کلاس ریاضی

کد خبر: ۳۴۷۳۴۷

ـ آقا اجازه؟

معلم در حالی که به بیرون نگاه می‌کرد، گفت:

ـ بگو، چی می‌خوای بگی؟

ـ هیچی آقا، اجازه هست برم بیرون؟

ـ نه، بذار احمدی مساله‌شو حل کنه، بعد.

با دلخوری سرجایم نشستم و توی دلم غر می‌زدم و خدا خدا می‌کردم که احمدی زود مساله را حل کند، ولی انگار احمدی «مساله حل‌کن» نبود. 3 دقیقه‌ای گذشت، گوشی‌ام دوباره زنگ خورد، بلند شدم و گفتم: ‌

ـ‌ آقا اجازه؟

ـ ‌باز چته؟

ـ اجازه هست برم بیرون؟

ـ نه، گفتم که، بذار مساله رو حل کنه، بعد.

ـ آقا‌ شاید احمدی تا آخر ساعت نتونست مساله را حل کنه، من عجله دارم. آقا اصلا کار فوری دارم باید برم دستشویی. ‌

ـ ‌باشه حالا که کار فوری داری برو.

یواش گوشی موبایلم را از کشو میز برداشتم و راه
ا‌فتادم، وسط کلاس که رسیدم معلم گفت:

ـ ‌اکبری!گوشیتو کجا می‌بری؟ گوشیتو بده ببینم.

ـ ‌چرا آقا؟ اذیت نکنین دیگه، بذارین برم .

با نگرانی گوشی را به آقا معلم دادم. آقا معلم نگاهی به صفحه گوشی‌ انداخت و گفت:

ـ ‌اولا که چرا گوشیتو آوردی مدرسه؟ بعدش هم از کی تا حالا صحبت کردن با رفقا اسمشو گذاشتن دستشویی رفتن، اونم دستشویی با عجله!

نیما اکرامی‌فر

newsQrCode
ارسال نظرات

۸ سریال خارجی که تابستان ۲۰۲۶ نباید از دست بدهید

نیازمندی ها