اجازه بدهید با یک سوال ساده آغاز کنیم.چرا اسید پاشی؟
این سوال ساده پاسخ مفصلی دارد. در جرایمی به این کیفیت جنبه انتقام جویی پررنگتر از سایر جنبههاست. در این حالت میبینیم که فردی که اقدام به اسیدپاشی میکند، فردی است که حالت خود محوری در او رشد کرده و نسبت به آدمهای اطرافش بیتفاوت است. به بیان دیگر خود را ملاک قرار داده و به دیگران اهمیت نمیدهد.
چه نوع احساسی به فرد دست میدهد که به چنین کاری دست میزند؟
حالتی که به فرد دست میدهد، پرخاشگری است. هر شخصی زمانی که ناراحت میشود برخورد و رفتار شدیدتری نسبت به زمانی که آرام است، دارد. اما در فرد اسیدپاش شخصیت مجرمانه بقدری زیاد است که از همه موانع میگذرد. پرخاشگری فرد نسبت به اطرافیانش به قدری زیاد است که از حد تصور ما خارج است. همچنین فرد دچار حالت بیتفاوتی نیز هست و ناراحتی دیگران برای او اهمیت ندارد. برایش مهم نیست عواقب کاری که میکند برای دیگران چیست و اینکه چه تاثیر منفیای روی زندگی آنها دارد. به همین دلیل میگوید حالا که برای من نیست برای شخص دیگری هم نباید باشد. متوجه نیست که با این کار زندگی کسی که دوستش داشته را نابود میکند.
اما چرا اسید پاشی؟ چرا از روشهای خشونت بار دیگر استفاده نمیکند؟
یادگیری خیلی مهم است. فرد این روش را در جامعه یاد گرفته. اسیدپاشی حالت انتقامجویی دارد. کسی که اسید میپاشد در ذهن خود میگوید این کار را میکنم تا هم به یاد من باشد و هم نتواند متعلق به شخص دیگری بشود. چاقو این ویژگی را ندارد. اگر چاقو بکشد، طرف مقابلش یا میمیرد یا زنده میماند. اما کسی که مورد اسیدپاشی قرار گرفته، زندگیاش تباه میشود.
این عقیده در جامعه وجود دارد که اسیدپاشی جرمی مردانه است اما در آمار دیده میشود که زنها هم به این کار دست میزنند. تحلیل شما چیست؟
زنها اگر عمل خشونت باری انجام دهند آن را برای خود به کار میبرند، مثلا دست به خودسوزی یا خودزنی میزنند. آمار به ما نشان میدهد که آقایان بیشتر از خانمها دست به اسیدپاشی میزنند، ضمن اینکه خطاهای آماری را نیز باید در نظر گرفت.