حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
چه عاملی باعث شد به عنوان دایی چپول در برنامه رنگینکمان حضور داشته باشید؟
اولین تهیهکننده برنامه رنگینکمان امیر قمیشی بود که از من دعوت به همکاری کردند، ابتدا قرار بود 10 روز
بهعنوان مهمان در برنامه حضور داشته باشم که این 10 روز تبدیل به چندین سال شد و من همچنان با گروه همکاری میکنم.
چرا نام دایی چپول را برای شخصیت شما در برنامه رنگینکمان انتخاب کردند؟
آن زمان عروسکی به نام چپر در برنامه رنگینکمان بود، ما برای هماهنگی با اسم عروسک برای دایی هم اسم چپول را انتخاب کردیم. البته چپ بودن چشمان دایی هم در انتخاب این اسم موثر بود. البته بعد از مدتی دایی چپول تبدیل به دایی چپر شد تا خدای نکرده به کسانی که مشکل بینایی دارند بیاحترامی نشده باشد.
چطور شد که به دنیای اجرای برنامه برای کودکان پیوستید؟
من کار برای بچهها را خیلی دوست دارم، با این حال کارم را تخصصی شروع نکردم و حتی تجربهای هم در این زمینه نداشتم، فقط صرف علاقهای که به بچهها داشتم، باعث ارتباط بهتر من با بچهها شد و علاقه من به کودکان عاملی شد برای موفقیت نسبی شخصیت دایی چپر در برنامه رنگینکمان.
به نظر خودتان چرا بعد از این همه سال دایی چپول یا چپر برای بچهها تکراری و خستهکننده نشده است؟
واقعیت این است در سالهای گذشته کمتر کسی در سن بالا و تیپ پیرمرد به برنامه کودک آمده تا برای بچهها کار طنز نمایشی انجام دهد. به همین دلیل دایی چپول هم برای بچهها و هم بزرگترها خیلی شیرین است. اگر دقت کرده باشید اکثر طنزپردازان ما جوان هستند چون اکثر بازیگران وقتی پا به سن میگذارند، سست و تنبل میشوند و کمتر علاقه دارند کار طنز انجام دهند، همه این عوامل باعث شد تا تلاش کنم در برنامه رنگین کمان پیرمرد بذلهگویی را خلق کنم که مخاطبان رنگین کمان با او ارتباط برقرار کنند.
باوجود هنرمندان و عروسکهایی که در برنامه کودک هستند؛ فکر میکنید باز حضور یک مجری در برنامه کودک نیاز است؟
شخصیتهایی مانند دایی چپر و یا عروسکهایی که بیشتر نقش منفی را در کارهای کودک بازی میکنند، باید تا آخر نمایش منفی باقی بمانند و نتیجهگیری اخلاقی پایان برنامه به عهده مجری است بنابر این مجری حتما باید در برنامه حضور داشته باشد.
چه نوآوری نیاز است که بتوان جذابیت شخصیتهایی مانند دایی چپر را حفظ کرد؟
من معتقدم که این تیپها اگر موفقیتی هم داشته باشند نباید بیش از حد تکرار شوند. چون جذابیتشان را از دست میدهند، به همین دلیل گاهی مواقع من تصمیم میگیرم که کار نکنم و حتی گاهی ادامه یک برنامه و یک شخصیت موفق را تعطیل کردهام، تا بعد از مدتی با انرژی و خلاقیت جدیدی برگردم. من حتی تیپ دایی چپر را هم بعد از یکسالو نیم وقفه به برنامه رنگینکمان برگرداندم، آن هم بهطور هفتگی و فقط جمعهها. شاید به نظر مدیران برنامه بهتر باشد من هر روز در رنگینکمان حضور داشته باشم اما خودم مایلم هفتهای یک بار اجرا کنم تا مخاطبان دایی چپر از او خسته نشوند، البته خودم از این تیپ خسته شدهام اما نمیدانم چه جذابیتی برای بچهها دارد که هنوز از او خسته نشدهاند.
تجربه برای بچهها کار کردن چه تاثیری در کارهای آینده شما میگذارد؟
وقتی وارد دنیای پاک و شیرین کودکان میشوید، جذابیت و شیرینی این دنیا شما را هم با خود همراه میکند، من فکر میکنم سالهای سال کار برای کودک را ادامه دهم با این تجربه و اطلاعات سعی کنم، هر روز برنامه بهتری برای بچهها ارائه دهم چون هر چه برنامه جذابتر باشد توقع بچهها بیشتر میشود بنابر این کار یک بازیگر هم سختتر میشود.
بعد از دایی چپول یا چپر دنبال تیپ جدیدی نیستید؟
من خیلی دوست دارم تیپ دیگری ارائه دهم، مثل تیپ بچههای تنبل و ضعیف که همیشه گوشهگیرند و به نوعی در مدرسه دوستان کمتری دارند. من شخصیت بچه تنبلی را دوست دارم بازی کنم که جامعه طردش نکند و در عین حال که تنبل است، کارهای مثبت انجام میدهد. مطمئنا این تیپ هم موفق میشود.
درباره شخصیت شنگول برای طنز جمعه ایرانی بگویید؟
شنگول همان صدای دایی چپول است، فقط با این ویژگی که در تلویزیون برای بچهها برنامه اجرا میکند اما در رادیو یک کار طنز سیاسی است با شرایط روز و مسائلی که مردم با آن در جامعه روبهرو هستند.
چطور به فکر ارائه این نقش در رادیو افتادید؟
من از تلویزیون به رادیو برگشتم، سعید توکل تهیهکننده برنامه جمعه ایرانی از من دعوت کرد و خواست با همان صدای دایی چپول این نقش را در رادیو اجرا کنم، من هم با اعتماد به تجربه و سابقه توکل در رادیو پذیرفتم و نتیجه مثبتی هم داد.
طنزپردازانی که به فهرست برترینهای جشنواره طنز و تبسم راه پیدا کردهاند، تعدادشان اندک است که بیشترشان هم پیشکسوتان هستند، به نظر شما چرا طنزپردازان جدید، انرژی و خلاقیت هنرمندانی قدیمی را ندارند؟
چون روی شخصیتهای تازه کمتر کار میشود، معمولا شخصیتی که بین مردم محبوب میشود آنقدر تکرار میشود که به تیپی خستهکننده تبدیل میشود. در واقع نوآوری برای خلق شخصیتهای جدید وجود ندارد.
آیا خود شما برای رادیو شخصیت جدیدی خلق کردهاید؟
یک شخصیت جدیدی پیدا کردهام، که مطمئنم موفق میشود، تیپ یک آدم شل و ول و من نمونه این شخصیت را جلوی در یک بانک دیدم او به من چاقو زد و گفت: هر چی پول داری بده! البته این فرد صدای شیرینی داشت، که من به خاطر صدای شیرینش بیشتر کتک خوردم تا بتوانم بیشتر صدایش را بشنوم و در آخر که پولی نداشتم بدهم چاقو خوردم و او هم دستگیر شد، ولی ماجرا اینجا تمام نشد، پس از دستگیری این فرد، من به دلیل صدای جذاب او که هیچ سنخیتی باهیکل درشتش نداشت رضایت دادم و او آزاد شد اما همیشه دوست داشتهام که او را تبدیل به کمیک شخصیت رادیویی بکنم.وقتی هنرمندان شخصیتهای برنامههایشان را از جامعه الگوبرداری میکنند در کارشان موفقتر میشوند.
زینت پستادست/ گروه رادیو و تلویزیون
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....