داستان مشهوری در مورد بروس لی وجود دارد. مشهور است که یک استاد دفاع شخصی از او خواست تا هر چه راجع به این هنر رزمی است به او بیاموزد. بروس لی دو فنجان در جلوی او قرار داد که هر دو از مایعی پر شده بودند. او گفت «اولین فنجان نمایانگر دانش تو از هنرهای رزمی است و فنجان دوم نمایانگر دانش من از این هنر است. اگر میخواهی فنجان تو با دانش من پر شود، ابتدا باید فنجان خود را از دانش تهی کنی.» شما هم اگر میخواهید هدف واقعی زیستن را پیدا کنید باید ابتدا ذهن خود را از همه دلایل غلطی که تصور میکنید دلیل بودنتان است، خالی کنید.
حال چگونه باید به کشف هدف خود در زندگی بپردازید؟ راههای زیادی برای این کار وجود دارد. اما در اینجا سادهترین راه که همه میتواند انجام دهند، آورده شده است. مراحل زیر را با دقت انجام بدهید:
1 ـ کاغذ سفیدی برداشته یا یک صفحه word خالی را روی کامپیوتر باز کنید.
2 ـ در بالای صفحه بنویسید: هدف واقعی من از زندگی چیست؟
3 ـ اولین پاسخی که به ذهنتان میرسد را بنویسید. لازم نیست این پاسخ یک جمله کامل باشد بلکه میتواند تنها یک عبارت کوتاه باشد.
4 ـ این سه گام را مرتب تکرار کنید تا جایی که پاسخی که مینویسید باعث گریه شما شود. این در واقع همان هدف اصلی شماست.
این روش ساده است. مهم نیست شما یک مشاور هستید یا یک مهندس یا یک مربی بدنسازی. این تمرین برای اکثر افراد جواب میدهد. اما برای برخی هم کاملا احمقانه به نظر میرسد. معمولا 15 تا 20دقیقه طول میکشد تا ذهن به پاسخ صحیح برسد. ممکن است پاسخهای غلطی از مغز شما ساطع شود اما وقتی در نهایت به پاسخ صحیح میرسید، احساس میکنید که این پاسخ از منبع کاملا متفاوتی آمده است.
برای برخی افراد که با آگاهی کمتری زندگی میکنند، ممکن است رسیدن به پاسخ بیش از یک ساعت طول بکشد و برای یافتن پاسخ نهایی 100، 200 یا حتی 500بار مجبور به تکرار این چرخه باشند.
ممکن است در نقطهای از این فرآیند حس کنید که دیگر مایل به ادامه مسیر نیستید و نمیتوانید به نتیجه برسید. اما این حالت خیلی معمولی و عادی است و باید در مقابل آن مقاومت کرده و پروسه را ادامه دهید تا نهایتا از این احساس خلاص شوید.
یافتن هدف از زندگی ساده است. قسمت مشکل قضیه حفظ این هدف با خود در همه حال در طول زندگی است.