مرد متهم به همسرکشی خود را بی‌گناه می‌خواند

گره بازنشده قتل یک زن

هنوز کلید معمای قتل نازنین پیدا نشده است. کیفرخواستی در این زمینه صادر شده و دادگاه نیز چند ساعتی تشکیل جلسه داده، اما هنوز همه چیز در هاله‌ای از ابهام است. 5 سال از این ماجرا گذشته و هنوز کسی نمی‌داند چه کسی نازنین را کشته است. این زن 35 ساله در حالی که تنها در خانه‌اش بوده به قتل رسیده و یکی از دوستانش جسد بی‌جانش را پیدا کرده است. پرونده بعد از سال‌ها به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شده است، اما هنوز مشخص نیست شوهر دندانساز او عامل قتل بوده یا فردی غریبه.
کد خبر: ۳۲۳۴۰۹

او را کشته‌اند

اصغری روشن نماینده دادستان تهران که در محاکمه شرکت داشت در این باره می‌گوید: نازنین به طور قطع خفه شده و پزشکی قانونی هم این موضوع را تایید کرده است. پس در این که این زن جوان کشته شده است شکی نیست. در تحقیقاتی که پلیس انجام داد معلوم شد فردی که این کار را کرده یک آشنا بوده چراکه به زور وارد خانه نشده و نازنین از حضور او در خانه ناراحت نبوده است. این زن لباس راحتی به تن داشت. از طرفی بررسی‌ها نشان داد او با شوهرش اختلافاتی داشت. داریوش شوهر نازنین به مواد مخدر معتاد بود و برای حل مشکل بچه‌دار نشدن‌شان کاری نمی‌کرد. این موضوع همیشه محل اختلاف بین این زن و شوهر بود.

نماینده دادستان در ادامه می‌گوید: داریوش نتوانست برای ما دلیل بیاورد که زمان جنایت در محل قتل نبوده. او همچنین نگفت چرا نمی‌خواست بچه داشته باشد. به نظر می‌رسد متهم انگیزه کافی برای قتل داشته است.

آیا موضوع خیانت در میان بود؟ اصغری روشن به این سوال این گونه پاسخ می‌دهد: به نظر نمی‌رسد چرا که هیچ رفت و آمد مشکوکی از سوی هیچ کدام از این زوجین وجود نداشت. آنها با صاحبخانه‌شان رابطه خوبی داشتند و به قول معروف خانه یکی بودند. زن صاحبخانه گفته است نازنین زن بسیار محجوبی بود. شوهرش هم مشکوک نبود. ضمن این‌که نازنین در مطب شوهرش که یک دندانساز است کار می‌کرده است. او بر زندگی و کار شوهرش تسلط داشته است. اگر چنین موضوعی بود قطعا نازنین باخبر می‌شد و البته اگر چنین موضوعی از سوی نازنین هم وجود داشت شوهرش در جریان قرار می‌گرفت. بنابراین انگیزه‌ای بجز خیانت موضوع این قتل بوده است.

از طرفی زمان کشف جسد و زمان وقوع قتل با فاصله بسیار کمی اتفاق افتاده است. زمانی که همسایه نازنین بالای سر او حاضر شده است بدن این زن همچنان گرم بوده است. بنابراین قاتل یک آشنا بوده که توانسته به راحتی وارد شود و بعد هم محل را به راحتی ترک کند.

نماینده دادستان تهران دلیل دیگری هم برای اثبات گناهکار بودن داریوش عنوان می‌کند. او می‌گوید: به گفته همسایه‌ها نازنین و شوهرش خانواده‌ای آرام بودند و رفت و آمد زیادی با اقوامشان نداشتند و از آنجایی که نازنین سرکار می‌رفته است، اقوام او بیشتر شب‌ها به خانه‌اش می‌رفتند. بنابراین بجز شوهر او کس دیگری در وقت کار به خانه نمی‌آمده است. آثار انگشتی هم که در خانه وجود دارد متعلق به نازنین و شوهرش است و اثر انگشت غریبه‌ای دیده نشده است.

وی می‌گوید: 5 سال از این ماجرا گذشته است و شوهر نازنین به قتل اقرار نکرده است او فکر می‌کند اقرار نکردن باعث می‌شود تا او از اتهام قتل عمد تبرئه شود در صورتی که این طور نیست دلایل علیه داریوش به اندازه کافی وجود دارد. او هنوز نگفته است که چرا روز حادثه همسرش سر کار نرفته بود و چرا وقتی همسایه‌ها تماس گرفتند و گفتند که همسرش بدحال است، دیر به خانه آمد. او هنوز نگفته است که چرا دقایقی بعد از این که متوجه شده همسرش به قتل رسیده است از خانه خارج شده است.

حرف‌های یک شاهد

پرونده قتل نازنین بسیار پیچیده است و هنوز بعد از 5 سال به نتیجه نرسیده است با این حال شاهد ماجرا و زنی که جسد را پیدا کرده است می‌گوید اطمینان دارد این زن دقایقی قبل از پیدا شدن جسدش کشته شده است.

او می‌گوید: من با زن صاحبخانه نازنین دوست بودم و بعد از مدتی هم با خود نازنین دوست شدم ما 3 نفر خیلی به هم نزدیک بودیم. هر وقت که نازنین بیکار بود و به مطب نمی‌رفت ما با هم بودیم. تا این‌که روز حادثه من به خانه دوستم که صاحبخانه نازنین بود آمدم پسرم را آنجا گذاشتم و بعد به طبقه بالا رفتم تا نازنین را صدا کنم و دور هم جمع شویم. در زدم کسی در را باز نکرد. می‌دانستم نازنین خانه است کفش‌هایش جلوی در بود چند بار صدایش کردم باز هم جواب نداد. در را هل دادم و باز کردم وقتی وارد شدم دیدم نازنین روی زمین افتاده است. آنقدر ترسیدم که دیگر جلو نرفتم به سراغ دوستم رفتم و گفتم که نازنین روی زمین افتاده است. او همراه من آمد و وقتی نازنین را دید گفت او فوت کرده است. صورتش کبود بود اما بدنش هنوز گرم بود. ما بلافاصله با شوهر نازنین تماس گرفتیم و گفتیم که نازنین حالش خوب نیست وقتی او آمد با فریاد‌هایش همسایه‌ها را خبر کرد.

شاهد ماجرا در مورد این‌که داریوش بعد از 2 بار تماس به آنجا آمده است گفت: بار اول گفت خیلی زود خودم را می‌رسانم از مطب این دندانساز تا خانه‌اش راه زیادی نیست با این حال نیامد ما مجبور شدیم دوباره تماس بگیریم بعد از چند دقیقه آمد وقتی وارد خانه شد فریاد زد که بالاخره کار خود را کردند. زن صاحبخانه به او گفت که چرا به اورژانس خبر نمی‌دهی شاید زنده باشد اما او گفت که کار از کار گذشته است.

این‌که داریوش زمان تماس با پلیس ناپدید شده است را همین شاهد بیان کرده است. او در این باره می‌گوید: وقتی با پلیس تماس گرفتیم یکباره داریوش ناپدید شد همزمان با آمدن پلیس‌ها او هم آمد ولی نمی‌دانم کجا رفته بود.

این زن ادامه می‌دهد: نازنین از این‌که بچه نداشت خیلی ناراحت بود می‌گفت شوهرش را وادار کرده همراهش به مطب دکتر برود و خودش را مداوا کند اما او فقط یکبار همراهش رفته است. نازنین زن نجیبی بود اما به نظر می‌رسید چندان از ازدواجش راضی نیست او می‌گفت چرا باید در پایین شهر تهران زندگی کند در حالی که پدر و مادرش در محله خوبی زندگی می‌کنند. این چیزها مسائلی بود که آزارش می‌داد. او با افراد غریبه رفت و آمد نمی‌کرد و همیشه آرزو داشت که بچه داشته باشد.

پرونده قتل نازنین هنوز در دادگاه کیفری استان تهران در حال بررسی است و به زودی در مورد این‌که آیا قاتل داریوش است یا شخص دیگر تصمیم می‌گیرد.

علیرضا رحیمی‌نژاد

من بی‌گناهم

داریوش می‌گوید قتل نازنین کار او نیست و پلیس بدون دلیل او را متهم کرده است.

تو سال‌ها با همسرت زندگی کردی، اما حاضر نشدی که از او بچه‌ای داشته باشی. چرا؟

من نمی‌خواستم مسوولیت یک فرزند را قبول کنم. البته چون نازنین خیلی دوست داشت بچه داشته باشد چند بار با او به دکتر رفتم، اما نمی‌توانستم زندگی‌ام را رها کنم و همراهش به این دکتر و آن دکتر بروم که بتوانم بچه داشته باشم. من زندگی‌ام را با نازنین دوست داشتم و نبود بچه خللی در آن به وجود نیاورده بود.

شما با هم اختلاف داشتید؟

من 14 سال با همسرم زندگی کردم و این زندگی خیلی آرام بود. البته ما هم مثل همه زن و شوهرها با هم اختلافاتی داشتیم، اما این اختلافات باعث نمی‌شد که ما جدا شویم همه چیز خیلی عادی بود. ما دعوا می‌کردیم و بعد هم خیلی زود آشتی می‌کردیم. من هرگز دعوای تندی با همسرم نکردم. هیچ وقت او را نزدم و
هیچ‌وقت کاری نکردم که قهر کند و به خانه پدرش برود.

این درست است که تو به مواد مخدر اعتیاد داری؟

نه این طور نبود. گاهی تفریحی می‌کشیدم، اما اعتیاد نداشتم. من معتاد نیستم. فقط سیگار مصرف می‌کنم. همسرم همیشه از این که من سیگار می‌کشم ناراحت بود و سر این موضوع با هم اختلاف داشتیم.

همسایه‌ها می‌گویند وقتی با تو تماس گرفتند و خواستند که به خانه بیایی، هرچند که گفته بودند همسرت حالش خوب نیست نیامدی؟

من در سریع‌ترین وقت ممکن آمدم. بیماری در مطب داشتم. کار او را خیلی زود انجام دادم و در مطب را بستم و آمدم.

اما آنها گفته‌اند مجبور شدند برای این‌که تو را به خانه بکشانند 2‌بار تماس بگیرند این درست است؟

بله 2 ‌بار با من تماس گرفتند، اما نه برای این که بی‌توجه بودم من مجبور شدم به خاطر بیماری که در مطبم بود کمی مکث کنم و بعد خودم را به خانه رساندم.

چرا وقتی همسایه‌ها با پلیس تماس گرفتند تو یکباره محل را ترک کردی؟

چون ماشینم را جلوی در مطب رها کرده بودم رفتم که آن را بیاورم.

یعنی ماشین از موضوع مرگ همسرت مهم‌تر بود؟

نه این طور نیست، اما من برای این که همراه پلیس بروم نیاز داشتم که ماشین داشته باشم.

فکر می‌کنی چه کسی همسرت را کشته است؟

یادم می‌آید زمانی که همسرم را دفن کردیم یکی از مردان فامیل که نسبت نزدیکی هم با ما نداشت خیلی بی‌تابی می‌کرد. گریه‌های او به حدی بود که توجه همه‌کس را به خود جلب کرده بود حتی وقتی او را به خانه برده بودند و از او پرسیده بودند چرا اینقدر گریه می‌کند گفته بود وقتی صورت کبود نازنین جلوی چشمم می‌آید ناراحت می‌شوم. در صورتی که صورت همسرم در زمان دفن کبود نبود و در خانه کبود بود و زمانی که جسد پیدا شد من و زن همسایه او را دیدیم و کسی در محل نبود زمانی که همسرم دفن می‌شد جسد کاملا عادی بود.

پس تو فکر می‌کنی مردی که فامیل شماست این کار را کرده است؟

نه من کسی را متهم نمی‌کنم. من می‌گویم در آن زمان رفتار آن مرد غیرعادی بود و نیاز به بررسی داشت من حتی به افسر پرونده هم گفتم که چنین موضوعی به وجود آمده است چون افسر پرونده عوض شده بود به حرف‌های من توجهی نشد.

اولیای دم از تو شکایت کرده و تقاضای قصاص دارند در این باره حرفی داری؟

آنها می‌دانند که من قاتل نیستم و فرزندشان را من نکشتم بنابراین نباید من را متهم کنند. من در آن زمان خانه نبودم و از این ماجرا خبر نداشتم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها