مسافران دیگر برای پیرمرد تاسف میخوردند.
ولی پیرمرد بیدرنگ لنگه دیگر کفشش را هم بیرون انداخت. همه تعجب کردند.
پیرمرد گفت که یک لنگه کفش نو برایم بیمصرف میشود ولی اگر کسی یک جفت کفش نو بیابد، چقدر خوشحال خواهد شد.
آدم معقول همواره میتواند از سختیها، شادمانی بیافریند و با آنچه از دست داده است فرصتسازی کند!
زهرا وحیدیان
وبلاگ مدیریت و مدیران