نگاهی به 2 مجموعه تابستانی سیما

سرد و گرم

به رسم این یکی دو سال اخیر، تماشاگران ایرانی سیما در شب‌های تابستان شاهد پخش سریال‌های جدیدی هستند که احتمالا پس از بازی‌های جام جهانی فوتبال، پر تماشاگرترین بخش تلویزیونی در این فصل خواهند بود. البته چند سال است که مجموعه‌های 90 قسمتی کمتر یا بیشتر، تولید می‌شوند که هرشب هم روی آنتن می‌روند. اما به هرحال مجموعه‌های مختص شب‌های تابستان، از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند و طبیعتا مخاطبان خیلی بیشتری دارند. همین باعث شده است تا حساسیت این مجموعه‌ها بالا باشد. قهرمان‌های این سریال‌ها از هر نظر باید دارای شرایط ویژه‌ای باشند و پایان داستان نیز به همین ترتیب. در این یادداشت سعی خواهیم کرد تا نگاهی مختصر و کوتاه اما از زاویه‌ای متفاوت به 2 مجموعه اصلی شب‌های تابستان داشته باشیم.
کد خبر: ۳۴۲۲۴۶

«زیر هشت»

سیروس مقدم بدون‌شک معروف‌ترین کارگردان مجموعه‌های مناسبتی صدا و سیماست. در این سال‌ها پرتماشاگرترین سریال‌های ماه رمضان، ایام عید نوروز و فصل تابستان را سیروس مقدم کارگردانی کرده است.

او متولد 1333 در آبادان و فارغ‌التحصیل رشته نقاشی از دانشکده هنرهای زیباست و کار خود را با دستیاری کارگردان و طراحی صحنه و لباس آغاز کرده است. ساخت سریال‌هایی چون روزهای زندگی، مسافر، پلیس جوان، نرگس، اغما، چاردیواری و... او را به یکی از پرکارترین سریال‌سازان تاریخ تلویزیون ما تبدیل کرده است.

سریال‌های ساخت او همواره پرتماشاگر و از استاندارد تکنیکی خوبی برخوردار بوده‌اند. اما تماشاگر ایرانی به‌طور خاص پس از سریال «نرگس» بود که نام سیروس مقدم را به خاطر سپرد. «رستگاران» را هم مقدم برای تلویزیون در تابستان تدارک دیده بود؛ سریالی که قهرمان داستانش یک زن بود و این جزو معدود دفعاتی بود که یک زن، بار اصلی داستان یک سریال تلویزیونی را به دوش می‌کشید.

اما «زیر هشت» نام سریال او برای تابستان امسال است. در این سریال طبق ساخته‌های پیشین مقدم از یک جنس تصویر، داستان و دکوپاژ استفاده شده است. بازیگر‌های این سریال نیز اغلب سابقه همکاری با مقدم را در کارنامه خود دارند. اما یکی از نقاط ضعف این سریال همین انتخاب بازیگران است. امیر جعفری که به نوعی بازیگر اصلی این سریال است، توانایی بالایی در گفتگو دارد و در سایر مجموعه‌های تلویزیونی وی، این موضوع بخوبی نشان داده شده است. نمونه‌اش بازی در اکثر آثار حسن فتحی و از جمله فیلم «کیفر» است که اکنون روی پرده‌های سینماست.

جعفری بخوبی از پس دیالوگ‌های حجیم و پرطمطراق فتحی برمی‌آید و به همین دلیل همیشه گزینه مهمی برای فتحی بوده است. اما در سریال زیر هشت، شخصیت اصلی داستان، انسانی درونگرا و معمولا ساکت است و این باعث می‌شود تا نیمی از توانایی‌های جعفری به فعلیت در نیایند.

با این حال زیر هشت، از نظر تکنیکی و کارگردانی، یک سر و گردن از خیلی مجموعه‌های سیما بالاتر است. قضاوت درباره این سریال خیلی زود است و انتقاد از انتخاب بازیگران آن به معنی زیر سوال بردن سریال نیست.

فاصله‌ها

فاصله‌ها نام سریال جدید حسین سهیلی زاده برای شب‌های تابستان است. سریالی که از شبکه 3 سیما پخش می‌شود. سهیلی زاده در سال‌های اخیر و معمولا در فصل تابستان سریال‌هایی نظیر ترانه مادری و دلنوازان را روی آنتن فرستاده است. سریال‌هایی که بسیار طرفدار پیدا کرد و برخی بازیگرانش را نیز به چهره‌های محبوبی تبدیل ساخت. البته او بجز این دو سریال، مجموعه‌های دیگری نیز ساخته است. اما این دو و به طور خاص سریال «دلنوازان» به دلیل گستردگی مخاطبان و به نوعی میلیونی بودن آنها از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند.

پخش سریال «فاصله‌ها» کمی زودتر از سریال زیر هشت آغاز شد و به همین دلیل راحت تر می‌توان درباره اش قضاوت کرد. فاصله‌ها همانند دلنوازان به سریال پرمخاطبی تبدیل شده است، هرچند نه به اندازه دلنوازان (به دلیل همزمانی‌اش با مسابقات جام جهانی فوتبال و نیز موضوعی که به آن خواهیم پرداخت) اما به هرحال اکنون جزو پربیننده ترین بخش‌های تلویزیونی است.

فاصله‌ها یک ضعف اساسی دارد که کمی به کلیت کار لطمه می‌زند و آن تکراری بودن خیلی از عناصر سریال است. سهیلی‌زاده خیلی از عناصر سریال‌های اخیرش را در این سریال تکرار کرده و این به هیچ وجه به معنی سبک و سیاق شخصی یک کارگردان به عنوان یک هنرمند نیست. در حقیقت این را نمی‌شود سبک سهیلی‌زاده دانست و هرکسی را سریعا متوجه این نکته می‌کند که سهیلی‌زاده در حال تکرار خود است. فاصله‌ها تقریبا مخلوطی از سریال‌های اخیر سهیلی زاده است و بیننده هنگام تماشای آن گویی خلاصه‌ای از سریال‌هایی نظیر «ترانه مادری» و دلنوازان را می‌بیند. این موضوع وقتی که بازیگران نیز دقیقا نقش‌های قبلی خود را تکرار می‌کنند، بیشتر جلوه می‌کند.

البته سریالی همانند ترانه مادری و نیز دلنوازان دغدغه‌های فراوانی دارد و از این نظر کار چندان شایسته‌ای نیست که همه زحمات سهیلی‌زاده را زیر سوال ببریم. توجه به نسل جوان، موضوع تربیت، خانواده و رابطه آن با اجتماع چیزهایی است که در سریال‌های سهیلی‌زاده وجود دارد و نمی‌توان آنها را انکار کرد؛ اما موضوع این است که این به تنهایی کافی نیست. هر سریال، هر دغدغه و به‌طور خاص هر نگاه، ابزار خودش را می‌خواهد. به این ترتیب نمی‌توان از همان ابزار‌هایی که برای ساخت سریالی چون ترانه مادری مورد استفاده قرار گرفت برای سریال دلنوازان و همان ابزار‌هایی که برای دلنوازان مورد استفاده قرار گرفت برای فاصله‌ها نیز استفاده کرد. منظور از ابزار صرفا بازیگران و مسائل فنی و تکنیکی نیست. داستان و سیر دراماتیک آن نیز به نوعی ابزار کارگردان برای به تصویر کشیدن دغدغه و نگاهش است.

فاصله‌ها همانند دلنوازان قرار است مشکلات تربیتی در خانواده را نشان دهد. تا اینجای کار نمی‌توان از سهیلی‌زاده انتقاد کرد؛ اما وقتی او دقیقا همانند دلنوازان کنار کاراکتر جوان سرکش فیلم، از یک کاراکتر وسوسه‌گر، یک کاراکتر مثبت و به نوعی الگو، یک پدر نه چندان با منطق (که در دلنوازان مادر نه چندان با منطق قرار داشت)، یک بزرگ خانوادگی که از عقلانیت بالایی برخوردار است (در اینجا عموی داستان) و نیز یک رابطه عاشقانه که خلاف عرف اجتماعی‌ماست و قاعدتا به مشکل برمی‌خورد، استفاده می‌کند به نوعی می‌توان از سهیلی زاده انتقاد کرد. کات‌های بی‌محابا از یک رابطه غلط به یک رابطه درست هم در سریال دلنوازان وجود داشت و هم در فاصله‌ها وجود دارد. این نوع تدوین و کارگردانی تقریبا چیزی شبیه مقایسه است. در اصول تربیتی همواره تاکید می‌شود که فرزندتان را حتی در صورت انجام اشتباهات فراوان با کس دیگری مقایسه نکنید؛ اما در بیشتر سریال‌های سهیلی‌زاده این امر در دکوپاژ صورت می‌گیرد. این مقایسه بیش از حد سطح پایین است و سهیلی‌زاده در مقام کارگردان باید راهکار‌های بهتر و سطح بالاتری برای رسیدن به اهدافش داشته باشد. بیننده وقتی این نوع پرش‌های سریع از رابطه بد به رابطه خوب، اخلاق و منش بد به اخلاق و منش خوب و ... را می‌بیند، احساس می‌کند که سریال فقط قرار است به او شعار دهد.

اما گرمای تصویر و جذابیت داستانی فاصله‌ها که بعد از سریال زیر هشت پخش می‌شود، باعث می‌شود تا تصاویر سرد و خشک زیر هشت را تا حدی فراموش کنیم و به نوعی حس و حال شب‌های تابستانی‌مان کمی تلطیف شود. از این نظر می‌توان از برنامه‌ریزان تلویزیونی که این دو سریال را در کنار هم قرار دادند، قدردانی کرد. این دو سریال نه از نظر داستانی و نه از نظر بصری شباهتی به یکدیگر ندارند و ساعات متنوعی را برای مخاطبان خود می‌توانند فراهم کنند.

حسین گودرزی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها