حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این اتفاق باعث شده است تا دوباره این بحث مطرح شود که آیا
GDP
اصولا ارزش بازار جمع کالاها و خدماتی است که توسط نیروی کار و سرمایه یک کشور درون مرزهای جغرافیای آن کشور طی مدت زمان خاصی مثلا یکسال تولید میشود.از این دید
GDP یکجور شاخص حجم فعالیتهای اقتصادی یک کشور است. در نتیجه مطابق این شاخص از نظر حجم اقتصاد چین با تولید معادل 33/1 تریلیون دلار کالا و خدمات در بهار 2010 در رده دوم قرار میگیرد. اما شاخصی که نشاندهنده میزان ثروت، کشور است درآمد سرانه و شاخصهای قدرت خرید است.درآمد سرانه مردم چین در حدود 3600 دلار در سال است که ایشان را با مردم کشورهایی مانند السالوادور، الجزایر و آلبانی همگروه میکند.
حتی اگر این درآمد سرانه را با شاخص قدرت خرید تطبیق دهیم مطابق آمار صندوق جهانی پول یک شهروند متوسط چین در سال معادل 6567 دلار قدرت خرید دارد و از این نظر در جهان نود و نهم است.
در نتیجه در حالی که حجم فعالیتهای اقتصادی چین همواره رو به افزایش بوده است، جایگاه جهانی شهروند متوسط چینی تغییر چندانی نکرده است.
GDP
گرچه نشاندهنده حجم فعالیتهای اقتصادی در یک کشور است، اما تاثیر رشد آن بر زندگی روزمره اعضای جامعه در کشورهای مختلف متفاوت است. مثال خوب این امر اقتصاد کشورهای صادرکننده نفت و زندگی اقتصادی مردم این کشورهاست.افزایش و کاهش قیمت نفت باعث نوسانات تولید ناخالص داخلی میشود، اما این نوسانات معمولا با تاخیر و با شدت کمتری بر قدرت خرید یک عضو متوسط جامعه تاثیر میگذارد.
اقتصاد چین در حال رشد است و نفوذش بر بازارهای جهان و اقتصاد ملتها در حال گسترش میباشد. اما بهنظر نمیرسد شرایط زندگی فرد متوسط چینی بدون تغییر دستمزدها و سهم نیروی کار چین از درآمد ناشی از این تولید ناخالص داخلی در کوتاه مدت تغییری کند.
وبلاگ اقتصاد خرد، بازار و خانوار
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....