حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
ماجرایی که فلور نظری از آن صحبت میکند مربوط به سالهای جوانی او و زمانی است که فرزندش کوچک بوده است. او در خیابان در حال رانندگی بوده که در بلواری در اتوبان شهر زیبا (شهران) ماشینی وسط اتوبان خلاف جهت حرکت میکرده: ماشینم رنو بود و همینطور که به من نزدیک شد از بغل محکم به من زد. یک طرف ماشینم کاملا فرو رفتگی پیدا کرد و با وجودی که کمربند ایمنی هم بسته بودم باز هم آسیب دیدم. آینه بغل ماشین کاملا خرد شد و تکههایی از آن در پایین ابرو و درست بالای چشمم فرو رفت. خون تمام صورتم را گرفته بود اما نمیتوانستم متوجه بشوم که روی صورتم خون است یا آب.
بعد از آن تصادف نظری را به بیمارستان رساندند و بالای چشمش 9 بخیه خورد: دکترها گفتند اگر کمی پایینتر بود حتما چشمت را از دست میدادی. مدتها یک طرف صورتم مجروح بود و حسابی هم اذیتم میکرد. بعد که جویا شدم فهمیدم ظاهرا چشم راننده خوب نمیدیده و نتوانسته ماشین من را تشخیص بدهد. پسرم صندلی عقب ماشین بود و همه دغدغه من این بود که نکند برای او اتفاقی افتاده باشد اما خوشبختانه سالم بود. من از آن راننده شکایت کردم و مدتها هم پیگیر ماجرا بودم تا توانستم خسارتم را از او بگیرم.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....