یاسین؛ والقرآن الحکیم!... [سوره 36 / آیههای 1 و 2]
که یعنی: مکتوب و نبشتهای سراپا حکمتآمیز و حکمتانگیز.
«حکمت» چیست؟
تفکر و تکلمی، که بتوان حکیمانه و حاکمانه و محکم، بر سر آن پای فشرد.
حکمت، روزمرگیهای معمولی نیست. حکمت، ریشه دانایی است.
حکمت، «تکاثر» نیست. حکمت، از جنس «کوثر» است. سرگرمی نیست، دلگرمی است. جریانی است، به راه افتاده از «دل»، فراسوی «زبان».
حکمت، «جریانآفرینی» است؛ «زبانسازی» است. جریانی از درون به بیرون: از «دل» به «زبان». از «زمان» به «زمانه». از «جهاننگری» به «جهانسازی»...
چگونه میشود از «حکمت» سر درآورد؟!
«توجه» کردن و «پاک» شدن و «خالص» گشتن و به «اخلاص» و «یکتایی» رسیدن، سرراستترین راه «فرزانگی»است.
پیامبر رهایی و آگاهی انسان و جهان ـ حضرت محمد بن عبدالله (ص) ـ را در این مقام، کلام حکیمانه و حاکمانهای است که میگفت:
مَنْ اَخْلَصَ لِلّهِ اَرْبَعینَ صَباحاً؛
جَرَتْ یَنابیعُ الحِکمه، مِنْ قَلْبِهِ اِلی لِسانِهِ.
هر که چهل شبانهروز، خویشتن را «یکتا» و «بیریا» کند؛ «چشمههای حکمت»، از دل و درون او، فراسوی زبانش «جریان» پیدا میکند.
آری: هرگز نمیشود پاک نشد؛ و بر این نامه پاکیها، دست رساند:
لا یَمَسُّهُ اِلا المُطَهروُن! [سوره 56 / آیه 79]
پاک شو اول و پس «دیده» بر آن پاکانداز... [«حافظ»، قرآن]
و ما اگر که با «توجه» و «تصمیم» و «تدبیر» و «تدبر»، به سراغ این قرآن حکمتانگیز میرفتیم؛ کمترین چیزی که قسمتمان میشد، حتما «آرامش» و «آگاهی» و «اشراف» و «انگیزشهای حیاتی» بود.
وقتی با «مدیریت و تدبیر تلاوت قرآن»، همراه شویم؛ از «تدبر» و «تازگیهای قرآن» سردرآوردن کاری ندارد. از «خواندن» تا «خوانِش»، فاصله چندانی نیست؛ اگر که به توجه و تصمیم و تدبر، رسیده باشیم... تا بعد.
ابوالقاسم حسینجانی