در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در عمل نیز عبدالله و اسد توانستند، با دیدارهایی که با میشل سلیمان، رئیسجمهور و نبیه بری، رئیس مجلس و سعد الحریری، نخستوزیر لبنان انجام دادند، تا حدودی آشتی ملی را در این کشور بحرانزده برقرار نمایند، اما موضع آمریکا در انتقاد از ارتش لبنان به دلیل دفاع از سرزمینش در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستی همه را مبهوت کرد.این اعلام موضع یک بار دیگر نشان داد که آمریکا از تلاشهای صورت گرفته برای برقراری آشتی ملی در لبنان نگران است و بار دیگر این کشور در کنار رژیم صهیونیستی قرار گرفت تا ائتلافی مقابل این آشتی ملی را تشکیل دهد.
برخورد آمریکا با لبنان
البته این اولین باری نیست که آمریکاییها آشکارا (به همراه رژیم صهیونیستی) مقابل آشتیها و تفاهمهای اعراب قد علم میکنند، پیش از بروز بحران میان دو جنبش حماس و فتح عربستان تحت عنوان موافقتنامه مکه میان این دو آشتی برقرار نمود. رهاورد این موافقتنامه تشکیل یک دولت ائتلافی بود که کرانه باختری و نوار غزه را دربرمیگرفت و موجب توقف درگیریهای مسلحانه میان ایندو جنبش میشد، اما واشنگتن در آن زمان به همراه رژیم صهیونیستی این آشتی را انکار کرد و همین امر موجب شد، طی مدت کوتاهی اوضاع به همان وضع سابق و حتی اسفبارتر و بحرانیتر از آن بازگردد. اظهار نظرهای به عمل آمده درباره دیدار پادشاه عربستان و رئیسجمهور سوریه برای برقراری آشتی ملی در لبنان این امر را به ذهن تداعی میکند که گویا آمریکاییها میخواهند همان کار را با لبنانیها نیز بکنند و به همین دلیل است که هیچکس دوست ندارد این تجربه دوباره و این بار در لبنان تکرار شود. از این رو باید تجاوزات ارتش رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان و درگیری با ارتش لبنان را در این راستا ملاحظه کرد. گویی رژیم صهیونیستی یکباره به یادش افتاد که با درختان جنوب لبنان مشکل دارد!، به همین منظور گروهی از نظامیان خود را به درون خاک لبنان فرستاد تا این درختان را ببرند. ارتش لبنان نیز در مقابل قیام کرد تا از این درختان و زمینی که در آنها روییدهاند، دفاع کند.
باید به صهیونیستها یادآوری کرد که این درختان سالهاست، در این منطقه هستند و اگر وجود آنها تاکنون مانع دید سربازان این رژیم میشد چرا پیش از این اقدام به قطع آنها نکردند؟ چرا ارتش رژیم صهیونیستی چند ماه پیش یا چند سال پیش این درختان را قطع نکرد، چرا درست پس از میانجیگری عربستان ـ سوریه یادش افتاد که با این درختان مشکل دارد؟! اقدام رژیم صهیونیستی در این برهه از زمان که اقدامی کاملا نظامی بود و به دنبال آن اقدام آمریکا که اقدامی کاملا سیاسی بشمار میآمد، ثابت کرد، این یک تجاوز آشکار و حساب شده است. آمریکا با دوبار موضعگیری علیه آشتی اعراب تاکنون ثابت کرده است که همیشه به دنبال سیاستهای غیرمنطقی است. این کشور از یک سو خود را منادی آرامش و عدم ایجاد بحران معرفی میکند و از سوی دیگر با دیپلماسی مخصوصی که در پیش میگیرد و با حمایت از تجاوزات رژیم صهیونیستی عامل بروز آشوب و بحران در منطقه میشود.
باراک اوباما رئیسجمهور آمریکا با این که در سخنرانی معروفش که در قاهره برای جهان اسلام ایراد نمود، از اتخاذ سیاستهای جدید سخن گفت، اما در عمل ثابت کرد، سیاستهای وی تفاوتی با سیاستهای پیشین آمریکا ندارد و از همان سیاست «حمایت از اسرائیل علیه اعراب و فلسطینیها » پیروی میکند، نکته قابل توجه در این موضوع همیشه این بود که آمریکاییها قبلا چنین اقداماتی را به عنوان مقابله با تندرویان توجیه میکردند، در حالی که این بارچنین سیاستی را در برابر متحدان خود بهکار گرفتند، لبنان یک کشور تندرو نیست، رئیسجمهور لبنان هم دشمن آمریکا نیست و همیشه آمریکا را یک کشور دوست خوانده است.
برخوردآمریکا با فلسطین
این موضوع در مورد تشکیلات خودگردان هم صدق میکند، درحالی که همیشه آمریکا از میانه روی تشکیلات و خشنودی از سیاستهایش سخن گفته میبینیم که وقتی پای مواضع صهیونیسم به میان میآید، در مقابل این تشکیلات میایستد و آن را تحتفشار قرار میدهد تا تسلیم خواستهای رژیم صهیونیستی شود، حتی اگر این راه برخلاف تمام قوانین بینالمللی باشد که آمریکا خود را یکی از بنیانگذاران آن میداند.
بهترین مثال در این زمینه موضع اخیر آمریکاییها در برابر خواستههای محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان است. اوباما از اعمال هرگونه فشاری بر عباس جهت واداشتن وی به تن دادن به مذاکرات مستقیم فروگذار نکرد، چون سیاستهای تشکیلات میبایست با سیاستهای آمریکا هماهنگ باشد و عباس هر آن چیزی را که آمریکاییها میخواهند به اجرا درآورد.
اما محمود عباس چه چیزی را خواسته بود؟
خواستههای محمود عباس در 3 مورد خلاصه میشد:
1ـ ارائه ضمانتهای کتبی از سوی آمریکا به دو طرف فلسطینی و اسرائیلی که در آن اعلام شود در مذاکرات مستقیم موضوعاتی چون تشکیل کشوری فلسطینی در مرزهای 1967 و توقف شهرکسازیها مورد بحث قرار خواهد گرفت. این سخنی بود که پیش از آن آمریکاییها نیز بر آن تاکید کرده بودند، اما اوباما از دادن ضمانتهای کتبی در این باره امتناع کرد زیرا رژیم صهیونیستی آن را نمیخواست.
2ـ درخواست دوم که در واقع جایگزینی برای درخواست اول بشمار میآمد، ارائه چنین تضمینی از سوی کمیته چهارجانبه به جای آمریکا بود که این درخواست هم رد شد.
3ـ پس از رد دو درخواست اول و دوم، برگزاری نشستی سهجانبه میان سه طرف آمریکایی، فلسطینی و اسرائیلی درخواست شد تا در مورد اصول و موضوعات پایه در مذاکرات مستقیم توافق نظر حاصل شود اما این درخواست هم مورد پذیرش قرار نگرفت.آمریکا با چنین مواضعی نشان می دهد فقط مذاکراتی را می خواهد که مطلوب نظر رژیم صهیونیستی باشد حال عجیب این است که آنها از ما میپرسند: چرا جهانیان از آمریکا و آمریکاییها متنفرند؟
روزنامه شرقالاوسط
مترجم: قبس زعفرانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: