او نفر اول بودن را دوست دارد

علی دایی و دوری از نام‌ها

می‌گویند عالم مربیگری با دوران بازیگری تفاوت‌های زیادی دارد و نوسان‌های احتمالی در این عرصه می‌تواند بزرگ‌ترین نام‌ها را هم به چالش بکشد. این راه استثنا نمی‌شناسد و هیچ تضمینی نیست که یک بازیکن موفق الزاما مربی موفقی هم باشد، علی دایی اما هرگز، حتی زمانی که در تیم ملی ناکامی را تجربه کرد شاید به دلیل ویژگی‌های خاص اخلاقی‌اش که شکست را راحت برنمی‌تابد این تفاوت‌ها را باور نکرد و به همین دلیل پرسپولیس را بهترین راه برای جبران ناکامی‌هایش دید تا با کسب یک جام در تیمی که طرفدارانش برای رسیدن به آن لحظه شماری می‌کردند همه خاطرات تلخ را به فراموشی بسپارد. این اتفاق افتاد اما باوجود بروز این تفاوت‌ها در زندگی ورزشی دایی، وجه اشتراکی بین دنیای امروزش روی نیمکت مربیگری با گذشته‌اش درون میدان هست که هنوز برای شهریار فوتبال ایران تعیین‌کننده است.
کد خبر: ۳۴۴۷۵۸

علی دایی همان علی دایی است، همانی که تنهایی قهرمان بودن را بشدت دوست دارد. آدمی که اگر انکار هم کند هیچ‌کس نمی‌تواند منکر شود که دوست دارد در کانون توجه باشد، حرف اول را بزند و روشن‌تر و پررنگ‌تر از بقیه در راه رسیدن به موفقیت دیده شود.

او که انگار دوست ندارد کسی را شریک کامیابی‌هایش کند به طرز عجیبی از نام‌ها فراری است و خواسته یا خواسته از آنها دوری می‌کند تا نقش مهم در رسیدن به موفقیت را براحتی با کسی قسمت نکند تا اگر هم ناچار شود یادی از آنها کند نامشان در مقابل نام علی دایی خیلی به چشم نیاید.

علی دایی هنوز روزهایی را تداعی می‌کند که در میدان سبز فوتبال بارها به خاطر تکروی مورد انتقاد قرار می‌گرفت و وقتی مقابل دروازه حریف موقعیت گل داشت و پاس می‌داد همه را غافلگیر می‌کرد.

برای علی دایی این تقابل‌ها در مقام یک مربی از تیم ملی شروع شد، شاید هم در سایپا هم بود و خیلی مورد توجه قرار نمی‌گرفت. وقتی پای علی کریمی به تیم ملی که دایی هدایت آن را به عهده داشت هرگز باز نشد همه گفتند که سرمربی آن زمان تیم ملی هنوز عادت قدیمی‌اش را به همراه دارد، بعد از آن نوبت مهدی مهدوی‌کیا شد که البته وقتی از سر اجبار و فشار مردم و رسانه‌ها آمد در تک پیروزی تیم دایی در راه جام جهانی گل زد و نشان داد تجربه‌اش حرف‌هایی برای گفتن دارد. اما تیم ملی پایان این مبارزه قلبی دایی با نام‌ها نبود.

در پرسپولیس شاید این خصیصه پررنگ‌تر از قبل ظاهر شده دایی بعد از گرفتن حکم سرمربیگری‌اش در این تیم بزرگ‌ترین نام روی نیمکت را کنار گذاشت و یحیوی را به عابدزاده ترجیح داد. او حتی برای نماد و اسطوره باشگاه پرسپولیس (پروین) انگار به یک چراغ قرمز تبدیل شد. اسطوره‌ای که در سال 93 در دوحه برای اولین بار به همین علی دایی میدان داد و به نزدیکانش گفت که روزی این علی جایش را خواهد گرفت و چه درست بود پیش‌بینی‌ علی پروین!

علی دایی در فصل نقل و انتقالات اخیر بیشتر از هر زمانی از جمله «به تاکتیک‌ من نمی‌خورد» استفاده کرد، مثل تجارب قبلی این استدلال را در کنار نام‌هایی گذاشت که هم صاحب تجربه بودند و هم شناخته شده، سرمربی سرخپوشان پایتخت جواد کاظمیان، وحید هاشمیان، ایمان مبعلی و محسن خلیلی را نخواست چون به قول خودش به تاکتیک مورد نظرش نمی‌خورند اما چه کسی است که باور کند فقط مسائل فنی مانع حضور این بازیکنان در پرسپولیس شد؟

البته انتخاب حق سرمربی است اما به نظر می‌رسد تصاحب تیمی که بازیکنانش ستاره نباشند و به جای داشتن محبوبیت در جستجوی آن باشند برای کسی که اغلب تیمش را «تیم من»‌ خطاب می‌کند نه «تیم ما» راحت‌تر باشد، البته علی دایی در لیگ دهم کار سختی برای نمایش توانمندی‌هایش در عرصه مربیگری دارد، او این بار تیمی که خودش براساس تاکتیک مورد نظرش بسته است را راهی میدان می‌کند، دیگر نه لورانت سایپا هست و نه کرانچار پرسپولیس که مشکل احتمالی کمبود بازیکنان به آنها ربط داده شود، تیم پرسپولیس در لیگ دهم سلیقه کامل دایی است که اگر به نتیجه نرسد سرمربی پرسپولیس را به خاطر همان عادت قدیمی‌اش زیرسایه انتقادات قرار می‌دهد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها