حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شرک، غول سبز مهربان که از اوایل هزاره سوم وارد فرهنگ تصویری دوستداران انیمیشن شد، توانست تا 4 شماره به تولید ادامه بدهد و هر چند برخی هنوز معتقدند این قصه میتواند با داستانهای دیگری ادامه پیدا کند، اما دستاندرکاران آن اعتقاد دارند که اینجا قصه شرک و همراهان مشهورش یعنی شاهزاده فیونا و الاغ و گربه چاق خاتمه پیدا میکند. در حقیقت عنوان قسمت آخر این انیمیشن «شرک برای همیشه، قسمت نهایی» هم نشان میدهد که پایان ماجرا همینجاست.
شرک 4 جذابیتها و ظرفیتهای جالب توجهی دارد و توانسته مثل قسمتهای قبل از یک داستان پرمایه برای نگهداشتن مخاطب روی صندلی استفاده بکند. البته این قسمت یک تفاوت اصلی دارد و آن این است که به صورت سهبعدی تهیه شده و هر چند برخیها معتقدند که همین مساله باعث شده که یک جاهایی کیفیت رنگ
به هم بخورد و تیرهتر از حد معمول باشد، ولی هنوز خیلیها هستند که از جادوی سهبعدی روی پرده لذت میبرند.
افسردگیهای یک غول
در این قسمت شرک مهربان دچار افسردگی شده و در بحران میانسالی به سر میبرد. شرک دیگر از آنچه هست، راضی نیست و نمیخواهد پادشاه باشد. این غول سبز که انگلیسی را با لهجه اسکاتلندی صحبت میکند به میانسالی رسیده و از این که دوران مجردیاش را پشتسر گذاشته، ابراز تاسف میکند. دل او در حال و هوای غول بودن به سر میبرد و برای همین حرفهای یک شیطان جدید را که وارد قصه شده باور میکند، غافل از این که او به پادشاهی خودش فکر میکند و میخواهد زیر پای شرک را خالی کند.
بر مبنای قراردادی که او با شیطان میبندد، نباید هر اتفاقی که دور و برش افتاد دست به ماجراجویی بزند و باید استراحت مطلق کند تا بتواند به حالت اولیهاش که یک غول واقعی بود، بازگردد؛ اما شرک سرانجام میفهمد که داشته فریب میخورده و... .
یکی از مهمترین دلایل موفقیت شرک در کنار تصویرسازی زیبای آن، استفاده از صداپیشگانی بود که هر یک برای خودشان غولی هستند. وقتی به فهرست صداپیشگان این فیلم انیمیشن نگاه کنید ردیفی از نامهای بزرگ جلب توجه میکند. هر چند بازیگر خود شرک شاید کمتر از همه شناخته شده باشد.
ادی مورفی، آنتونیو باندراس، کامرون دیاز، جولی اندروز و... از صداپیشگان این فیلم هستند.
کمپانی دریمورکز که ساخت این انیمیشن را به عهده داشته، کارگردانی این قسمت را به مایک میچل واگذار کرد. اولین قسمت شرک، سال 2001 ساخته شد و از آن زمان به بعد، هر 3 سال یکبار قسمت تازهای از آن روی پرده سینماها رفته است. 3 قسمت قبلی فیلم را اندرو آدامسن و کریس میلر کارگردانی کردهاند.
تیم سولیوان فیلمنامه قسمت چهارم را نوشت و بعد دارن لیمکه و جاش کلاسنر فیلمنامه نهایی آن را نوشتند. مایک میچل هم هر چند تجربه زیادی در کارگردانی ندارد، اما در گروه طراحی انیمیشن هیولاها علیه بیگانگان حضور داشت و در قسمت قبلی شرک و انیمیشن کونگفو پاندا هم جزو مشاوران تولید بود.
اول ماجرا
اولین قسمت شرک، نخستین بار در 18 می 2001 اکران شد. این فیلم همان سال اسکار را برد و نامزد دریافت 43 جایزه شد. شرک 2 هم سال 2004 نامزد 2 جایزه اسکار شد و جوایز متعددی از جشنوارههای فیلم دنیا دریافت کرد و عنوان یکی از 10 دیویدی پرفروش جهان را گرفت. شرک 3 هم 3 سال پیش در صدر پرفروشترین انیمیشنهای دنیا جا داشت و با مجموع فروش جهانی 577 میلیون و 370 هزار دلار یکی از پرفروشترین انیمیشنهای دنیا شد.در واقع باید گفت 3 قسمت اول شرک در گیشه جهانی بیش از 2/2 میلیارد دلار فروش کردند.
شرک 4 هم مثل قسمتهای پیش موزیکال است و با موسیقی پیوندی تنگاتنگ دارد. در این قسمت گربه چکمهپوش بیشتر از همیشه دیده میشود و آنتونیو باندراس مثل همیشه در خلقکردن یک شخصیت شیطان موفق عمل کرده است. با این حال مایک مایرز که به جای شرک صحبت میکند، بیش از همه دلتنگ این شخصیت است. او که از قسمت اول تا چهارم به جای شخصیت شرک صحبت کرده، با حضور روی فرش سبز گفت دلم برای او تنگ میشود.
در این قسمت هم همچنان خر و گربه در کنار دوستشان شرک زندگی میکنند. البته خر یک ماجرای جدید را تجربه میکند و آن هم پیدا شدن صاحبش است.
شرک سال 2001 یکی از پدیدههای هزاره سوم بود؛ یک غول مهربان با چهرهای عجیب که شاهزاده خانمی به نام «فیونا» عاشق قلب مهربان او میشود. شرک غول مهربانی است که مردم شهر قصد بیرون کردن او را از مردابش دارند، اما شرک در رقابتی که پادشاه ترتیب داده، شرکت میکند و موفق میشود شاهزاده خانمی را از قلعه یک جادوگر نجات دهد. او چیزی از پادشاه نمیخواهد جز مردابش را... این داستان با همه تکراری بودنش که یک جورهایی یادآور «دیو و دلبر» هم بود، آنقدر احساسی و لطیف بود که در سراسر دنیا طرفدار پیدا کرد.
همراهی با فناوری
شاید سهبعدی بودن فیلم یکی از راههایی باشد که کمپانی سازنده این فیلم انتخاب کرد تا یک کار جدید در این قسمت کرده باشد. میچل که تصمیم گرفت این فیلم را به صورت سهبعدی بسازد، میگوید از 3 سال پیش تدارک این کار را دیده بودند و آن موقع هنوز انیمیشنهایی مثل «بالا» و «عصر یخی3» اکران نشده بودند. به هر حال میچل با دیدن «آواتار» در حال ساخت، در استودیوی اسپیلبرگ عزمش را جزم کرد تا همین کار را بکند.
نقشآفرینان شرک
مایک مایرز که نقش اصلی یعنی شرک را ایفا میکند، کانادایی است. او که اکنون 47 ساله است، از 8 سالگی روی صحنه رفت و در 20 سالگی به یکی از ستارگان سریالهای تلویزیونی تبدیل شد.
آنتونیو باندراس 40 ساله، بازیگر معروف اسپانیایی در نقش گربه چکمهپوش بازی میکند. او که هیچ قصدی نداشت جز این که بازیکن فوتبال شود، در 14 سالگی به دلیل شکستن پایش از این آرزو دست برداشت و سراغ هنرهای نمایشی رفت و خیلی زود به یکی از بازیگران مطرح سینمای اسپانیا بدل شد.
ادی مورفی مشهور و بازیگر نقشهای کمدی هم در این فیلم در نقش خر بازی میکند، اما او یکی از گرانترین خرهای تاریخ است، چون آنقدر در قسمت اول دلنشین از آب درآمد که برای بازی در قسمت دوم کلی پول گرفت. او که پدر پلیسش را در 8 سالگی از دست داد، از 19 سالگی در برنامههای کمدی زنده برنامه اجرا کرد و از دهه 80 خودش را به جهان شناساند.
پرنسس فیونا هم کسی نیست جز کامرون دیاز که از 21 سالگی به سینما ورود پیدا کرد و در فیلم «ماسک» با جیم کری همبازی شد. جولی اندروز هم که در نقش ملکه بازی میکند، یکی از بزرگان دنیای موزیکال است که در 75 سالگی هنوز هم از صدایی جادویی برخوردار است. او در 2 تا از مهمترین فیلمهای موزیکال تاریخ یعنی «اشکها و لبخندها» و «مری پایینز» بازی کرده است.
مایک مایرز میگوید، ستاره اصلی فیلم «شرک» است؛ شخصیتی که میخواهد خودش را باور کند. در فیلم اول او حتی نمیتواند باور کند که میتواند به زندگی مشترک فکر کند. در فیلم دوم نمیتواند باور کند که در کنار فیونا و پدر و مادرش میتواند بخوبی زندگی کند و در فیلم سوم پذیرش مسوولیت به عنوان پادشاه و پدر خانواده البته کار سختی است.
در این فیلم برای غنی شدن قصه در هر قسمت چند شخصیت فرعی جدید به ماجراها اضافه شدند که هر کدام ماجراهایی را با خودشان وارد قصه اصلی میکردند، اما یکی از جالبترین این شخصیتها «آرتی» است که جاستین تیمبرلیک به جای او حرف میزند. تیمبرلیک که از قسمت اول عاشق شرک شده بود، سرانجام در قصه سوم وارد ماجرا شد. هرچند این اولین تجربه این خواننده مشهور است، اما خودش این کار را خیلی شجاعانه نامیده است.
آرزو پناهی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....