ایرج نوذری در باره طنز رادیویی:

مردم را نمی‌شود گول زد

ایرج نوذری نه به خاطر این‌که پسر برومند مرحوم منوچهر نوذری است بلکه به خاطر فعالیت‌های هنری‌اش در حوزه تلویزیون و طنز چهره شناخته شده است. ساده و بی‌ریا آنچه را که دغدغه ذهنی‌اش است به زبان می‌آورد. با او در حاشیه جشنواره طنز و تبسم گفتگویی انجام داده‌ایم که می‌خوانید.
کد خبر: ۳۴۸۴۹۸

چه تعریفی از طنز دارید؟

طنز تعریف‌های مختلفی دارد و طنزی را که امروز ما می‌بینیم، متاسفانه فقط طنز نیست. به طور مثال در 10 تا کار که به اسم طنز پخش می‌شود ممکن است فقط در یک موردش طنز رعایت شده باشد و باقی آن فکر می‌کنم لودگی است. لودگی با طنز خیلی فرق می‌کند و اگر این طور ادامه پیدا کند، متاسفانه جایگاه طنز به‌گونه‌ای می‌شود که یا از بین می‌رود یا آن شکل واقعی‌اش کمرنگ می‌شود. چند سال قبل، زمانی که پدرم‌ کسالت داشت و در بیمارستان عمل قلب باز انجام داده بود، خبرنگاری پرسید شما الان فرصت بیشتری دارید که کارهای طنز را ببینید. نظرتان در مورد این کارها چیست؟ پدرم (مرحوم نوذری) گفت بله، الان فرجه‌ای است که می‌توانم به دیدن کارهای طنز بروم. می‌دانم که بودجه کلانی برای این امور در نظر گرفته شده و دارد هزینه می‌شود اما امیدوارم خرج طنز بشود، چون چیزهایی که من می‌بینم، طنز نیست. این صحبت مرحوم نوذری آن زمان بود.

شاید زمان آن را نداشته باشیم که طبق دیدگاه پدرم به طنز بپردازیم.

اما طنز به رخ کشیدن و به نمایش درآوردن تلخی‌ها می‌تواند باشد؛ به گونه‌ای زندگی ما و روال زندگی ما می‌تواند طنز باشد. بزرگانی گفته‌اند آنچه را که شما حتی از زندگی روزمره خود با طعنه بیان می‌کنید، می‌تواند طنز باشد. شما حتی می‌توانید طنز را در قالب تراژیک عنوان کنید. طنز به این راحتی‌ها نیست. طناز بودن و طنازی کردن به این آسانی‌ها نیست. اما آنچه مسلم است طنز بسیار خطیر، پرمسوولیت و مانند لبه تیغ عمل می‌کند. یک مثال برای شما می‌زنم: هر شب در تئاتر یک صحنه‌ای قرار است اجرا شود.

یک صحنه‌ای که هم جسمانی است و هم کلامی، یعنی شما قرار است واژه‌ای را به کار ببرید، یک حرکتی همزمان انجام بدهید یا به تنهایی یا چند نفری. این حرکت در آن لحظه و در آن دم از تماشاگر خنده می‌گیرد. کافی است که یکی از این قصه‌ها به همان روال، یک ثانیه یا یک دقیقه دیرتر انجام شود، مطمئن باشید که خنده نمی‌گیرد و بازیگرانی موفق هستند که در ادامه سعی نکنند آن لحظه از دست داده را جبران کنند. چون بارها اتفاق افتاده که در تئاترکسی این کار را دیرتر اجرا می‌کرده یا با فاصله یک ثانیه یا یک دم جلوتر، خنده نمی‌گرفته و نتوانسته وقت از دست داده را جبران کند. برای همین سعی می‌کرده در صحنه‌های بعدی خنده بگیرد و این باعث می‌شده که کل صحنه تحت‌الشعاع قرار بگیرد و همه چیز از دست برود. اجرای طنز، خطرناک، خطیر و پر مسوولیت و مانند لبه تیغ است. یعنی باید بجا گفته و ادا شود.

مرحوم نوذری معتقد بود طنزی موفق است که انتقادات و تمامی مشکلات جامعه را مطرح کند. در تمام دنیا در قالب طنز خیلی از انتقادها مطرح می‌شود. نظر شما چیست؟

من معتقدم که در قالب طنز می‌توان خیلی از نکات ظریف و زوایای روحی آدم‌ها را که به آن اشاره شد از مقام‌ها و منزلت‌های مختلف مطرح کرد و تاثیرپذیری آن هم بیشتراست. بنابراین به این راحتی نمی‌شود از طنز گذشت. همین طور که می‌بینید هر کاری را می‌خواهید تاثیرپذیرتر باشد و آدم‌ها از آن متاثر شوند، در قالب نمایش و فیلم آن مسائل را مطرح می‌کنند. حتی در رادیو! منتها سختی کار رادیو در این است که باید با بیان درست اجرا بشود.

در رادیو ایما و اشاره‌ای در کار نیست که به کمک بیاید، چون همه چیز را باید با گویش خود بگویی و با واژگانت آن عبارات و آن جمله‌ها را به کار ببری. در رادیو چون تصویر نداریم اگر کار را درست انجام بدهیم، می‌توانیم تاثیر بسزایی داشته باشیم. به هر حال از طریق رادیو، از طریق صدا و از طریق تصویر تمام دنیا دارند استفاده‌های خودشان را می‌کنند و بهره لازم را می‌برند و معتقدند برای هر منظوری وقتی فیلم ساخته می‌شود همگان از طریق تلویزیون و سینما بیشتر می‌توانند بهره‌برداری بکنند. یعنی اگر آدم اشتباه کند آن وقت کار برعکس می‌شود، اگر چیزی به غلط و به اشتباه ملکه ذهن بشود آن وقت، آن اشتباه است که می‌ماند و باعث می‌شود اشتباهات پیاپی پیش بیاید و آن وقت است که فرد را به قهقرا می‌کشاند. با طنز مردم بیشتر جذب می‌شوند و بیشتر استقبال می‌کنند، چرا که در دنیای پر تشویشی زندگی می‌کنیم و این تشویش‌ها و گرفتاری‌های روزمره با طنز تسکین پیدا می‌کند به شرطی که آن طنز، طنزی نباشد که آدم را گول بزند. مرحوم نوذری همیشه می‌گفت: مردم را نمی‌شود گول زد و اصلا نباید گول زد.

بخصوص مردم خوب ما که در همه بحران‌ها حضور فعالی داشتند. سیل را دیدند، در جنگ و بمباران‌ها بودند و انواع داستان‌ها را شنیدند، اینها را دیگر نمی‌شود گول زد. غیر از این اصولی است که می‌گوید، نباید گول زد، نمی‌توانی گول بزنی، حتی اگر بخواهی. پس بهتر است که رو راست باشیم. یکی از چیزهایی که همیشه در قالب طنز حتی مرحوم نوذری هم رعایت می‌کرد صداقت بود، چون او عاشق پیشه بود.

من این را همیشه گفتم و باز هم تکرار می‌کنم، مبنا و نگاه ما باید از منظر عشق باشد و از همین منظر هم نگاه بکنیم. بنابراین همه چیز در عشق مسلط است و عشق در همه چیز مستتراست.

درباره آسیب‌شناسی طنز بگویید؟ این‌که چه چالش‌هایی در طنز رادیویی وجود دارد؟

متاسفانه به دلیل حجم کاری‌ام نمی‌توانم همه برنامه‌ها را گوش کنم یا ببینم. شاید اتفاقی، چیزی را بشنوم اما جسته و گریخته می‌توانم مطالبی را بگویم. درخصوص واژگانی که در قالب طنز به کار می‌رود، بعضی از آنها را باید ساده استفاده کرد. سادگی در صحبت و عامیانه‌گویی کاری بود که منوچهر نوذری می‌کرد. وی کارش این بود که راحت حرف می‌زد و همیشه می‌گفت: گوینده نباید مثل عصا قورت داده‌ها باشد، صدا را بم می‌کنند و انگار یک جوری در عذابند. او خیلی راحت به گونه‌ای که الان من دارم برای شما صحبت می‌کنم، صحبت می‌کرد. اما هرگز بی نزاکتی در صحبتش نبود. این خیلی مهم است. بعضی جاها ممکن است تعمدی هم نباشد اما بعضی از جوان‌هایی که من کارهایشان را می‌شنوم، احساس می‌کنم به هوای طنز به بیراهه می‌روند و این شاید از روی بی تجربگی باشد.

من نمی‌گویم تعمدی در کارشان است شاید این جوان فکر می‌کند اگر واژگانی را به کار ببرد که در کوچه و خیابان ما به کار می‌بریم، می‌شود سادگی کار! بله یک جایی می‌شود واژگانی را به کار برد اما وقتی در رادیو پخش می‌شود، آن را همه اعم از بچه و بزرگ گوش می‌کنند. آن وقت آن کلمه الگو می‌شود و آن واژگان را می‌آموزد. به همین نسبت در طنز بیشتر این اتفاق می‌افتد و بچه آن را عیناً تکرار می‌کند. بچه اصلاً مقلد است و تقلید می‌کند، چرا که بزرگ‌ترش تقلید می‌کند.

اگر هم دیگران حرفی بزنند در جواب می‌گوید: آقا من در برنامه تلویزیون دیدم، در رادیو شنیدم و خودم شنیدم که مجری این را گفت پس درست است! معتقدم در این جور جاها باید اصل ممیزی را به کار برد نه این‌که بخواهیم سانسور بکنیم. باید گوشزد بکنیم که چه برنامه‌ای مخاطبش چه کسی هست و ما برای چه کسی داریم اجرا می‌کنیم و چگونه باید اجرایش بکنیم یا خدای ناکرده واژه‌ای یا عبارتی را به کار ببریم که نباید به کار ببریم بنابراین نه تنها آن اثر مثبت را نداشتیم که خنثی هم کرده‌ایم و باید خدا را شکر کرد که خنثی شده باشد. در بعضی جاها به بدی می‌رود، یعنی همه خنثی نیست و تاثیر منفی می‌گذارد. به هر حال امیدوارم که از این آسیب‌ها بتوانیم پیشگیری بکنیم، چون به نظر من پیشگیری بهتر از این است که بگذاریم انجام بشود بعد مداوا یا معالجه‌اش بکنیم.

شما راهکار خاصی را برای همین قضیه دارید؟

جسارتا می‌توانم بگویم این موضوع خیلی ساده است. اگر گامی را برداریم، ادامه دهیم، حتی می‌توانیم سبقت هم بگیریم و آن راه هم آموزش است؛ آموزش درست. حتی برای گوینده‌ها هم بیایند کلاس بگذارند و جلسه برگزار کنند. استادان پیشکسوت دعوت ‌شوند و مسائل به بحث گذاشته شود. آمار بگیریم که از چه واژگانی در چه برنامه‌هایی می‌توان استفاده کرد. چه واژگانی را به کار نبریم بهتر است. چه واژگانی استفاده شود، بهتر است. سال‌هاست که گفته‌ام و هنوز هم می‌گویم موافق این قضیه هستم.

چه در تلویزیون و چه در رادیو می‌توانیم شرایطی را فراهم کنیم که بنا به مقتضای سن، برنامه‌ها انتخاب شوند. در خارج از کشور خیلی چیزها مطرح است، چون مقتضای فرهنگشان است. اما باز هم حق انتخاب را دارند به طور مثال در کشوری مثل انگلیس بچه‌ها با راهنمایی پدر و مادر فیلمی را تماشا یا نواری را گوش می‌کنند. اما برای این‌که بتوانیم به طور جدی به نتیجه‌ای برسیم، بایستی اهل نظر جلساتی را برگزار کنند و راهکارهایی را خود سازمان صدا و سیما پیشنهاد بدهد. هر کاری هم از دست من ساخته باشد در خدمت هستم.

زهره زمانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها