حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
یکدفعه از جایش بلند شده و از بالاترین طبقه کابینت آشپزخانه در حالی که روی نوک پنجههایش ایستاده، یک قوطی کهنه و زنگ زده را بیرون آورده و روی کابینت، چند سانتیمتر این طرفتر از قهوهساز که حالا صدایش درآمده قرار داده است.
دستهایش را به هم مالیده تا برای باز کردن قوطی آهنی که سالهاست باز نشده گرمشان کرده باشد.
در قوطی را با فشار چرخانده و... بوووم... قوطی از دستهایش رها شده، توی هوا چرخی زده و درست کف آشپزخانه فرود آمده است. یک عالمه دانه ریز کف آشپزخانه را پوشاندهاند. بذرهای کوچک کدو، کاهو، گل همیشه بهار، هویج و...
در هم و برهم روی سرامیکهای کهنه آشپزخانه سلولهای خاکستری مغز آقای ریچارد براتیگان را درگیر خودشان کردهاند. صدای سوت قهوهساز، از چند دقیقه پیش بلند شده است، اما جناب شاعر به کتابی فکر میکند که قرار است مجموعهای از 8 بسته کوچک بذر به همراه شعرهای کوتاهی از او باشد. مجموعهای که اسمش این است: «لطفا این کتاب را بکارید».
ریچارد براتیگان «لطفا این کتاب را بکارید» را در تابستان 1968 منتشر کرد. کتاب شامل 8 پاکت بذر است که پشت هر کدامشان شعری چاپ شده و همگی در پاکتی کوچک بستهبندی شدهاند. «لطفا این کتاب را بکارید» با عکسهای بیل براک و حروفنگاری جی اس بروک توسط گراهام مکینتاش منتشر و به صورت رایگان بین مردم توزیع میشد.
با این حال نسخه فارسی مجموعه شعر «لطفا این کتاب را بخوانید» با ترجمه مهدی نوید و لیلا صمدی با نسخه اصلی کتاب متفاوت است. در این مجموعه که شعرهای زیادی از ریچارد براتیگان را در خودش جا داده است، خبری از پاکتهای کوچک بذر نیست. با این حال خواندن کتابی از مجموعه شعرهای ریچارد براتیگان به زبان فارسی، حتی بدون بذرهای گل همیشه بهار هم، حتما برایتان جذاب خواهد بود. موسسه فرهنگی - هنری رخداد نو کتاب را به چاپ رسانده و در 1650 نسخه منتشر کرده است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....