فیلم «افراطیها» مصداق کامل و روشنی از این مقدمه کوتاه است. تماشاچی بر پرده سینما از همان لحظات نخست حضور بازیگران سرشناس طنز کشورمان را میبیند که گویی با همان نمای طنزگونه هر فیلمشان ظاهر میشوند، بازیگرانی که محبوبیت آنها در میان مردم زبانزد است و همین مولفه نیز سبب شده تا این فیلم با خیل عظیم بیننده همراه شود. نبود هدف اصلی طنز شاید بزرگترین کاستی این فیلم باشد، اتفاقی که در بسیاری از آثار طنز این روزها به چشم میخورد. روایت بیریا از دغدغههای اجتماعی، بهترین فضایش طنز است، اما نه در هر طنزی که با هجو و لودگی عجین شود.
افراطیها، در قدم اول از قصهای آشفته رنج میبرد. نبود استخوانبندی مناسب در داستان، این فیلم را رها کرده و این شخصیتها یا بهتر بگوییم بازیگران هستند که آن را براساس سبک و سیاق خود هدایت میکنند. آزاد شدن چند زندانی از زندان و ورود آنها به اجتماع و پس از آن مشکلاتی که چه برای آنها و چه برای جامعه پدیدار میشود، گرچه وجه مناسبی برای یک قصه تاثیرگذار است، اما افراطیها نتوانسته از آن بهره کاملی را بگیرد، شروع ماجرا، شروعی سنگین و تاملبرانگیز است اما در ادامه مسیر این فضای محکم ناگهان تبدیل به یک کمیک غیرمتعارف شده که هر چه پیش میرود، تنها تفریح و خنده آنی بر لبان تماشاچیان نمایان میشود، کارگردان با تصور وجود قابلیتهای بازیگران طنز و صرف حضور آنها گویا هنگام چیدمان و بسط داستانیاش، به جای تحلیل و تامل دو قصه، فضا را با بازیگران محبوب تنظیم کرده، غافل از این که با چنین وضعیتی، دامنه ذهنی مخاطب به سمت و سوی فیلمها و آثار دیگر کشیده میشود. نباید ازیاد ببریم که چنین رویکردی در چند سال گذشته در ژانر درام نیز به وجود آمده که نتیجهاش یکنواختی آثار و تکرار در موضوعات بوده و حال این اتفاق در ژانر طنز ظاهر شده است.
افراطیها در یک فضای مبهم و کلی متوقف شده و بیننده هیچگاه شاهد نمایی از واقعیات بیرونی نیست و آنچه که میبیند نگاه بخشی و کسلکننده است. این فیلم با وجود بسیاری از مولفههای گیشهپسند نتوانسته تاثیرگذاری مثبتی در ذهنها داشته باشد.
ای کاش آثار سینمایی طنز که با نگاه جذب تماشاچی ساخته میشدند، از چنین اتفاقی استفاده بهینه میکردند و میکوشیدند تا بیننده را به فکر فرو ببرند نه این که او را در محیطی تخیلی رها کنند.
نغمه لبیکی