حبیب حداد‌ / جام‌جم

فرار از محافظه‌کاری

سینمای ایران ذاتا سینمای محافظه‌کاری است. در چنین سینمایی فیلمسازان کمتر به سراغ سوژه‌های نامتعارف می‌روند. فیلمسازانی هم که راه خود را از سایر سینماگران جدا می‌کنند، معمولا نتیجه خوبی نمی‌گیرند و در اغلب موارد دیر یا زود طعم تلخ «شکست» را می‌چشند. اما این همه مشکل نیست.
کد خبر: ۳۴۹۱۵۳

مشکل اصلی این است که روز به روز دامنه این محافظه‌کاری گسترده‌تر می‌شود و مانند امروز کار به جایی می‌رسد که انگار سینما در کشور ما فقط و فقط ظرفیت یک نوع فیلم و یک نوع محصول خاص را دارد و سرنوشت سایر محصولات محکوم به شکست است.

فیلمی مانند «مقلد شیطان» که این روزها بر پرده سینماها است، یکی از فیلم‌هایی است که در چارچوبی به جز این محافظه‌کاری ساخته شده است. البته مخاطبان سینما به این موضوع کاری ندارند که فیلم‌های اینچنینی با چه انگیزه و نیتی ساخته شده‌اند. آنها در رویارویی با یک اثر هنری، یا از آن اثر لذت می‌برند و تماشای آن را به دیگران توصیه می‌کنند، یا اثر مذکور را از فهرست علائق خود حذف می‌کنند. در چنین شرایطی نیز چیزی جز یک فروش ضعیف و اندک در انتظار اثر نخواهد بود. این اتفاقی است که برای فیلم آخر «افشین صادقی» رخ داده است. فیلمی که ظاهرا داستان نامتعارف آن سبب شده تا در سال‌های اخیر با مشکلاتی برای نمایش عمومی مواجه شود. «مقلد شیطان» فیلمی پلیسی است. اما در این فیلم نه خبری از پلیس‌های شجاع و جسوری است که یک تنه باندهای بزرگ مواد مخدر را متلاشی می‌کنند و نه خبری از تبهکارانی که تا دقیقه 80 فیلم هر خلافی را انجام می‌دهند و در 10 دقیقه پایانی فیلم «گیر» قانون می‌افتند. فیلم داستان ساده و سرراستی دارد. داستان فیلم درباره تبهکاری به نام «جمشید سیف» است که سال‌ها قبل خود نیز پلیس بوده و از دایره دست‌اندرکاران قانون اخراج شده است. او با همکاری زنی جوان از برخی مردان ثروتمند اخاذی می‌کند. حاصل این اخاذی تهیه فیلم‌های سیاهی است که قرار است برای تحت‌فشار قرار دادن طعمه‌ها در اجرای قراردادهای اقتصادی به کار گرفته شود. در این میان پلیس جوانی متوجه خلافکاری‌های مدیر بازرگانی می‌شود و پرونده را پیگیری می‌کند اما جمشید که از این ماجرا دلخور است، دختری را به سمت این مامور جوان می‌فرستند تا با او ارتباط برقرار کند و به همان شیوه از او فیلم سیاه تهیه کند.

بخش عمده‌ای از هنر کارگردان این فیلم، «متقاعدکردن» پلیس به همکاری برای ساخت چنین فیلمی است؛ فیلمی که در آن اتفاقا پلیس شخصیت چندان عجیب و غریب و پیچیده‌ای ندارد و از شدت ساده بودن، طی ماجرایی ساده به دختری جوان علاقه‌مند می‌شود. در نقطه مقابل، «ضد قهرمان‌ها» پررنگ‌تر از قهرمان‌های داستان هستند. جمشید فردی باهوش و خونسرد است که بخوبی نقشه‌هایش را عملی می‌کند. حتی زن‌هایی که جمشید به عنوان طعمه از آنها استفاده می‌کند هم آدم‌هایی هستند که به‌واسطه واکنش‌ها و رفتارهای عاطفی که از آنها در فیلم ارائه می‌شود، قدرت همذات‌پنداری بیشتری با مخاطب دارند تا شخصیت پلیس داستان که فردی نسبتا تک‌بعدی است. مقلد شیطان به سمت و سوی کلیشه‌های رایج سینمای ایران حرکت نکرده و با دوری از داستان‌های تکراری پلیسی در سینمای ایران، تلاش کرده تا قصه‌ای را با حداکثر نوآوری در چارچوب و محدوده سینمای ایران روایت کند اما گاه برای روایت چنین داستان‌هایی تجربه زیادی نیاز است که عدم وجود آن، سبب می‌شود فیلم اصطلاحا «خوب از آب» در نیاید. مرز فیلم‌های خوب و متوسط همیشه مرز باریکی است که تجربه فراوان می‌تواند در این میان بسیار تعیین‌کننده باشد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها