خاکستر (اول و آخر نداره که! یه چی بگو که به درد دیگران هم بخوره چفت و بستش هم درست باشه)- شب جنگلبان- شهرزاد غریب (ببخش و باور کن که من خیلی وقته این عادت عوامانه سخنرانی درباره هر چیزی که ازش اطلاع ندارم رو کنار گذاشتهم. مطمئن باش از مراجعه به مشاوران خانواده نتیجه بهتری میگیری)- سیاوش منصور- آزاده زیاری- محدثه. الف- شادی محسنپوران- زهرا بهرامی از همدان- محدثه از تبریز (من که وقت ندارم، ولی خب، یه سه چار صفحه از بخشی رو که گمان میکنی بهترین قسمتشه بفرست، شاید صادق هدایتی، سامرست موآمی، کسی دم دست بود، یه نقدی، نظری، تحشیهای نوشت و راهنمائیش به دردت خورد)- شب جنگلبان (بابا هنرمند! تکنیکهای جدید میزنیهاااا. رؤیای رودخانه مهتاب چون آفتابی روی خانه رؤیایی ذهنم تابید. تو با این استعداد چرا کلاس نقاشی نمیری که اصولیتر و بهتر و زودتر دست به کار بشی؟ هوووومممم؟)- مجید خزائی (قرار بود نوشتههای خودتون رو بفرستین. نامهت رو نگه داشتم که توضیحت به دستم برسه ببینم چه جوابی داری آخه. بابا حیفه! تو هنوز جوونیهاااا، ما به این جوونا هزارتا طناب امید و آرزو بستیمهااااا)- زینب فخار، تازه وارد 23 سالگی شده از کاشمر!- سمانه مالمیر از قم- سایه 16 ساله از اصفهان (گوشم با توست. فقط یادت باشه چیزی رو که میخوای چاپ نشه باید یادآوری کنی) - راحله از کرج - محمد رضا 24 ساله از ورامین.