حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
آرامش و آسودگی، مرکز بود و نبود شماست.
همهچیز، از خودتان آغاز میشود.
اگر خودتان نخواهید؛ اگر خودتان «آرامش» و «توان» نداشته باشید؛ اگر خودتان «در لحظهای اکنون» ـ همین حالا، در کارگاه روزهداری و خویشتنداری ـ حضور نیافته باشید؛ هرگزدر بیرون از شما اتفاق خوشایند و خوشبختانهای برایتان نخواهد افتاد!
این فرصتی که در آنیم، بهترین فرصت برای تازه شدن و به «هوای تازه» رسیدن است.
قرآن، کتاب تازگیهاست: فرصتی خواندنی، فرصتی شنیدنی، فرصتی اندیشیدنی ....
اما هرکاری که عمق ندارد، سطحی و زودگذر است. نفس کشیدنهای معمولی را ـ مثلا ـ با نفس کشیدنی عمیق و اثرگذار، مقایسه کنید و بنگرید که نفسهای عمیق و ریشهدار، تا چه اندازهای از آرامش و آسودگی و تمرکز را، میتواند در جان و جهانتان بنشاند.
«همین حالا»، باید کاری کرد: آنکه «اکنون» را ندارد، «آینده» را ـ هم ـ نخواهد داشت؛ آنکه «اکنون» را ندارد، «آینده» را ـ هم ـ نمیتواند داشت!
همین حالا، باید عمیق بشویم. همین حالا، باید نفس عمیق بکشیم.
مگر میشود «نفس کشیدن» رابه «بعداً» موکول کرد؟! بعدا، همین حالاست.
اگر «همین حالا» نفس نکشید، هیچ «بعداً»ی برایتان نمیتواند بود.
«دانستن» با «ندانستن»، هیچ فرقی نمیکند؛ وقتی که کاری نمیکنید!
این کتاب آرامش ـ در آرامترین و دلارامترین «زمان» ـ چشم در راه بازخوانش و بازنگرش ماست.
لایهلایه این آیهها، اگر که نیک بیندیشیم و به «تدبر» برآییم، نگره و نگرش نوینی است.
«قرآن»، همه جان «رمضان» است. نکند که همه به «پیکره» پرداخته باشیم و از «جان» به در افتاده ... تا بعد...
ابوالقاسم حسینجانی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....