیند اجرایی آن طبعا در جهت یاری رساندن به همین درونمایه اصلی به کار گرفته شده است، درست مثل یک عکس یا نقاشی پرتره که قاب، نور، ترکیب‌بندی و رنگ همه در خدمت ارائه شمایلی خاص از چهره‌ای بخصوص بوده و کم و کیف آنها بر همین اساس تعریف می‌شود.
کد خبر: ۳۵۱۴۰۱

در مستند پرتره هیچ چیز به اندازه موفقیت سازنده در معرفی شخصیت مورد نظرش حائز اهمیت نیست. در این نوع مستند به جای این‌که شخصیت‌ها برای بیان حرف و پیام بهانه باشند، این خود شخصیت‌ها هستند که معرفی‌شان هدف اصلی است و هر حرف و پیام دیگر در قالب این معرفی و شناخت است که معنا پیدا می‌کند. در واقع مستند پرتره با «من قال» یا گوینده سخن بیشتر سر و کار دارد تا با «ما قال» یا خود سخن.

مستند پرتره هم نمونه سینمایی دارد و هم نمونه تلویزیونی و البته تلویزیون در مجموع مدیوم مناسب‌تری برای این نوع خاص از مستند است، اگرچه تولیدات تلویزیونی در این زمینه غالبا در سطح کیفی پایین‌تری نسبت به تولیدات سینمایی هستند و این شاید در ظاهر بازگشت داشته باشد به اقتضائات مدیوم. تلویزیون یک ارگان است و دارای نظام فکری مشخص و سیاست از پیش معلوم. موضع تلویزیون نسبت به اشخاص مختلف اغلب روشن است و مخاطب از قبل می‌داند که کدام مستند پرتره در ستایش و کدام‌یک در نکوهش فرد مورد نظر ساخته شده، حال آن‌که در سینما آزادی عمل بیشتری وجود دارد و فکر و نظر شخصی مستندساز است که نقش محوری و تعیین‌کننده دارد. اما آیا همه موفقیت یک مستند پرتره و همه جذابیت آن برمی‌گردد به نامشخص بودن موضع مستندساز نسبت به شخصیت مورد نظر؟ چنین نیست. زمانی در سینمای داستانی، نامعلوم بودن سیر کلی داستان فیلم و پایان شخصیت‌ها مهم‌ترین عامل موفقیت اثر بود و امروز کیفیت اجرایی و جزئیات کار است که اهمیت دارد. مستند پرتره هم امروز همین وضعیت را دارد.

در سینمای داستانی امروز باب شده که همان ابتدا، پایان داستان را لو می‌دهند تا مخاطب دیگر به دنبال حدس کلیت داستان نباشد. اقتضائات تلویزیون کار در حیطه مستند پرتره را به کار فیلمسازان داستانی امروز شبیه کرده است. همه از ابتدا می‌دانند که قرار است شاهد مدح باشند یا ذم. آیا این نقص رسانه تلویزیون است یا حسن آن؟ در جواب باید گفت بستگی به نوع کار دارد. فیلمسازی که ابتدا داستانش را لو داده، اگر کار با جزئیات روایی را بلد نباشد، اثرش کوچک‌ترین موفقیتی حاصل نخواهد کرد و از همین قرار است مستندسازی با موضوع پرتره در تلویزیون. فیلمسازی که برای رسانه تلویزیون مستند پرتره می‌سازد، ناگزیر باید ایده‌ای بکر برای جبران این پیش‌آگاهی مخاطب در چنته داشته باشد، وگرنه محکوم به طرد و بی‌توجهی است.

در سینما هم البته در مواردی این پیش‌آگاهی وجود دارد. از نمونه‌های ایرانی مستند پرتره‌ای را می‌توان مثال زد که خسرو سینایی درباره زندگی همسر نقاش خود، گیزلا وارگا ساخته است. اندک شناختی از زندگی شخصی این کارگردان برای مخاطب کافی است تا او را مطمئن کند که فیلم نمی‌تواند در مقام ذم شخصیت مورد نظر یا حتی در موضعی بی‌طرف نسبت به او باشد. اما سینایی برای این مساله چاره‌ای اندیشیده که عبارت است از روایت ماجرا از زبان خود گیزلا وارگا و با صدای خود او. این شکل اجرایی به کلی پیشداوری‌های مربوط به جانبداری سازنده را از میان برداشته و جذابیتی خاص به این اثر بخشیده و وجه استنادی آن را نیز قوی‌تر کرده است.

مخاطب چیزی را که از زبان خود شخصیت می‌شنود بیشتر باور می‌کند تا آنچه را که از زبان دوستدار او می‌شنود. در این فیلم نزدیکی عاطفی و شناخت بی‌واسطه مستندساز از شخصیت مورد نظر نیز خود عامل مهمی در جلب توجه مخاطب و نیز موفقیت کیفی اثر است.

شرایط فیلم سینایی خاص است. شخصیت‌هایی که درباره‌شان مستند پرتره ساخته می‌شود اغلب در قید حیات نیستند و سازندگان هم کمتر نسبتی با شخصیت‌های مورد نظر دارند. راه و چاره در چنین مواردی از یک سو تحقیق و تتبع کافی برای شناختی شایسته است و از سوی دیگر رفتن به سراغ کسانی که نزدیکی نَسَبی و سببی با شخصیت موضوع اثر دارند. گاهی هم البته تازگی قالب و محتوای کار می‌تواند جایگزین امکان ارتباط با نزدیکان باشد. نمونه این نوع مستند پرتره را موسسه روایت فتح درباره شخصیت شهید آیت‌الله مطهری تولید کرده بود که اردیبهشت امسال از تلویزیون پخش شد. موفقیت این اثر بیشتر مرهون همین تازگی قالب و محتوا بود. روایت داستان‌گونه این برنامه آن هم با بیانی صمیمی و دور از تکلف، کمتر در برنامه‌های تلویزیونی مشابه تجربه شده و این به مستند یاد شده جذابیتی خاص بخشیده بود. این شیوه اجرایی منحصر به فرد و خوب نه به عنوان یک شکل آرمانی که به عنوان یک شروع، قابل توجه بود.

اما شکل آرمانی کار در مقوله مستند پرتره همان است که در بالا اشاره شد، یعنی لزوم ارتباط نزدیک سازنده با شخصیت مورد نظر یا در غیر این‌صورت، جبران این نقیصه با تحقیق و پژوهش فراوان و نیز استمداد از نزدیکان شخصیت و در صورت امکان مصاحبه مستقیم با آنها.

خوشبختانه در همین ماه مبارک رمضان شاهد پخش مستند پرتره‌ای با این خصوصیات از تلویزیون بودیم که بهترین مصداق مستند پرتره آرمانی در میان اغلب تولیدات تلویزیونی کشور ماست. مستند «حدیث سرو» که با معرفی زندگانی و شخصیت علامه سیدمحمدحسین طباطبایی پخش خود را آغاز کرد و قرار است در آینده کار خود را با معرفی شخصیت‌های دیگری هم از این قبیل ادامه دهد. از وجوه مهم تمایز این برنامه از نمونه‌های مشابه، عوامل اجرایی کاملا حرفه‌ای آن است که بعضا در کارنامه خود ساخت فیلم‌های داستانی بلند و ارزشمندی را نیز دارند.

سازندگان مستند پرتره حدیث سرو برای جبران فاصله شناختی خود با علامه، سراغ شخصیت‌هایی رفته‌اند که از جمله بهترین شخصیت‌های حال حاضر برای بحث درباره این اندیشمند معاصر هستند. همچنین سراغ نزدیکان نَسَبی علامه مثل فرزند او سیدعبدالباقی طباطبایی و هم نزدیکان سببی و فکری او مثل غلامحسین ابراهیمی دینانی رفته‌اند. این مراجعه به شخصیت‌ها خود مرهون شناختی است که بر اثر تحقیق شایسته سازندگان درباره موضوع اصلی به دست آمده است. ساخت مستند پرتره درباره علامه طباطبایی موضوعی نیست که در تلویزیون تازگی داشته باشد و مخاطب تلویزیون هم بخوبی آگاه است که رویکرد یک مستند تلویزیونی به این شخصیت چه خواهد بود، اما این برنامه توانست نظر مخاطب خاص و عام را به خود جلب کرده و به رغم پیش‌آگاهی‌های فراوان بینندگان درباره این شخصیت و رویکرد رسانه به آن، به عنوان یکی از اصلی‌ترین گزینه‌های مخاطب برای تماشای تلویزیون در آن ساعت بخصوص مورد توجه قرار گیرد.

کار سازندگان مستند حدیث سرو از این جهت شبیه کاری است که خود علامه طباطبایی در مقوله فلسفه اسلامی انجام داده است. در قسمتی از این برنامه یکی از وجوه شخصیتی ممتاز علامه، توانایی ایشان برای آشتی دادن قشر دانشجو با فلسفه اسلامی عنوان شد و این‌که از برکات کار علامه پر کردن فاصله نسل جوان و دانشجو با اندیشه‌های دینی و اسلامی بوده است. علامه این فاصله‌ها را از بین برد و میان نسل نو و اندیشه‌های دینی آشتی و حتی نوعی احساس نزدیکی برقرار کرد. کاری که مستند حدیث سرو هم توانست نظیر آن را به بهترین شکل ممکن انجام دهد، یعنی در یک نگاه کلی مخاطب عام را با برنامه‌هایی که مخاطب خاص داشتند، آشتی داد.

آزاد جعفری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها