مجموعههای بدون امضا
مهدی مظلومی در کارهایش امضای مشخصی ندارد. یعنی نمیتوان مولفههای مشترکی را از کارهای او بیرون کشید و آنها را بررسی کرد. برخی سریالهای او مثل «بدون شرح» خیلی بامزه و خندهدارند و برخی مثل «باغ شیشهای» فضای جدیتری دارند. «بدون شرح» در هر قسمتش داستانهای اپیزودیک و مستقل داشت، اما «باغ شیشهای» داستانی دنبالهدار را روایت میکند. یعنی اگر یک قسمت از سریال را از دست بدهید، باید خلاصه داستان قسمت قبل را بدانید تا بتوانید ماجرا را دنبال کنید. مظلومی در «باغ شیشهای» به دنبال ساخت یک سریال کمدی فرحبخش و سالم بوده است. او هم به جنبههای اجتماعی کارش توجه داشته و هم به جنبههای سرگرمکنندهاش. در سریالهای او خبری از لودگی و مسخرهبازی نیست و بازیگران خودشان را به آب و آتش نمیزنند تا شما را بخندانند. او خیلی سراغ داستانهای کلیشهای مثل اختلاف عروس و مادرشوهر، ازدواج دو پیرمرد و پیرزن، عشقهای مثلثی و... نمیرود و سعی میکند بیشتر به مضامین اجتماعی بپردازد. البته چند کار سابق او یک ویژگی مشترک دارند. این که او بیشتر وقتها از یک لوکیشن ثابت استفاده میکند. به عنوان مثال در «بدون شرح» اتفاقات در یک دفتر نشریه رخ میداد. در «کمربندها را ببندیم» با یک دفتر هواپیمایی و در «زندگی به شرط خنده» هم با باغ بزرگی مواجه هستیم که داستانها درونشان شکل میگیرد.
سنتشکنی در انتخاب بازیگران
مهدی مظلومی علاقه دارد در فهرست بازیگرانش از ترکیبهای جدید و آزمون نشده
بهره بگیرد.
او در «بدون شرح« بازیگرانی چون فتحعلی اویسی (آقای کاووسی)، مریم سعادت، امیر جعفری، لیلی رشیدی و... را جلوی دوربین برد؛ بازیگرانی که ریشههای تئاتری داشتند و خیلیهایشان همچون اویسی تا آن زمان کار طنز نکرده بودند. نقش اویسی در چند قسمت اول جدی بود و هر چه داستان جلوتر رفت، رگههای طنزش بیشتر شد. حضور او در نقش طنز برای مردم تازگی داشت.
کاووسی آنقدر محبوب شد که برخی جملاتش به عنوان تکیهکلام در دهان مردم افتاد، مثل «دیجیتالم کجا بود...».
وقتی شنیدیم فرامرز قریبیان قرار است در یک سریال کمدی بازی کند، خیلی تعجب کردیم. پیشتر یک بار او را در فیلم کمدی «دو نفر و نصفی» دیده بودیم، اما او با چهره جدی و خشناش بیشتر در سریالهای اکشن و ملودرام و اجتماعی بازی میکرد. مظلومی این بار هم سنتشکنی کرده و یک بازیگر جدی را به حوزه کمدی کشانده است. البته نقش قربان نعلبندیان جدی است و بیشتر در موقعیتهای خندهدار گرفتار میشود.
عمو کیکاووس، باغبان مچاله شده
«باغ شیشهای»، یک بازیگر جدید را به تلویزیون ما معرفی کرد به نام محسن حسینی در نقش عمو کیکاووس. او پیش از این در سریال «گاوصندوق» مازیار میری بازی کرده بود، اما اینجا نقشاش خیلی پررنگتر است. جالب است بدانید که بازیگر آن باغبان عصبی و لجباز داخل باغ، مدرک فوقلیسانس تئاتر از یک دانشگاه آلمانی دارد و در دانشگاههای ایران گاهی تدریس هم میکند.
او را در تمام 40 قسمت این سریال با کمری خمیده و شانههای جلو آمده میبینیم که کج و معوج راه میرود. خودش میگوید: آنقدر بدنم را این طوری حرکت دادم که تا یک مدت مهره ستون فقراتم درد میکرد!
عمو کیکاووس یک آدم تنها و گوشهگیر است. او هیچ ارتباطی با محیط خارج نداشته و به مدت 30 سال است که از آن باغ بیرون نرفته. بنابراین نسبت به محیط بیرون یک ترس و توهمی دارد.
کیکاووس، باغبانی است که در کنار خانواده قربان بزرگ شده، او خودش را یکی از اعضای آن خانواده میداند و به همین خاطر میخواهد مسوولیت همه چیز را به عهده بگیرد. به همین دلیل است که رفت و آمدها را زیر نظر میگیرد و به همه گیر میدهد.
محسن حسینی در چند فیلم سینمایی هم بازی کرده است. آنهایی که فیلم «به همین سادگی» را دیدهاند، بازی کوتاه او را در این فیلم به یاد میآورند. او همان پیرمردی بود که از طاهره (هنگامه قاضیانی) دستور پخت ماکارونی را میپرسید.
او یکی از بازیگران نمایش «کالیگولا»ست. این نمایش از اول خردادماه روی صحنه میرود. رامبد جوان، صابر ابر و هنگامه قاضیانی از دیگر بازیگران این تئاتر هستند.
سپیده؛ روزنامهنگار ساکن آلاچیق
خاطره حاتمی نقش سپیده را بازی میکند. او از آن نسل سومیهای پرجنب و جوش است. (هم خودش و هم نقشش) خاطره حاتمی با فیلم «قرنطینه» نشان داد که میتواند بازیگری مطمئن و قابل اتکا برای ایفای نقشهای سنین جوانی و نوجوانی باشد. در این سریال سپیده را رامکال صدا میزنند. او برای خودش یک آلاچیق درست کرده و جدا از بقیه زندگی میکند. سپیده دوست دارد در حوزههای فرهنگی و اجتماعی فعالیت کند. به همین خاطر به دفتر یک نشریه سر میزند و درخواست میکند که عکاس و خبرنگارشان باشد. مثل این که مهدی مظلومی علاقه زیادی به حرفه روزنامهنگاری دارد. چون در سریال قبلیاش هم تمام اتفاقات در تحریریه یک روزنامه میگذشت. مهمترین دغدغه سپیده این است که دوروبریهایش در مصرف گاز صرفهجویی کنند، محیط زیست را آلوده نکنند و... . حتما میدانید که باغ شیشهای با مشارکت شرکت ملی گاز ساخته شده و خاطره حاتمی مسوولیت صدور شعارهای شرکت گازی را به عهده گرفته است. او نسبت به بقیه فرزندان قربان آدم خانواده دوستی است. سپیده دوست دارد هویت سنتی باغ را حفظ کند. در برابر او «ایرج» (هومن برقنورد) قرار میگیرد که آدم کاسبکاری است. به همین دلیل در سکانسی که ایرج میخواهد خانه را به فروش برساند بین آن دو دعوا راه میافتد. خاطره حاتمی نشان داده که میتواند در سنین مختلف بازیهای یکدستی را ارائه کند. او یک بار به خاطر گریم خاصش در فیلم «قرنطینه» خبرساز شد. در این فیلم او با سری تراشیده در کنار رضا عطاران جلوی دوربین رفت. حاتمی در فیلم «گرگ و میش» و سریالهای «گاو صندوق» و «ماه عسل» نیز ایفای نقش کرده است.
سامان؛ یک حسابدار سر به هوا
یوسف تیموری با سریال «زیر آسمان شهر» معروف شد. حتما یادتان میآید که او پسر خشایار مستوفی (حمید لولایی) سرایدار یک مجتمع مسکونی بود. او بوکسور بود و با سایر آدمهای آن خانه رابطه دوستانهای داشت. پدرش مدام با او بدرفتاری میکرد و به او پس گردنی میزد!
او پیش از این در سریال «کبری 11» با مهدی مظلومی همکاری کرده است.
تیموری سعی کرده که در باغ شیشهای نقشی متفاوت را ارائه کند. او بیشتر وقتها نقش یک پسر جوان شیطون و پر رو را بازی میکرد، اما این بار در قالب نقش جوانی فرو رفته که سر به هواست و حرفهای بیربطی میزند. ظاهرا در قسمتهای آخر متوجه میشویم که او معتاد است و یک نوع مواد مخدر مصرف میکند. بازی سامان در این سریال خیلی بار کمیک ندارد. بنابراین وقتی او جلوی دوربین میآید نباید انتظار قهقهه بیننده را داشته باشیم. دلیل این جنس بازی او به حال و هوای کلی سریال برمیگردد. تیموری درباره فضای این سریال به خبرنگار «جامجم» میگوید: در زیر آسمان شهر یک اتفاقی افتاد که داخلش همه چیز داشت ازجمله لحظات کمدی و جدی. بعد از آن سریالهای روتین یا به سمت خیلی جدی و گریهدار رفت یا به سمت خیلی کمدی. فکر میکنم دوباره این کار یک جورهایی از جنس زیر آسمان شهر باشد. چون باغ شیشهای هم مثل زیر آسمان شهر هم لحظات کمدی دارد و هم ملودرام. این سریال یک کار خانوادگی و اجتماعی سرگرمکننده است که امیدوارم همه جور مخاطبی آن را بپسندد. سامان، کارمند و حسابدار پدر خانواده هم است آن هم در یک کارخانهای که در حال ورشکستگی است.
احسان رحیمزاده