خانه بروبچه‌ها

آقا اجازه؟!

کد خبر: ۳۴۹۰۶۲

هانیه طیبی از نیشابور

گوشی برای شنیدن

سکوت می‌کنم و به تمام تو گوش می‌دهم. به صدای نفسهایت، به چشمان خیست که بریده بریده حرف می‌زنی؛ که مبادا بُغضت بمیرد و تو اشکهایت سرازیر شود. به بازی دستانت نگاه می‌کنم با بند کیفت، که می‌خواهی برای حرفهایت جمله‌بندی کنی. من تو را با تمام وجود گوش می‌دهم.

بهاره عاطفی 20 ساله از اهواز

 آاااهاااان... همینه! (بدون پت و مت!) درسی برای علاقه‌مندان به تقویت زبان هنری خودشون: به جای این‌که بگی یکی مضطرب و دل‌نگران و پر از استرسه، حالات و رفتارش رو توصیف کن.

گذرگاهِ خطرِ مرگی!

نمی‌شود، نمی‌شود، نمی‌شود از عشق ساده رد شویم. نمی‌شود از عشق ساده بُگذریم و عشق را بلد شویم. برای عشق باید از فراز شهر، نشیب کوچه را اگرچه پُر مشقّت و هراس، رد شویم... در اضطراب عشق باید از تمام جان، گذر کنیم و رد شویم.

یُمنا 19 ساله از مشهد

بابااااا 19 ساله! (همین تو نبودی که دفعه پیش، 18 سالت بود؟!! هه‌هه‌هه... پس اگه همونی، سالگرد تولدت مبارک)

خودباوری

حکایت درخت و بردباری‌اش را همه می‌دانند. سختی، ذات طبیعت است. تو بردباری‌ات را در سربالائیها خرج کن تا ساقه‌ات آنی شود که بادهای بدخوی روزگار قادر به پیچیدن سرزمین وجودت نباشند. همه بزرگان، حاصل خواستنند. تو بخواه سروی شوی که قامتت طعم بزرگی دهد... از نداشته‌هایت نترس و به تلخیهائی که مهمان تو نیست بیاندیش و بردبار و با لبخند قدم‌هایت را سنگین‌ترکن. چیزی در دنیا نیست که ارزش تلخی کام تو را داشته باشد. تو می‌توانی هر کجای عالم و در هر نقطه که منزل داری، خوشبخت‌ترین باشی و لایق...

تو می‌توانی، با قطره‌ای باور!

سید میلاد اشرفی از ساری

چه می‌کنه این امیدواری!

-«چته؟» -«روحیه‌م رو باخته‌م!» -«به کی؟» -«روزگار!» -«چند چند؟» -«سه هیچ» -«یه فرصت داری که مساوی کنی یا حتی ببری! تازه شاید به وقت اضافه هم برسی!» -«چه خوب! امیدوار شدم».

بدون نام از کرمان

مثل اون روزا

به نظر من، موضوع اصلی و اساسی که باعث دوام یه زندگی می‌شه و حتی بعد از سالهای سال، هنوز هم می‌تونه مثل روزهای اول یا سالهای اول زندگی شوق و ذوق رسیدن زوجهای جوون رو پایدار کنه، دوست داشتن طرف مقابل، با تمام وجوده... وقتی یه زوج، این حس رو به هم داشته باشن، یعنی همدیگر رو با تمام بدیهاشون (آره، حتی بدیها) دوست داشته باشن و برای مسائل ساده و پیش پا افتاده [همدیگر رو ناراحت نکنن] و حتی [سعی کنن] مشکلات زندگی رو درک کنن، دنبال این نمی‌گردن که تقصیرات رو گردن یک نفر بندازن. اگه یه درک کلی یا خیلی کم از خودشون داشته باشن... اشتباه‌های همدیگر رو تا جائی که امکان داره نادیده می‌گیرن و... [حتی] بعد از چندین سال مثل روزهای اول همدیگر رو دوست دارن...

شب جنگلبان

 منظور «سیاوش منصور» این بود که چرا بعد از به دنیا اومدن بچه، علاقه و توجه و توان زن و شوهر بیشتر به سمت او متمایل می‌شه و دیگه مثل روزهای اول زندگی به همدیگه توجه ندارن. به بیان دیگه، چرا با اومدن بچه، اونا توجه و علاقه دوطرفه و مدام با هم بودن رو کم می‌کنن یا چرا نمی‌تونن یا نمی‌خوان یا سعی نمی‌کنن همراه با حفظ همون موقعیت قبلیشون، به تربیت بچه‌شون هم بپردازن و این علاقه و توجه سه‌طرفه بشه، نه باز هم دوطرفه (ولی این‌بار با عوض کردن نگاه و علاقه و توجهشون به سمت بچه)... گرفتی؟

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها