رادیو جوان با «ای چراغ مطمئن»

سی روز سی سوژه

ساعت 30/11. اینجا ساختمان شهدای رادیو استودیوی 18 محل ضبط برنامه نمایشی «ای چراغ مطمئن» ویژه ماه مبارک رمضان کاری از گروه فرهنگ رادیو جوان. وقتی وارد استودیو می‌شوم، هدیه صیفی کار مشغول تنظیم صدا برای ضبط برنامه است. پشت اتاقک شیشه‌ای 5 بازیگر در 3 قسمت جداگانه طوری پشت نیمکت‌ها و میکروفن‌ها نشسته‌اند که بتوانند راحت نقش خود را اجرا کنند.
کد خبر: ۳۴۶۸۳۳

آرم برنامه با قطعه‌ای از سروده سیدعلی میرافضلی پخش می‌شود. «ای چراغ مطمئن، ای که در نمازهای ما شنیده می‌شوی، بی‌خبر میان لحظه‌های ما بیا!»

آن‌گاه افکت چیدن میز غذا برای افطار پخش می‌شود. مریم باقری در نقش مادر در حال کار کردن و گذاشتن وسیله روی میز است سپس خطاب به دختر و پسرش در حالی که عصبانیت از صدایش موج می‌زند، می‌گوید: «داره افطار می‌شه. لطفا بفرمایید سرسفره.» آسیه گرجی در نقش پسر خانواده می‌گوید: «مامان ناراحته؟»

بعد گرجی در حالی که تیپ دخترانه می‌گیرد جواب می‌دهد: «نمی‌دونم» مادر در حالی که بشقاب را با عصبانیت روی میز می‌گذارد، ادامه می‌دهد: یه وقت کسی کمک نکنه، خدای نکرده خسته می‌شین.

آقای قریب‌پناه و سروری‌نژاد با زدن خودکارهایشان به پشت چراغ مطالعه، صدای در و قابلمه و گذاشتن وسایل را درمی‌آورند که صیفیکار، صدابردار برنامه لامپ داخل اتاقک شیشه‌ای را فشار می‌دهد و از باقری می‌پرسد: چرا دائم صدا دور و نزدیک می‌شود؟ که خانم اشرف‌نژاد، سردبیر برنامه می‌گوید: به خاطر این‌که مادر مشغول رفت و آمد هست. صیفیکار می‌گوید: برای این‌که صدا افت نکند، بهتر است یک جمله نزدیک به میکروفن گفته شود و جمله دیگر دورتر پس از اعلام صیفیکار دوباره نمایش ضبط می‌شود.

قصه نمایشی این برنامه که در حال ضبط است، ماجرای خانواده‌ای است که مادر خونه دم افطار مدام با به رخ کشیدن این جملات که نمی‌دونم چرا بچه بزرگ کردم؟، چرا زندگی می‌کنم؟، دختر به این بزرگی نمی‌تونه سفره بندازه؟ ناراحتی خود را از موضوعی اظهار می‌کند.

دختر چون متوجه موضوع است و می‌داند که مادر برای چه ناراحتی می‌کند مساله را با پدرش در میان می‌گذارد و می‌گوید: بعد از ظهر زن عمواینا اومده بودن خونمون. زن عمو یه سرویس طلا خریده بود 3 میلیون تومن و پدر که متوجه شد به خاطر چشم و همچشمی همسرش این کلمات را به زبان می‌آورد با سیاست خود از همسرش می‌خواهد که سر سفره بنشیند و حرف‌های او را گوش کند.

شما شنونده‌های خوب رادیو جوان می‌توانید این قصه نمایشی را با موضوع چشم و همچشمی در یکی از روزهای ماه مبارک رمضان از ساعت 16 بشنوید. در فرصتی که پیش می‌آید از سردبیر برنامه هدف از ساخت این ویژه برنامه نمایشی را که با موضوعات مختلف در 30 قسمت تهیه می‌شود را می‌پرسم.

اشرف‌السادات اشرف‌نژاد، نویسنده و سردبیر برنامه نمایشی ای چراغ مطمئن که اولین کار نمایشی خود را در سال 68 انجام داده و در همان سال به عنوان بهترین بازیگر رادیو انتخاب شده درخصوص استفاده نمایش در برنامه‌های رادیویی می‌گوید: کسانی که کار نمایشی می‌کنند، افراد خاصی در جامعه هستند و با نگاه بسیار ظریفی به مسائل نگاه می‌کنند. آنان به تاثیر نمایش در آگاهی‌بخشی و رشد و اعتلای جامعه اعتقاد کامل دارند. به همین خاطر کسی که وارد فعالیت‌های نمایشی می‌شود در هر زمینه‌ای تا پایان عمر قادر به رها کردن آن نیست. با رشد رسانه‌های جمعی، پای نمایش به تلویزیون و رادیو باز شد و هر کدام پتانسیل‌های دیگری از خود نشان دادند، این پتانسیل‌ها در برخی جوامع در جهت حرکت به سمت اهداف تعریف شده مورد استفاده قرار گرفت ولی هنوز در رادیو و تلویزیون ما به‌طور کامل از آن استفاده نشده است. اگر ما به یک جامعه دموکراتیک یا جامعه‌ای نظام‌مند یا جامعه‌ای اخلاقی و دینی نیازمندیم باید به این پتانسیل‌ها توجه کنیم.

اشرف‌نژاد تصریح می‌کند: «نمایش مفهوم خاصی را ارائه می‌کند و در رادیو برای انتقال این مفهوم به مخاطب حداقل 3 دقیقه وقت لازم است که منجر به خلق تفکری عمیق شود. در نمایش‌های 10 دقیقه‌ای فقط یک موقعیت ساده ایجاد می‌شود ولی ما تمام تلاش خود را کرده‌ایم که در این ویژه‌برنامه در همین مدت زمان کوتاه مفهوم مورد نظر را ارائه کنیم.»

وقتی از او می‌پرسم چرا اسم برنامه را ای چراغ مطمئن گذاشته، می‌گوید: در هر قسمت از داستان چراغ مطمئنی وجود دارد که در دست یک نفر است و او راه را نشان می‌دهد. ممکن است این چراغ مطمئن به صورت نصیحتی از والدین باشد یا صبر و تحملی که همسر نسبت به طرف مقابل خود دارد یا این‌که بعضی از شخصیت‌های داستان اگر حرمت و شان خود را حفظ کنند می‌توانند همان چراغ مطمئن باشند.

اشرف‌نژاد درخصوص تهیه این برنامه نمایشی می‌گوید: در این ویژه‌برنامه 30 نمایش کوتاه 10?دقیقه‌ای با موضوعات برگرفته از داستان‌های شگفت شهید دستغیب و داستان راستان شهید مطهری و بخش اعظم آن برگرفته از موضوعات واقعی اجتماعی است.

او محور اصلی این نمایش‌ها را توجه و توکل به امر خدا و گذشت از تقصیر دیگران می‌داند و می‌گوید: ویژه برنامه ای چراغ مطمئن در 30 روز ماه مبارک رمضان از رادیو جوان پخش می‌شود.

اشرف‌نژاد امیدوار است آینده برنامه‌های رادیویی، آینده پر نمایشی باشد زیرا که هیچ برنامه‌ای به قدر نمایش چه در امر آموزش و تربیت و چه ایجاد دانش و بینش و اندیشه و چه ایجاد هماهنگی در جامعه موثر نیست.

مرضیه میرسلطانی که سابقه 19 سال کار تهیه‌کنندگی در رادیو جوان را دارد و تهیه‌کننده برنامه‌های مختلفی همچون «شاید گاهی جایی»، «جوانی دربست»، «تیتر داغ» و «آتش پنهان» است درخصوص موسیقی‌هایی که در دل این برنامه استفاده می‌کند، می‌گوید: «چون این برنامه به صورت نمایش و با موضوعات مختلف است، جای دارد که در آن از موسیقی‌های مختلفی استفاده شود و من برای این‌که بتوانم حس بازیگر و هدف از تهیه نمایش را به مخاطبم القا کنم، از موسیقی حالت استفاده می‌کنم.

میرسلطانی ادامه می‌دهد: «‌من معمولا از موسیقی سریال و فیلم در برنامه‌های نمایشی استفاده می‌کنم و تهیه این ویژه برنامه را که در ماه مبارک رمضان پخش می‌شود، امتیاز مثبتی برای خود می‌دانم و امیدوارم که این کار برای شنونده تاثیرگذار باشد.»

آسیه گرجی، بازیگر نقش دختر در نمایش «چشم و همچشمی» که از سال 72 زمانی که فقط 10 سال داشته همکاری خود را با سازمان و با برنامه بچه‌های انقلاب رادیو سراسری شروع کرده است درخصوص حس و حال بازی در نقش‌های مختلف این ویژه برنامه می‌گوید: نمایش‌های این کار روی من بسیار تاثیرگذار بود، چرا که طبق صحبت‌های خانم اشرف‌نژاد، اکثر آنها بر مبنای واقعیت بوده و سوژه‌ها بسیار خوب انتخاب و باعث شدند در طول نمایش و بعد از آن نگاه من به زندگی، رفتار و عملکردم تقریبا تغییر کند و جور دیگری خدا را درک کنم و به او ایمان و توکل واقعی داشته باشم.

وقتی از او که گاهی اجرا هم می‌کند، می‌پرسم سخت نیست که 2 تیپ را با هم در نمایش اجرا می‌کنی، می‌گوید: «در مورد تیپ بچه، نه زیاد سخت نیست چون سال‌ها کار کودک کرده‌ام و بیشتر مسلطم. ولی با وجود این سختی خودش را دارد و آنقدر باید مسلط باشی که شنونده متوجه نشود یک نفر دارد 2 نقش را بازی می‌کند و صداها شبیه هم نشود. امیدوارم در این زمینه موفق باشم.»

سید بهرام سروری‌نژاد، بازیگر نقش «پدر» در این نمایش است که از سال 79 فعالیت رسمی خود را با اداره کل نمایش رادیو آغاز کرده است.

وقتی از او می‌پرسم با وجودی که مدرک شما کارشناسی کشاورزی بوده آیا بهتر نبود به آن شغل می‌پرداختید، در جوابم می‌گوید: معتقدم کشاورزی هم نوعی هنر است بخصوص این‌که گرایش من هم باغبانی بوده که قطعا برای یک باغبانی دلچسب و زیبا باید از طراحی‌های هنرمندانه استفاده کرد و ذوق هنری داشت.

سروری‌نژاد یکی از راه‌های ارتباطی هر رسانه را نمایش می‌داند و از عدم رسیدگی مسوولان به کار بازیگران رادیو اظهار نارضایتی می‌کند و می‌گوید: نمی‌دانم چرا در صدا و سیمای ما بیشتر به سیما بها داده می‌شود تا صدا. که نمود آن در برنامه‌ریزی‌ها و بودجه بندی‌ها کاملاً مشهود است. بودجه‌ای که برای یک سریال تلویزیونی در نظر گرفته می‌شود، میلیون‌ها برابر یک سریال رادیویی است و شاید در مقام مقایسه امکاناتی که در تلویزیون استفاده می‌شود، هزینه‌بر باشد اما آیا بازیگر همان بازیگر نیست؟ آیا انرژی و فکری که بازیگر رادیو می‌گذارد، فرق دارد با کسی که در تلویزیون کار می‌کند؟

مریم باقری، بازیگر نقش مادر در نمایش چشم و همچشمی که از اردیبهشت 87 همکاری خود را با سازمان صدا و سیما و با برنامه جمعه ایرانی رادیو ایران شروع کرده است، می‌گوید: در حال حاضر در کنار بازیگری سردبیر برنامه نبض زمین از رادیو سلامت هستم.

وقتی از حس و حالش در این ویژه برنامه نمایشی می‌پرسم، می‌گوید: با توجه به این‌که این نمایش‌ها متناسب با ماه مبارک رمضان نوشته شده، دارای یک فضای معنوی است که هرکس بنا به فطرتش به سمت آن کشیده می‌شود، شاید باور نکنید وقتی که متن‌ها را با دیگر دوستان بازی می‌کنیم همراه با شخصیت داستان گاهی اشک ریخته یا از ته دل می‌خندیم. معتقدم که آدم‌ها متناسب با عملی که دارند نتیجه آن را چه زود یا دیر می‌بینند و سردبیر برنامه بخوبی توانسته با نوشتن متن‌ها به این نکته مهم اخلاقی اشاره کند. من هم مثل دیگران ناگزیر از تاثیر نیستم و بعد از پایان نمایش به رفتار خود فکر کردم و تصمیم گرفتم که مراقب رفتارم باشم.»

زهره زمانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها