حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
کارشناسان به این نتیجه علمی و عملی دست یافته اند که با کارگر کارگر گفتن، هرگز دهن کارگر شیرین نمیشود. حتماً باید که خارج از شعر و شعارهای قشنگ و دهان پرکن، در عمل نیز کاری کرد که کارگران مملکت از نظر معیشتی در مضیقه نباشند و حقوق آنها چنان کامل وکافی پرداخت شود که از زبان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نشنویم که: «حقوق حقه کارگران در اغلب مواقع جبران نشده است.»
این خوب نیست. پیش از آن که کاری از دست آدم ساخته نباشد. امیدواریم همیشه خبرهای خوب و خوشی راجع به کارگران بشنویم؛ مثل همین که از دهان وزیر کار وامور اجتماعی شنیدیم که گفت: «سهم کارگران از یارانهها افزایش مییابد.»
تشویق به کار: عرض کردیم که کار کردن آن قدر خوب است که همه باید کار کنند. بیکاری مادر همه فسادهاست. به جز تاریخ فساد روز خوراکیها که البته همان هم اگر خوب نگاه کنید خیلی بیربط با بیکاری نیست. در همین راستا چند پیشنهاد کارشناسی شده برای تشویق افراد بیکار به کار داریم:
1ـ سخنرانی راجع به کار:
شاید باشند هنوز کسانی که به ارزش کار واقف نباشند. فلذا میطلبد که در این باب بیشتر صحبت و سخنرانی شود تا بلکه با باز شدن ابعاد استراتژیک مسأله، بیشتر بیکاران به کار کشیده شوند. از این رهگذر، برای خود اشخاص سخنران هم تولید کار شده است و بیکار نیستند.2ـ گرفتن افراد بیکار:
چنانچه بیکاران یک جامعه به زبان خوش جذب کار نشدند و گرفتند خانه خوابیدند؛ آنها را جلب کنیم. چنان که شنیدیم، در زندان الحمدلله کار برای همه هست. بعضیها متأسفانه کار را برای بقیه میخواهند و معتقدند که خودشان باید بیکار باشند. رندی میگفت که خدا در روز ازل هر گروهی از انسانها را برای یک کاری آفرید و ما را هم برای استراحت کردن!3ـ توزیع قرص کارکن:
به کمک علم پزشکی یک قرصی ساخته شود که اگر افراد نه به زبان خوش گفتار، و نه با جزیره و زندان، تشویق به کار و کاسبی نشدند، از طریق وزارت کار این قرص در اختیار خانوادهها قرار داده شود تا به زور به فرد بیکار بخورانند و او را به کار بیندازند. به فرموده جناب حافظ: «به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می/علاج کی کنمت، آخرالدواء الکی»؛ آخرین دوا و درمان، داغ کردن است. داغ بیکاری خوردن بر پیشانی افراد، آنها را در جامعه انگشت نما و احتمالا خجالتزده میکند. الهی داغ آدمهای کاری را نبینم!رضا رفیع
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....