ماجرا از این قرار بود که این دو جوان به اتفاق دوستانشان در پارکی با هم برخورد میکنند. جوان تهرانی به سرباز شهرستانی گفته بود که تیم پرسپولیس از تیم شهرستان شما بهتر است و همین باعث دعوا شده و سرانجام جوان تهرانی با ضربه چاقو جان جوان شهرستانی را گرفته بود. شواهد موجود در پرونده نشان میداد که سعید، جوان تهرانی قاتل است. او خود در مراحل مختلف بازجویی به قتل اعتراف کرده بود. چندین جلسه دادگاه تشکیل شده بود اما به خاطر حضور نیافتن اولیای دم مقتول وقت رسیدگی تجدید شد. آخرین باری که این جوان را آوردند بسیار پریشان بود. فریاد میزد و نمیدانست که چه میکند. با اینکه اولیای دم نیامده بودند جلسه تشکیل شد تا وضعیت متهم مورد بررسی قرار گیرد. متوجه شدیم که او پدر ندارد و با مادر و خواهرش زندگی میکرده است. شرایط روحی نامناسبی داشت. فریاد میزد و میگفت میخواهد بمیرد. عذاب وجدان شدیدی این جوان 19 ساله را فرا گرفته بود. صحنههای دلخراشی بود. ما باید شاهد گریههای جوانی میبودیم که خطای بزرگی کرده بود. میگفت: در این مدت که زندان بودم شرایط بدی را تجربه کردهام. من تحمل این سختیها را ندارم. اولیای دم بارها گفتهاند رضایت میدهند اما حتی در جلسه دادگاه حاضر نمیشوند که نظر خود را بگویند. میگفت خودکشی میکند و این وضعیت را تحمل نمیکند.
جوانی کاملا ناامید بود. به او گفتم که نباید این کارها را بکند. سعی کردیم به اتفاق همکاران نصیحتش کنیم و از او بخواهیم آرام باشد. به او گفتیم انسان به امید زنده است و تا زمانی که نفس میکشی باید به رحمت خداوند امیدوار باشی. از خانوادهات بخواه تا رضایت اولیای دم را بگیرند.
البته غصههای این جوان فقط به خاطر مجازاتی که در انتظارش هست نبود. او بیشتر بهخاطر بیتوجهی خانوادهاش ناراحت بود. میگفت مادرش ماهی یکبار به او سر میزند و اصلا به فکرش نیست. او در اوج جوانی پریشان و دلخسته بود، میگفت حاضر است بدون اینکه اولیای دم بگویند اعدام شود تا از این عذاب رهایی یابد.
به نظر من آنچه این جوان را آزار میداد نه بیتوجهی خانوادهاش بود و نه نیامدن اولیای دم. او بشدت از کاری که کرده بود عذاب میکشید. به قتل رساندن یک انسان کار بسیار سختی است و بسیاری از جوانانی که مرتکب این کار میشوند آنچنان دچار عذاب وجدان میشوند که نمیتوانند تا پایان عمر راحت زندگی کنند. شرایط تلخی را تحمل میکرد. پسر جوان دوباره به زندان بازگشت و وقت رسیدگی مجددی برای این پرونده در نظر گرفته شد اما آنچه مهم است آرامش روح این جوان است که تا زمانی که اولیای دم او را نبخشند او دچار چنین عذابی خواهد بود.
بنابر این چه بهتر وقتی جوانی چاقویی در جیبش میگذارد و یا وقتی که هیجانزده شده و دعوا میکند به عواقب کار خود بیندیشد.
راثی نصیری ـ مستشار دادگاه کیفری استان تهران