علی مهربان

فردا عید است

کد خبر: ۳۴۲۷۲۹

شاید بتوان استرس رسیدن دوشنبه‌ها را به انتظار آمدن سرگروهبان در دوران خدمت تشبیه کرد.

البته این دوشنبه یک فرقی با دوشنبه‌های دیگر دارد. شاید هر دوشنبه برای کسی یا کسانی خاص باشد و با روزهای دیگر متفاوت؛ اما این دوشنبه برای همه ما رنگ دیگری دارد.

علتش هم روشن‌تر از این است که بخواهم کم‌کم و در لفافه بگویم، بله فردا عید است. عید همه ما؛ عید همه آدم‌ها؛ عید همه آنها که مهربانند؛ آنها که انسانند و انسان‌ها را دوست دارند.

فردا عید است؛ یکی از اعیادی که در کشور ما با تعطیلی همراه است.‌عیدی که افراد خانواده دور هم جمعند، فرصتی برای با هم شاد بودن. فرصت زیبای کنار هم بودن خانواده.قدیم‌ترها هنگامی که چنین فرصتی دست می‌داد، همه فامیل دور هم جمع می‌شدند، در خانه پدربزرگ و مادربزرگ؛ یا آنجا که همه بتوانند و همه راحت باشند.

این راحت بودن شاید کلید آن‌ همه شادی بود و آن میزان دیدن‌ها و رفتن‌ها و آمدن‌ها.

آن روزها گویا تکلف‌ها کمتر بود، اگر مهمانی سر ظهر هم از راه می‌رسید، هر آن‌چه بود می‌آوردند و با هم در میان خنده و شادی می‌خوردند.

گویا گله‌گذاری‌ها هم کمتر بود. فامیل، خواهرها و برادرها و دایی و عمه و عمو و... کمتر لب به گله و سخن‌هایی از این دست می‌گشودند.

روزهای تعطیل فقط بهانه‌هایی مناسب بودند برای دور هم بودن؛ برای شاد بودن و شاد کردن. برای دیدن بزرگ‌ترها که آنها بدانند بچه‌ها به یادشان هستند و بچه‌ها بدانند هنوز جایی هست برای دور هم جمع‌شدن‌.‌

اما چنین روزهایی (مانند فردا) که مناسبتی چنین فرخنده را نیز همراه داشتند در کنار آن همه، فرصتی بود تا چیزهایی هم گفته و شنیده شود. از این مناسبت، از خدای مهربان و آنچه برای ما آدم‌ها خواسته است، یادی از ناب‌ترین خوبی‌ها، از مطلق مهربانی. خاطره‌هایی از گذشته و درس‌هایی برای آینده.

اما حالا کمتر می‌بینیم اینها را و نمی‌دانم چرا؟ نمی‌دانیم چرا.

هر چه هست، مانند گذشته‌ها نیست؛ شاید یادمان رفته آن خلق‌وخو و آن آداب را.

شاید همه ما یک تلنگر می‌خواهیم؛ تلنگری برای دیدن بهتر خوبی‌ها، برای آرامش بیشتر هم برای خودمان و هم برای دیگران. تلنگری برای درک دیگران، برای این که یادمان نرود که هر کس عاداتی دارد و نوع رفتاری. رفتاری که شاید ما خیلی آن را نپسندیم اما باید درکش کنیم. همین حد هم کفایت می‌کند که خلق‌وخوی ما سدی نشود برای رفتن‌ها و آمدن‌ها.

یادمان نرود که این روزها، این دوشنبه‌ها، این عیدها چقدر تند و سریع می‌آیند و می‌روند.

یادمان نرود که از این فرصت اندک بهره‌ای باید برد. یادمان نرود با گله‌گذاری و ناراحت شدن و ناراحت کردن، فقط گره‌ای بر دشواری‌های زندگی می‌افزاییم؛ گره کوری که روزی راه را روی خودمان هم خواهد بست.

پس یادمان باشد که از این فرصت‌ها که چونان ابرهای بهاری می‌آیند و می‌گذرند، در حد توانمان بهره‌ بگیریم؛ شاید قدری شاد کردن و شاد شدن، شاید یک لبخند یا یک دیدار، شاید یک رفتن، دق‌البابی کردن و سلامی گفتن؛ به همین سادگی و بسیار بسیار گرانقدر.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها