پزشکان نیز همانند سایر گروههای شغلی در معرض خطر عوامل زیانآور محیط کار خود هستند و ممکن است مواجهه با عوامل زیانآور سلامتی آنان را به مخاطره افکند. عوامل زیانآور محیط کار به 5 دسته فیزیکی، شیمیایی، بیولوژیک، روحی و ارگونومیک تقسیم میشود.
عوامل بیولوژیک موجود در محیط کار یکی از مخاطرات مهم گروه پزشکی است: بیماریهای منتقله از راه خون مثل ایدز و هپاتیت B و C و همچنین بیماریهای منتقله از راه هوا مانند ویروسها و باکتریهای ایجادکننده بیماریهای تنفسی دو گروه عمده مخاطرات بیولوژیک شغلی گروه پزشکان هستند.
عوامل استرسزای محیط کار مانند شیفتهای کاری، ساعات طولانی کار و کار در شرایط اورژانسی از دیگر عوامل موثر در سلامت پزشکان است.
برخی پزشکان مجبورند ساعتهای متمادی به کار مشغول باشند و هرچند روز یکبار نیز «آنکال» (در دسترس) باشند . طی دهه اخیر، نگرانیهای مربوط به تاثیر منفی این دورههای طولانی کار روی سلامت پزشکان و مراقبت از بیماران افزایش یافته است.
قوانین مربوط به کاهش ساعات کاری پزشکان از اواخر دهه 1980 در برخی کشورها به اجرا درآمده است. با اینحال، پزشکان هنوز هم کشیکهایی دارند که تا 30ساعت طول میکشد.
متاسفانه این عوامل استرسزا باعث شده تا میزان استفاده از دخانیات یا مواد مخدر در جامعه پزشکی در اکثر کشورهای جهان بیشتر از میزان آن در جامعه عادی باشد.
شرایط نامناسب ارگونومیک محیط کار مانند ایستادن و نشستن طولانی مدت و کار با کامپیوتر و میکروسکوپ میتواند مشکلات اسکلتی و عضلانی برای پزشکان ایجاد کند.
مواجهه با عوامل شیمیایی مثل مواد ضد عفونیکننده و پاککننده، شستشوی مکرر دستها، مواجهه با گازهای بیهوشی در اتاق عمل واستفاده از دستکش لاتکس هم در زمره عوامل زیانآور برای پزشکان است.
خوشبختانه نقش عوامل زیانآور فیزیکی در محیط کار پزشکان خیلی پررنگ نیست و تنها گروهی از پزشکان در محیط کار خود با لیزر، اشعه یونیزان و اشعه UV مواجهه دارند.
همه پزشکان در مواجهه با تمامی عوامل زیانآور ذکر شده نیستند و هر پزشک بسته به رشته تخصصی خود و نوع کاری که انجام می دهد ممکن است با یک یا چند عامل زیانآور شغلی در تماس باشد.
به تمام این مسائل باید کمبود تحرک را نیز اضافه کرد. پزشکان معمولا تحرک کمی دارند و به همین علت در معرض انواع بیماریهای ناشی از تنبلی هستند.
از طرفی به نظر میرسد برای بسیاری از پزشکان سخت است که بپذیرند تواناییهای آنها نیز مانند هر انسان دیگری مرزهای مشخصی دارد. این پزشکان ناخودآگاه تصور میکنند پذیرش ناتوانیها یعنی نداشتن تبحر در رشته تخصصی پزشکی که در آن مشغول کار هستند.
این دسته از پزشکان میخواهند به هر قیمت درست عمل کنند، در شرایط سخت و پیچیده تصمیمگیرنده باشند و از احترام و شخصیت اجتماعی بالایی برخوردار باشند. در نتیجه اعتراف به نقاط ضعف را مایه شرمساری میدانند و حاضر نیستند بپذیرند که آنها نیز گاهی به کمک نیاز دارند. سراغ همکار پزشک یا رواندرمان یا مشاوره ترک اعتیاد رفتن برای این پزشکان تصوری غیرممکن است.