باران عشق میبارد و زندگی معنی مییابد در فاصله بین طلوع و غروب آفتاب یا نه در نیمهشبهایی که آسمان به تو نزدیک میشود تا حس کنی زمین جریان دارد و حرف، حرف نیست، تسبیح عاشقانه رویاهاست.
باران عشق میبارد و جهان بعد دیگری مییابد. هستی ضرب میشود در ضربان دل ما تا روشنایی روز کوچههای شبزده رویاهامان را قدم بزند و ما بمانیم و خلوتی که میتواند تجلی حضور شود، پای سفرهای که طعامش گرسنگی است.