خواب صفا کوچولو

کد خبر: ۳۴۷۳۶۷

بابا گفت: صفا چی داری می‌گی مگه میشه آدم قدش یک‌دفعه 10 سانت بلند بشه.

صفا گفت: حالا که شده! چند ساعتی گذشت صفا دوباره احساس کرد قدش داره بلند میشه. به طوری که اندازه قد باباش شده بود بابای صفا که خیلی تعجب کرده بود، رفت و یک خط‌کش آورد تا قد صفا را اندازه بگیرد. طوری شده بود که هر چند ساعتی یک سانت قد صفا بلند می‌شد. پدر و برادر صفا هم منتظر بودند تا قد او را اندازه بگیرند.بعد از چندساعت صفا آنقدر قدش بلند شده بود که حتی از پدر هم بلندتر شد. حالا دیگر صفا آنقدر قد بلند شده بود که بسختی از در و اتاق‌ها می گذشت. دائم سرش به این طرف و آن طرف می خورد و از خانه نمی‌توانست بیرون بیاید. صفا در آن موقع بود که متوجه شد چقدر قد بلند سخت و رنج‌آور است و او که همیشه آرزو می‌کرد که قد بلند داشته باشد حالا آرزو کرد که ای‌کاش قدش کوتاه بود تا بتواند راحت زندگی کند. در همین موقع بود که صدایی شنید و با شنیدن صدا از خواب پرید. کمی دور و برش را نگاه کرد و دید خوشبختانه خواب بوده و خواب می‌دیده و دیگر هیچ وقت آرزوی چنین چیزی را نکرد، چون که هر نعمتی که خدا داده خوب است و باید همه به خاطر داشتن آنها شکرگزارتر باشیم.

گلنوشا صحرانورد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها