گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

زلزله را سیاسی نکنیم

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «ماه فاطمیه و رسالت ما» ، «زلزله را سیاسی نکنیم»،«ادارات مانع اصلاح ادارات»،«هراس بی پایان»،«لیبرالیسم به مثابه یک دین!»،«فهرست اشتباهات اعراب»،«صنعت هوایی و نیاز به تجدید ساختار»،«تجربه سیاست‌های اقتصادی»و... که برخی از انها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۳۲۲۶۸۳

مردم سالاری:ماه فاطمیه و رسالت ما

«ماه فاطمیه و رسالت ما»عنوان سرسرمقاله‌ی روزنامه‌ی مردم سالاری به قلم سیدرضا اکرمی است که در آن می‌خوانید؛فاطمیه آغاز شد و حلول ماه جمادی  الاولی «89/1/27»  یعنی ورود به ایام بزرگداشت حضرت زهرا علیها سلام با سوژه شهادت و ولادت، فرصتی است که شخصیت حضرت را از منظر «اعتقادی، اخلاقی، عرفانی، سیاسی، اجتماعی و...» بشناسیم و به درستی به دیگران بشناسانیم و خود را به آنان نزدیک سازیم و در حقیقت شیعه و پیرو آنان «فبهذا هم اقتده» شویم و در علم و عمل راهنمای دیگران گردیم، که فرموده اند «کونوا دعاه صامتین» با عمل خود داعی باشید.

1- برای شناخت حضرتش قرآن را به عنوان مدرکی محکم و مستحکم، متقن و مبرهن داریم که سوره ها درباره حضرت دارد چون کوثر و انسان و آیه ها دارد چون «آیه مباهله، آیه تطهیر، مودت، ذوی القربی» و هر یک از این سوره ها و آیات گوشه ای از علم و حلم و عرفان و عبادت و عدالت و سیاست وی را بازگو می نماید. سوره کوثر کوتاه ترین سوره قرآن است و گویاترین آیه از جهت معجزه تاریخی، که در عصر حضرت، عاص بن وائل با ده پسر در کوتاه ترین زمان بدون نسل و ذریه شد  و رسول اکرم از طریق دخترش  «فاطمه زهرا» دارای ذریه میلیونی در طول 14 قرن تا حال شده است، تا در واژه «کوثر» از جهت محتوا و مصداق تابلوهای ارزشمند با خود دارد.

2- از منابع شناخت حضرت، روایات متعدد معصومین می باشد که در عباراتی کوتاه چون، «لو کان الحسن مثالا لکان فاطمه» اگر حسن و خوبی مثال و تابلو شدنی بود حضرت زهرا بود، بلکه وی از جهت شرافت و سرشت برترین هست  و همانند «و فی ابنه رسول  الله الی اسوه حسنه» زهرای دختر پیامبر برای من «امام عصر علیه السلام» الگوی نیکو می باشد. و نیز «فاطمه بضعه منی من سرها فقد سرنی و من آذاها فقد آذانی» فاطمه جزئی از وجود رسول اکرم است، هر کس فاطمه را شادمان سازد پیامبر اسلام را شادمان ساخته است و هر کس فاطمه را آزار نماید، پیامبر اعظم را آزار داده است. همه امامان و از جمله پیامبر اکرم درباره حضرتش به شایستگی و بایستگی و آراستگی صحبت کرده اند و به وجود وی افتخار نموده اند و او را سرور امت اسلامی عنوان کرده اند.

3- تاریخ زندگی و سرگذشت دوران کوتاه وی، به درستی مکتوب و منقول شده است، پیامبر اربعینی به ریاضت و خودسازی پرداخت و تکوین حضرت پس از این عبادت، انجام گرفت، انیس مادر در عالم رحم بود، و عنوان «کوثر» از خداوند دریافت نمود، آئینه تمام نمای پیامبر در رفتار «فکان مشیتها مشیه رسول الله بود، همراهی با پدر و مادر در سه سال تحریم اقتصادی و اجتماعی» در شعب ابیطالب داشت. پس از فوت مادر، سنگ صبور پدر شد و عنوان «ام ابیها» یافت و لحظه ای از پدر جدا نشد، در هجرت از سابقین است و در ده سال اقامت در مدینه یار پدر و شوهر و مام پدر گشت و در همراهی و همدلی با علی علیه السلام سنگ تمام گذاشت و فرمود «کنت معک ان کنت علی خیر ام کنت علی شر» و پس از پدر در کوتاه ترین دوران به امام علی علیه السلام گفت «روحی لروحک الفدا» و نفسی لنفسک الوقا»» جانم فدایت و سپر بلایت.

4- کوثر قرآن و همسر ولایت و مام نبوت و مادر امامت، دوران کوتاهی زیست «18 تا 28 سال» ولی کارنامه پربار و بری داشت و یادگاران بسیاری «میراث انسانی»، «میراث فرهنگی»، «خاطرات شکوهمند» گذارد که شد «فاطمه سید نسا»العالمین، فاطمه سیده  نسا » المومنین، فاطمه سید نسا» اهل الجنه، فاطمه سیده نسا» هذه الامه، صحیح بخاری و مسلم، ترمذی و ابن ماجه» برترین زن در بهشت، امت اسلامی، زنان مومن و سرور زنان این جهان. یافتن این سروری در همه حال و همه جا و همگان ناشی از معرفت عرفانی و عقیدتی و علمی و عبادی و فکری و سیاسی و اخلاقی و اجتماعی حضرت و برخاسته از تلاش و کوشش و دانش و روش وی می باشد.

5- اینک ما هستیم و ایام شهادت و ولادت «کوثر قرآن» چگونه از فرصت گران شان ایام بهره  می گیریم، به ویژه «امسال» که بنا به توصیه رهبری، سال همت مضاعف و کار مضاعف نامگذاری شده است و باید در همه جا نماد و نمود داشته باشد، به نظر می رسد، تهیه کتابی که معرف حضرت باشد چون «نهج الحیوه» برای مطالعه، حضور در جلساتی که به نام آن حضرت نامگذاری شده و برپا می شود و رونق بخشیدن به این جلسات که«مجالس المومنین» است و «روضه من ریاض الجنه» و تشویق و تبلیغ دیگران به همانند شدن یعنی تهیه کتاب و مطالعه آن و حضور در جلسات، هزینه کردن وجوهی برای برگزاری هر چه باشکوه تر جلسات فاطمی و اطعام و احسان در آنها و بانی جلسات شدن، تهیه کتاب زندگی حضرت و توزیع آن در این محافل، برگزاری نمایشگاه کتاب در مراکز مختلف برای معرفی حضرت از جهت فکری و فرهنگی، ساختن فیلم و نمایشنامه و سریال در زندگی وی همانند آنچه که برای یوسف(ع) و امام علی(ع) و امام رضا علیه السلام انجام گرفت.

نامگذاری فرزندان اناث خود به نام این بانو، به ویژه در این ایام و موسسات علمی و فرهنگی و آموزشی و درمانی به نام کوثر قرآن. تلاوت هر روز سوره کوثر و زیارت نامه حضرت که کوتاه است و پرمحتوا.

کیهان:طرح اجرایی آمریکا و عربستان برای عقیم گذاشتن ائتلاف ها در عراق

«طرح اجرایی آمریکا و عربستان برای عقیم گذاشتن ائتلاف ها در عراق»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم سعدالله زارعی است که در آن می‌خوانید؛نیم نگاهی به صحنه تحولات کنونی عراق نشان می دهد که دو نیروی عمده در این کشور در حال کشمکش «تعیین سرنوشت» هستند یک نیروی مداخله گر خارجی و یک نیروی فعال بومی. مداخله گر خارجی که دارای «هندسه ای چند ضعلی» است تلاش می کند تا از طریق «شکاف ها» و پاشیدن دانه نیروهایی را بر مبنای «تغییر شرایط کنونی» دور هم گردآورد. نیروی فعال بومی تلاش می کند تا از طریق تمرکز روی «واقعیات موجود صحنه عراق» و با نگاه به افق آینده، کشور را به سوی استقلال واقعی و ایجاد «عراق قدرتمند» مدیریت نماید.

نگاهی به خبرهای مرتبط با انتخابات اخیر مجلس و مباحث مربوط به تشکیل دولت جدید عراق به ما می گوید که آمریکا و عربستان طی حدود 40 روز گذشته همه توان خود را بکار بسته اند تا عراق را با یک «چرخش بزرگ سیاسی» مواجه نمایند. دعوت پی در پی عربستان از رهبران فهرست های انتخاباتی عراق و تبلیغات متمرکز «العربیه»، «شرق الاوسط» و «الحیات» روی این نکته که «عراق نیازمند تغییرات اساسی در ساخت قانونی است»، از این مسئله حکایت می کنند. در این بین سفیر آمریکا و اودیرنو فرمانده نظامیان آمریکایی در عراق تماس های پی در پی و متمرکزی با رهبران مختلف عراقی-بخصوص رهبران فهرست های انتخاباتی شیعه- برقرار کرده اند. مبنای این تماس ها و سخنان محوری مقامات آمریکا در این تماس ها این است که : «فهرست ها را رها کنید، عراق به توافق احتیاج دارد. ما در فرآیند توافق توقع خاصی نداریم!»

اگر ما به موانع پیش روی آمریکا و عربستان در عراق و کامیابی آنها و ایده آل های آنان و سخنانی که طی 6-5 سال گذشته درباره اشتباهات خود در عراق بیان کرده اند و الزاماتی که برای تامین منافع آمریکا برشمرده اند، نظری بیندازیم و سپس آن را با مذاکرات و اقدامات فعلی آنان درباره تشکیل دولت آینده و چگونگی آن تطبیق دهیم موارد زیر به دست می آید:
1-آقای باراک اوباما، یک هفته پس از برگزاری انتخابات اخیر عراق گفت: «4ماه زمان نیاز است تا دولت جدید عراق تشکیل شود» این اظهارات ابتدا عجیب به نظر می رسید چرا که وضع انتخابی لیست ها می گفت که تشکیل دولت جدید با چالش عمده ای مواجه نیست، شیعیان همگرا 159، کردها 57 و اهل سنت 80 کرسی (از 91 کرسی لیست العراقیه) کسب کرده بودند. قانون اساسی عراق، سنت جاری و در اکثریت بودن شیعیان، تعیین نخست وزیر- مهم ترین پست سیاسی عراق- را مشخص می کرد هم پیمانی طیف اول و دوم در دولت و مجلس قبلی عراق هم تکلیف نخست وزیر و رئیس جمهور را مشخص می کرد اما آقای اوباما با قطعیت اعلام کرد که این فرآیند حداقل 4 ماه به درازا می کشد. در واقع جمعبندی آمریکایی ها این بود که 4 ماه زمان نیاز دارند تا بتوانند نظریه «تغییراساسی در ساخت قانونی و انتخابی عراق» را محقق نمایند. راه این مسئله کاملاً مشخص بود آمریکایی ها باید نیروهای همگرا با خود- که اقلیت کوچکی شامل کمتر از 30 کرسی تشکیل می دادند- را تقویت نمایند و از سوی دیگر اختلافات طبیعی موجود بین احزاب همگرا که طبعاً در هنگام انتخابات و مباحث مربوط به جابجایی قدرت پیش می آید را گسترش داده و عمق ببخشند.

آنان در عین حال در این بین روی دو نکته که تاکنون از پذیرش آن اجتناب می کردند- علی الظاهر- کوتاه آمدند یکی موضوع «بازشماری آراء و رسیدگی به شکایات» و یکی هم موضوع پایبندی آمریکا به توافقنامه امنیتی- بغداد- واشنگتن بود. جالب این است که آمریکایی ها طی سه روز هم اظهارات قبلی خود درباره قطعی بودن نتایج اعلام شده انتخابات و هم مواضع قبلی مبنی بر تداوم حضور نظامی در عراق پس از پایان ضرب الاجل 2011 را پس گرفتند تا جایی که حتی «اودیرنو» فرمانده نظامی آمریکا در عراق زمان هایی را که تداعی کننده «جدول زمانبندی خروج» باشد را برای خروج نظامیان آمریکایی مشخص کرد!
حالا سوال این است که خروج آمریکا از عراق بیشتر خواست چه طایفه هایی است و کدام دسته از کشورهای منطقه خواهان خروج آمریکا از عراق هستند و در مقابل کدام طوایف عراقی و کدام دسته از کشورهای منطقه حضور آمریکا در عراق را برای «تغییر شرایط موجود» ضروری می دانند؟ پاسخ کاملاً معلوم است؛ «اودیرنو» و سایر مقامات آمریکایی برای خوشایند شیعیان عراق و ایران روی دو موضوعی که اشاره شد، تاکید کرده اند برای اینکه مهمترین موانع بهم خوردن ساختار قانونی و مردمی عراق هستند.

2- آمریکایی ها و سعودی ها طی هفته ها- و بخصوص روزهای اخیر- تلاش گسترده ای کرده اند تا بطور جداگانه به رهبران ائتلاف های شیعی بگویند:«چیزی که شما در مذاکرات با هم نمی توانید کسب کنید، ما حاضریم بدون چانه زنی به شما بدهیم»! و جالب این است که در کنار این تماس ها و وعده ها، خودشان اعلام می کنند که گفت وگو میان رهبران ائتلاف های شیعی عقیم است. همین دیروز یکی از چهره های لیست علاوی مدعی شد که مذاکرات بین شیعیان به نتیجه نرسیده است.

2- مدل آمریکا برای عراق- و برای سایر کشورهای منطقه- این است که در بغداد دولت ضعیفی حاکم گردد و نخست وزیر مسلوب الاختیار باشد و همه می دانند که این از مشخصات دولت های بشدت تجزیه شده است. آمریکا و عربستان می دانند که نخست وزیری در عراق به شیعه می رسد و تغییر در این موضوع امکان پذیر نیست از سوی دیگر این دو کشور می دانند که این نخست وزیر باید از دل دو ائتلاف شیعی بیرون آید و نه از دل ائتلاف العراقیه و نیز می دانند که نخست وزیر - در عمل و نه قانون- به حمایت حدود 200 نماینده مجلس نیازمند است. آنان در گفت وگوهای اخیر با رهبران یکی از ائتلاف های شیعه گفته اند بسیار خوب ما نخست وزیری شما را - که فعلاً سایر گروههای شیعی با آن چالش دارند- تضمین می کنیم و شرط آن ائتلاف با فهرست «العراقیه» است. عمده پست ها بین دو فهرست توزیع شود و دو فهرست دیگر کردها و شیعیان سهم های محدودی داشته باشند. البته قاعدتاً اگر این فرایند خیالی آقای اودیرنو طی شود آن وقت به این فرد- نخست وزیر آینده- خواهند گفت که پست نخست وزیری برای فهرست شما و پست های حساس و کلیدی- وزارت خانه های خارجه، کشور، اقتصاد، نفت، امنیت و...- برای فهرست العراقیه. نتیجه چنین مدلی کاملاً مشخص است یک نخست وزیر دست بسته با کابینه ای که پست های کلیدی آن را آقای اودیرنو و پادشاه عربستان در اختیار دارند معلوم است عراق به کدام سو کشیده می شود.

حالا این جمله تکمیلی آقای اودیرنو معنا پیدا می کند: «ما همه نظامیان خود را از عراق خارج می کنیم مگر آنکه مقامات عراقی درخواست تمدید حضور نظامی ما را داشته باشند!»
3- اعضای برجسته فهرست العراقیه اخیراً سفری به ایران داشتند - و آنگونه که بعضی محافل رسانه ای گفته اند- آنان اولین حرفشان با مسئولین ایرانی این بوده که «ما همه نگرانی های شما را برطرف می کنیم و خواسته های شما را تأمین می کنیم» و احتمالاً توقع داشته اند مقامات ایرانی رفتار بشدت ضد ایرانی آقای علاوی و آقای شعلان در دوره ریاست بر دولت عراق را از یاد ببرند و به وعده ای که حتماً فردا خلاف آن را عمل خواهند کرد، دل خوش دارند! چرا این پیشنهادات ضمیمه سخنان اودیرنو به رئیس یک فهرست شیعی شده است؟ و چرا سایت العربیه دیروز -البته به دروغ- نوشته بود: «سفر مقامات شیعی عراق به عربستان «بسیار موفقیت آمیز» بود» و چرا در یک اتفاق نادر تاریخی- محمد العریفی- یک رهبر وهابی سعودی بعد از ماهها جسارت به مرجع عالیقدر شیعیان عراق که به برپایی راهپیمایی های عظیم در عراق منجر شد به عذرخواهی رسمی از آیت الله سیستانی پرداخت و حتی نوشت: «او از علمای اهل سنت باتقواتر است»!؟ در واقع این روزها عربستان و آمریکا توأمان درصدد تزریق بی حسی به بدنه نهضت مقاومت در عراق هستند و تلاش می کنند تا با خواب کردن مخالفان سلطه آمریکا بر خاورمیانه به اهداف خود دست یابند.

4- آمریکایی ها و سعودی ها در اقدامات چند هفته اخیر خود، تلاش کرده اند تا موقعیت ضعیف فهرست العراقیه را زمینه ساز بحران های فراگیر در آینده معرفی نمایند و این در حالی است که آنان به خوبی می دانند که هیچ کس در عراق و خارج از آن نمی خواهد که فهرست العراقیه- و به تبع آن اهل سنت- را به حاشیه براند هیچ کس این را مفید و یا ممکن ارزیابی نکرده است. پس مسئله چیست؟ در واقع تلاش محور آمریکا، سعودی و علاوی این است که به فهرست های پیروز- و به مردم عراق که مشارکت فعالی در پای صندوق رأی داشته اند- بباورانند که شرایط آینده چندان که فکر می کنند هموار نیست. اگر معارضان دولت در گذشته فراکسیون کوچکی بوده اند امروز یک گروه بزرگ و برخوردار از حمایت رسمی آمریکا و عربستان می باشند بنابراین بدست گرفتن دولت در بغداد چندان خوشحالی هم ندارد.

اگر این موضوع در ذهن مقامات فعلی عراق بنشیند برای دادن پست های حساس به گروه مورد نظر آمریکا و عربستان مقاومت کمتری خواهند کرد. ایاد علاوی چند روز پیش در یک موضعگیری عجیب اعلام کرد: «اگر حق تشکیل دولت را از ما بگیرند ما در مجلس تمام برنامه های دولت را بهم می زنیم و دولت را متوقف می کنیم»! اما آنان نمی دانند که شیعیان و کردها چندان با ریاضیات بیگانه نیستند و جمع اعداد 159 و 57 و نیز کسر عدد 91 از 325 را می دانند.

5- طرح آمریکا و عربستان این است که با یک گروه شیعه کار کنند و بقیه گروههای شیعه را بدنبال خود بکشانند. آنان به یکی از رهبران شیعی گفته اند اگر تو با کمک «العراقیه» به نخست وزیری برسی، سایر احزاب شیعی که اینک با تو برای پست نخست وزیری رقابت می کنند و کوتاه نمی آیند برای رسیدن به «حداقل ها» بسوی تو می شتابند. این در حالی است که آمریکا اساساً نمی خواهد دولتی قوی وجود داشته باشد که عراقی ها برای حل مشکل و رسیدن به خواسته های خود به آن رجوع کنند و با آن به تفاهم برسند.

همین مسئله و رو بودن دست آمریکایی ها و مداومت سعودی ها در خصومت علیه دولت نوری مالکی و طالبانی چنین خواسته ای را برای مقامات عراقی تهوع آور کرده است اما از آنجا که «شیطان وقتی از دری رانده شود، در دیگر را می جوید» موضوع را رها نمی کنند و در این بین بیش از همه به اختلافات - واقعاً حقیر- رهبران کنونی دو ائتلاف شیعی دل بسته اند و بی شرمانه از تأخیری 4 ماهه حرف می زنند تأخیری که شورانگیز بودن حضور مردم در انتخابات را در کام ها تلخ کند و امکان بر باد دادن دستاوردهای مهم سیاسی مردم مظلوم عراق را فراهم نماید. اما البته این خواب تعبیر ندارد. مرجعیت پرنفوذ شیعه در عراق - آیت الله العظمی سیستانی- دو روز پیش در سخنانی کنایی و معنادار اعلام کرد که: «اگر گفت وگوها میان احزاب و اقوام به نتیجه نرسد، برای حل مشکل وارد میدان می گردد.»

ابتکار:زلزله را سیاسی نکنیم

«زلزله را سیاسی نکنیم»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی ابتکار به قلم محمد یاوری است که در آن می‌خوانید؛ از حدود 20 سال پیش راجع به زلزله احتمالی در تهران سخنان مختلفی بیان شده و در این زمینه کارشناسان هم به بحث و تبادل نظر پرداخته اند.

این بحثها از زمانی رسانه‌ای و فراگیر شد که زلزله ویرانگر رودبار و منجیل به همه ایران نشینان، زلزله خیز بودن اکثر نقاط کشور را قویاً گوشزد نمود و چون بحثها برای چاره جویی و کم کردن خسارت‌ها از بلایای طبیعی چندان به عمل نزدیک نشد خسارات وتلفات ناشی از زلزله بم از راه رسید و همه را در بهت وماتم فرو برد.فاجعه بم هم گویا آنچنان برای ایرانیان ومسؤولانشان عبرت آموز نبود که همت کنند و در مقاوم سازی شهرها و روستاها سنگ تمام بگذارند و زلزله‌های پر قدرت را مثل کشورهایی چون ژاپن به یک حادثه معمول وکم خطر مبدل سازنند.

بدین ترتیب، بم هم به خاطرها پیوست تا اینکه بیخ گوش تهران یعنی «بلده» لرزید و تهران و دلهای درون آن را لرزاند؛اما لرزش بلده هم آنچنان کاری از پیش نبرد چه آن که این یکی هم مانند قبلی‌ها به «تغافل»گرفتار آمد و خبرهای خوش مقاوم سازی به گوش مردم نرسید تا چهار ستون بدن ایرانیان با شنیدن نام زلزله، به لرزه درآید.

البته نه فقط مسئولین در دولتهای مختلف بلکه خود مردم هم در این مهم اهتمام نکرده ونمی کنند و با کمال تعجب دربعضی ساخت و سازها «دور می‌زنند» و حتی پول می‌دهند تا اصول مهندسی برای مقاوم سازی زیر پا گذاشته شود و دقت وایمنی فدای سرعت و منفعت شود!این روزها که موضوع زلزله تهران -به هردلیلی- بر سر زبانها افتاده و زلزله‌های بزرگ هایتی وشیلی و چین به این توجه دامن زده است باید به گذشته مراجعه کرد که در تمام فرصتهای طلایی که داشته‌ایم چه کرده ایم؟ بعد از زلزله رود بار ومنجیل آیا اگر هیچ ساختمانی بدون استحکام لازم و استانداردهای کم هزینه ضد زلزله ساخته نمی‌شد الان نمی‌توانستیم با اطمینان این دغدغه را کنار گذاشته وبا احساس امنیت بیشتری زندگی کنیم؟ این سهل است، آیا همین حالا می‌توانیم باور کنیم که ساخت وسازها استاندارد هستند و تا چند سال دیگر - انشاا... اگر زلزله‌ای پیش نیاید- با سرعت بسوی ایمنی پیش می‌رویم؟به راستی در زمان اوج گرفتن قیمت نفت ،چه میزان از آن ثروت افسانه‌ای که نصیب خزانه شد، به کار مقاوم سازی و بازسازی شهرها اختصاص یافت؟ آیا کسی نباید پاسخ این سوال را بدهد؟! اشکال کار کجا است؟ چرا ما ایرانیها در هر موضوعی تا به اصطلاح کارد به استخوانمان نرسد چاره جویی نمی‌کنیم و عیوب و نواقص و بحرانها و معضلاتمان را به آخرین دقایق ممکن واگذار می‌کنیم؟

واقعیت آن است که نه تنها در تهران بلکه در کل کشورخطرزلزله وجود دارد؛ نگاهی به زمانهای زلزله نشان می‌دهد که تقریبا هر 10 سال یک زلزله شدید و در هر 5 سال یک زلزله متوسط را شاهد بوده ایم و «باید» برای آن در یک آمادگی دائمی بسر برد و همواره برای مقاوم سازی ساختمانها بودجه گذاشت و همیشه برارتقاء سطح ایمنی شهرها و روستاها نظارت کرد؛ این «باید»، الزامی است که دست قهار و غالب طبیعت بر ما تحمیل کرده و با کسی هم شوخی ندارد و «خبر بد» آن که با لابی‌های پشت پرده و توصیه و معامله هم از این اجبار و الزام کوتاه نمی‌آید ولو به بهای جان تک تک ما و فرزندان ما.

زلزله -که دیر یا زود در جایی گریبانمان را می‌گیرد- نه باید بزرگنمایی شود ونه باید از یادها برود؛ اما خطر بزرگ تر از زلزله این است که بحث زلزله هم سیاسی شود، زیرا تجربه ثابت کرده است که هر موضوعی سیاسی شود زیان بزرگی به بار می‌آورد یکی اثبات می‌کند و دیگری انکار و همین اثبات و انکارها اصل موضوع را به فراموشی می‌سپارد. خدا کند دلسوزان فارغ از این بحث‌ها همت کنند و آنچه در توان دارند در جهت امنیت بیشتر ایرانیان بکاربندند.

فراموش نکنیم که «زلزله» در راه است، دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد و علم زمین شناسی بر درستی این «گزاره وحشتناک» صحه می‌گذارد... به راستی کدام یک از ما در آن زلزله هولناک زیرآوارها مدفون می‌شویم و کدام یک نجات می‌یابیم و با میان آن فاجعه بشری آرزو می‌کنیم که‌ای کاش ما نیز مرده بودیم!
 
تهران امروز:ادارات مانع اصلاح ادارات

«ادارات مانع اصلاح ادارات»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی تهران امروز به قلم سیدجواد سیدپور است که در آن می‌خوانید؛نظام اداری در ایران کارآمد نیست و نتوانسته هم‌شانه انتظارات اجتماعی پاسخگوی پیشبرد بهینه امور باشد. در برخی از امور به روشنی و وضوح می‌توان اعوجاج و گاه انسداد اداری را شاهد بود به‌طوری که فرآیند انجام کار در ساختار و سازمان اداری در برخی اوقات بسیار کند، وقت‌گیر و کشدار پیش می‌رود و بهره‌وری سیستم‌ها را به ناچیزترین حد خود تقلیل می‌دهد و باعث هدررفت فرصت‌ها و سرمایه‌ها می‌شود.

بدون‌شک نظام اداری در ایران نیازمند «مهندسی مجدد» و بازتعریف وظایف، اهداف و عملکردهاست و بدون آن قطعا بر چالش‌ها و مشکلات افزوده خواهد شد زیرا چرخ‌دنده‌های مستعمل و فرسوده نظام اداری این قابلیت را دارد که از بهترین ایده اجرایی بدترین خروجی را به نمایش گذارد. از این جهت و به‌لحاظ اهمیت بازنگری اساسی در نظام اداری می‌توان «سیاست‌های کلی نظام اداری» را که روز گذشته از سوی رهبر معظم انقلاب ابلاغ شد،گامی مهم برای بازمهندسی این شبکه فرسوده دانست.

به‌خصوص آنکه اصلی‌ترین مقولات علم مدیریت نوین را می‌توان در این متن مشاهده کرد که به‌مثابه آرمان و برنامه‌ای دست‌یافتنی مطرح شده است اما باید دانست که احصای این موارد اگرچه بسیار مهم است ولی اساسی‌تر اجرای درست آن است. در واقع اجرای «درست» برنامه‌‌های «درست» پاشنه آشیل مدیریت اداری کشور شمرده می‌شود.

تجربه نشان داده بهترین برنامه‌ها و سیاست‌های کلی فی‌نفسه نتوانسته جامعه و دولت را به نتایج مناسبی رهنمون سازد بلکه نیازمند عزم جدی، پشتکار، جدیت و دقت ویژه مسئولان و مدیران مربوطه در پیشبرد برنامه‌ها متناسب با اهداف بوده‌ایم. ساختار نظام اداری اصلی‌ترین مانع برای اصلاح ساختار نظام‌های اداری بوده است.
 
در واقع برنامه‌های اصلاحی دچار چرخه و تسلسل باطلی می‌شوند و به همین دلیل از نتایج درستی برخوردار نمی‌گردند. مثال روشن آن برنامه جامعی بود که تحت عنوان «طرح تحول اداری» در برنامه سوم توسعه در پیش گرفته شد که در نهایت به‌دلیل بی‌توجهی برخی دست‌اندرکاران و مسئولان مربوطه از دستیابی به اهداف خود بازماند و مشکلات اداری همچنان بر جای خود ایستادگی کردند. طرح تعدیل نیروی انسانی و کوچک‌سازی بدنه اداری دولت و چابک‌سازی بیشتر آن از جمله برنامه‌هایی بود که بعد از چند سال پیگیری، ناگهان رها شد و مغفول ماند.

گویی در لایه‌های میانی مدیریت چندان به راه پیموده شده گذشتگان وقعی نهاده شد و تلاش‌های بسیار برای بهینه‌سازی ساختارها نادیده گرفته شد. اصلاح نظام‌های اداری هیچ‌گاه به‌صورت دفعی، ناگهانی و کوتاه‌مدت میسر نیست و نیازمند برنامه‌ای طولانی‌مدت، وقت‌گیر و گاه نسلی است چون مسئله‌ای که در طول سال‌ها جا افتاده و نهادینه شده را نمی‌توان به ماهی یا سالی تغییر داد و اصلاح کرد.

تمرکززدایی، شایسته‌سالاری، چابک‌سازی، توجه به اثربخشی و کارآیی، افزایش شفافیت، عدالت محوری، دانش بنیان کردن نظام اداری، تحقق دولت الکترونیک، تکریم بیشتر ارباب رجوع، نهادینه‌سازی وجدان کاری، ارتقای سلامت نظام اداری، فرهنگ خودکنترلی، روزآمدی و حمایت از روحیه نوآوری و ابتکار همه و همه نیازمند عزم جدی و زمان‌بندی مناسب برای رسیدن به نتایج مطلوب است. این زمان اگر چه آغاز دارد ولی انجام ندارد و تا سال‌های سال باید ادامه یابد تا به ثمردهی بنشیند. در واقع اصلاح نظام‌های اداری «پروژه» نیست که از زمانی شروع و در مقطعی پایان یابد بلکه «پروسه» است و در طول دوران‌ها باید حمایت، هدایت و ادامه یابد. اما این به معنای عدم زمان‌بندی در انجام آن نیست.

آنچه رهبر معظم انقلاب روی آن تاکید فرمودند و خواستار «زمان‌بندی مشخص برای عملیاتی شدن آن» و ارائه گزارش عملکرد در مقاطع زمانی معین شدند همان اصلاح آفت همیشگی چنین اموری است زیرا تجربه نشان داده که برخی اراده‌های ضعیف در میانه کار از ادامه دلسرد شده و آن را به دلایل واهی وا می‌نهند.

از این نظر باید نقطه قوت این سیاست‌ها را جدیت و پیگیری ویژه رهبر فرزانه انقلاب برای اصلاح این معضلات تاریخی دانست که می‌‌تواند یک انقلاب مداوم در امور اجرایی و اداری کشور تلقی شود. البته به شرط آنکه مسئولان امر نخواهند با اضافه کردن تبصره‌های ناروا این سیاست‌ها را از مسیر درست آن منحرف سازند و آن را در چرخه نظام اداری که قرار است خود اصلاح شود، معطل کنند.

سیاست روز:هراس بی پایان

«هراس بی پایان»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی سیاست روز به قلم محمد صفری است که در آن می‌خوانید؛جایگاه و نقش جمهوری اسلامی ایران در منطقه همواره زبانزد بوده است. کشورمان از لحاظ جغرافیای سیاسی و تاریخی در نقطه‌ای از جهان واقع شده است که مورد توجه بسیاری از کشورها بوده و همین جایگاه حساس، فراز و نشیب‌های بسیاری را برای ایران و ایرانی رقم زده است.

چه آن زمان که ایران یکی از کشورهای هم‌پیمان آمریکا بود و چه اکنون که به عنوان کشوری مستقل مطرح می‌شود و در برابر زیاده خواهی‌ها و زورگویی های کشورهایی که دستشان از منافع قطع شده است، ایستادگی می‌کند.

جمهوری اسلامی ایران با انقلاب خود و تداوم سیاست های مستقل، چالش‌های بسیاری را برای کشورهایی همچون آمریکا و رژیم غاصبی چون اسرائیل به همراه داشته است.

همین سیاست ها باعث شد تا کشورهای غربی و آمریکا در صدد برآیند تا جایگاه ایران را در منطقه تضعیف کنند، نفوذ و تاثیرگذاری ایران بر دولت ها و ملت ها کاهش یابد یا کم اثر و بی اثر شود.

هر چند سیاست های غرب و رژیم صهیونیستی در پروژه ایران هراسی به ویژه در منطقه خلیج فارس و کشورهای غربی پیاده شد و بعضاً در میان دولتمردان و خلفای عرب تاثیر گذاشت، اما ملت های منطقه بیشترین تاثیر را از سیاست های ایران دریافت کردند.

آنها هنگامی که می بینند دولتمردان کشورشان در یک وابستگی و سرسپردگی کامل و مطلق به آمریکا قرار دارند؛ به سیاست‌های مستقلانه جمهوری اسلامی ایران غبطه می خورند .

پرسش اساسی آنها این است چرا ایران و مردم آن می‌توانند مستقل باشند و در مقابل زورگویان ایستادگی کنند اما دولتمردان عرب همچنان مجری سرسپرده سیاست های دیکته شده غرب هستند؟

این پرسش اساسی در جمهوری اسلامی ایران توسط مردم با انتخابات آگاهانه آن ها پاسخ داده شده است.

جایگاه و موقعیت ایران به عنوان کشوری که می توان به آن اعتماد کرد و با او پیمان بست، رو به تزاید است و هراس غرب نیز از همین‌جا نشأت می گیرد. هراسی که هیچگاه برای غرب، آمریکا و رژیم صهیونیستی پایانی نخواهد داشت.

رسالت:لیبرالیسم به مثابه یک دین!

«لیبرالیسم به مثابه یک دین!»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم محمد کاظم انبارلویی است که در آن می‌خوانید؛قرن ما گرفتار دینی است که ساخته ذهن بشر است. قرن ما گرفتار دینی است که تشریع آن به عهده  انسان است. قرن ما گرفتار دینی است که به هر چیز گردن می نهد الا حکم خدا! لیبرالیسم اکنون به مثابه یک دین کامل تبلیغ و ترویج می شود. دین لیبرالیسم برای سود، لذت، سرمایه، آزادی، ماده و انسان اصالت قائل است اما برای مفاهیمی که دستاورد تلاش و زحمات انبیاء و اولیای الهی است اصالتی قائل نیست.

سموم این دین چون ویروسی در دو سه قرن اخیر در جان، اندیشه و ایمان انسان ها تلفات و خسارات زیادی به بار آورده است و آنها را به دره کفر و الحاد و نفاق انداخته است.

چیستی و چرایی حوادث پس از انتخابات را باید ریشه یابی کرد. ریشه های فکری و ایدئولوژیک آن را مورد واکاوی قرار داد. اینکه چرا ما در میان گفتمان های موجود در رقابت های انتخاباتی نتوانستیم به یک کریدور گفتگو برای تفاهم و دوستی و همگرایی دست یابیم باید بررسی شود.

چیستی گفتمان و چرایی رخدادهای تلخ سال گذشته ریشه در لیبرالیسم و عقلانیت مدرن دارد این عقلانیت با عقلانیت اسلامی در یک اقلیم نمی گنجد اما با هر عقلانیتی در هر گلیمی برای مبارزه با عقلانیت اسلامی قابل جمع است.

دلیل اینکه در رویدادهای اخیر می بینیم انبوهی از احزاب و گروه ها از چ‘ ترین تا راست ترین آنها در کنار هم علیه نظام، مردم و انقلاب ما بسیج شده اند همین ویروس عقلانیت مدرن است که در جان حریف و رقیب آخرین روزنه های ایمان به غیب و خدا را سوزانده است. همین ویروس کار را از گفتگو و داوری آرای مردم به قشون کشی خیابانی کشاند و تمام اردوگاه کفر را پشت سر این عقلانیت قرار داد!

فاشیسم و کمونیسم و لیبرالیسم سه لایه از اندیشه های مبتنی بر ماتریالیسم اند. عمر فاشیسم و کمونیسم در قرن گذشته پایان یافت و میراث خود را برای لیبرالیسم باقی گذاشت اکنون آمریکا به طور اخص و غرب به طور اعم مامور تبلیغ و ترویج لیبرالیسم به مثابه یک دین در جهان امروز است. آنها از روش  های فاشیستی و خشونت کمونیستی برای تبلیغ وترویج آن سود می برند. کسی که سر بر آستان این دین فرود نیاورد حتی تهدید به جنگ هسته ای می شود. آمریکایی ها با ابزار این دین مشغول جهانگشایی هستند و هر کس را که در برابر آن تسلیم نشود بی رحمانه از بین می برند.
چه باید کرد؟ از کجا باید آغاز کرد؟ پاسخ روشن است.

علما، مراجع و حوزه های علمیه برای صیانت از دین اسلام و مکتب اهل بیت باید به لحاظ تئوریک در برابر لیبرالیسم قد علم  کرده و آن را افشا کنند. نخبگان دانشگاه و روشنفکران نیز در همراهی حوزه ها در مبارزه با لیبرالیسم همگرایی کنند.

مبارزه لیبرالیسم با دین به طور اعم و بویژه با اسلام بسیار پیچیده تر و بی رحمانه تر از مبارزه فاشیسم و کمونیسم با دین است. آنها دین را ابتدا از حوزه عمومی به حوزه خصوصی هدایت می کنند و سپس در همان حوزه با روش های الحادی و منافقانه و تئوری های کفر آلود از بین می برند وضعیت دین در جوامع غربی نمونه روشنی از آن است.

برخی فکر می کنند ظهور لیبرالیسم به همین دو سه قرن اخیر بر می گردد در حالی که ریشه تاریخی دارد حداقل در صدر اسلام هنگام بعثت نبی اکرم(ص) رگه هایی از این تفکر وجود داشت خداوند متعال در سوره کافرون بخشی از هویت فکری این جماعت را بیان می فرماید و چگونگی برخورد با آنها را هم به دقت تبیین می نماید.

در الدرر المنثور آمده که ابن جریر، ابن ابی حاتم و ابن انباری در کتاب «المصاحف»، از سعید بن میناء مولای ابی البختری روایت کرده اند که گفت: ولید بن مغیره و عاصی بن وائل و اسود بن مطلب و امیه بن خلف، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را دیدند و گفتند: ای محمد بیا خدایانمان را روی هم بریزیم، ما خدای تو را بپرستیم و تو خدایان ما را؛ در نتیجه غائله و کدورت بین ما بر طرف شود، همه در پرستش معبودها مشترک باشیم و بالاخره یا معبود ما حق است و یا معبود تو، اگر معبود ما حق و صحیح تر بود سر تو بی کلاه نمانده و از عبادت آنها حظی برده ای و اگر معبود تو حق و صحیح تر از معبود ما باشد سر ما بیکلاه نمانده از پرستش او بهره مند شده ایم. در پاسخ این پیشنهاد، خدای تعالی این سوره را نازل کرد و به پیامبر فرمود بگو: هان ای کفار! من هرگز نمی پرستم آنچه را که شما می پرستید شما هم آن خدای یکتایی را که من پرستش می کنم، پرستش نمی کنید.

متاسفانه برخی انقلابیون فرسوده و پشیمان که بخشی از تئوری های لیبرالیسم را در حوزه سیاست و فرهنگ باور کرده اند و آن را می پرستند، در صف مقدم مبارزه با نظام و ولایت برای دشمن سربازی می کنند. آنها لیبرالیسم را به مثابه یک دین پذیرفته اند و می خواهند یک قرائت لیبرالیستی از اسلام داشته باشند به همین دلیل به مومنان واقعی و مسلمانان پیرو اسلام ناب محمدی(ص) نسبت کفر به آزادی، دموکراسی و حقوق بشر می دهند.

بله ما به آزادی و دموکراسی و حقوق بشر به روایت غرب و لیبرالیسم کافریم و آن را قبول نداریم و هر گز آن را پرستش نخواهیم کرد. آنها هم روایت ما را از این مفاهیم قبول ندارند.
ما باید با دوستانی که آموزه های لیبرالیسم را به عنوان یک دین پذیرفته  و تظاهر به باور اسلام و امام و نظام می کنند و رو در روی اصلی ترین میراث امام(ره) یعنی ولایت فقیه ایستاده اند وداع کنیم.

ما سه دهه گذشته با دوستانی که آموزه های سوسیالیسم را به عنوان یک دین پذیرفته بودند و تظاهر به اسلام می کردند و رو در روی امام ایستادند وداع کردیم و در این وداع تردید نکردیم. امروز هم نباید در وداع جدید تردید کنیم.

باید به آنها شجاعانه بگوییم، «لکم دینکم ولی دین»
اگر منافقین قدیم از قهر با انقلاب و فرار به غرب و سرانجام سقوط در دامن حزب بعث خیر دیدند، منافقین جدید هم از همگرایی با آمریکا و غرب در مصاف با انقلاب و مردم و رهبری خیر خواهند دید.

دوشنبه گذشته فاش شد اوباما پس از5  ماه از تصویب بودجه55  میلیون دلاری کمک به منافقین جدید گزارشی به کنگره و سنا درباره جنگ نرم علیه ملت ایران ارائه داد. این گزارش نشان می دهد امیدی به بازگشت منافقین جدید به دامن ملت نیست آنها راه خود را انتخاب کرده اند و دیگر خدای اسلام و خدای کعبه را عبادت نخواهند کرد. آنها رو به واشنگتن نماز می خوانند و مدتهاست که قبله خود را عوض کرده اند.

جمهوری اسلامی:فهرست اشتباهات اعراب

«فهرست اشتباهات اعراب»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛عمرو موسی دبیرکل اتحادیه عرب در مصاحبه با شبکه تلویزیونی « فرانس 24 » گفت ما اشتباه کردیم که خود را در یک فرایند صلح نامحدود در خاورمیانه درگیر ساختیم . این یک اشتباه بزرگ بود. ما باید چارچوبی را تعیین می کردیم . باید نقطه ای را برای توقف و ارزیابی کارهای انجام شده مشخص می کردیم . وی در پاسخ این سئوال که آیا صلح یگانه راه ممکن برای حل مسئله فلسطین است خاطرنشان ساخت امروزه یک فرایند صلح در جریان نیست بلکه آنچه وجود دارد تلاشهائی برای صلح است .

این اظهارات فریبکارانه نشان می دهد که هنوز هم رهبران عرب سرگرم توجیه مسائل هستند و حتی هنوز هم به ملت های عرب و مسلمان دروغ می گویند و ذره ای صداقت در کلام و رفتارشان به چشم نمی خورد. اظهارات « عمرو موسی » چنین تداعی می کند که گویا اگر اعراب می خواستند چارچوبی را تعیین کنند اراده و قدرت اعمال نظر خود را داشته اند و فقط یک اشتباه در تصمیم گیری باعث وضعیت فلاکت بار کنونی شده است ! موضوع مهمتر اینکه دبیرکل اتحادیه عرب مدعی است گویا امروز تلاشهائی برای صلح وجود دارد.

حال آنکه روند فعالیت مشترک اعراب اسرائیل تشکیلات خودگردان و حامیان غربی صهیونیستها دقیقا در جهت متوقف نگهداشتن فرایند صلح در منطقه است و همگی در جهت تحقق این طرح صهیونیستی در تلاشند که همه چیز دستکم برای یک دوره 3 ساله همچنان متوقف و بلاتکلیف باقی بماند. این را سران رژیم صهیونیستی با صراحت اعلام کرده اند که در شرایط کنونی هر توافق و حرکتی باعث قدرتمندترشدن مقاومت اسلامی خواهد شد و این ذهنیت را ایجاد می کند که اسرائیل در موضع ضعف و ناتوانی ناچار به امتیازدادن شده است .

صرفنظر از این مسائل که عدم صداقت رهبران عرب را بازگو می کند سازش با اشغالگران صهیونیست یگانه اشتباه اعراب محسوب نمی شود بلکه فهرست طولانی و تاسف آوری از اشتباهات فاجعه بار کنونی را پدید آورده است .

1 ـ ایجاد تفرقه بین اعراب و دنیای اسلام ـ رژیمهای عرب همواره مدعی بوده اند و هنوز هم این ادعا را تکرار می کنند که مسئله فلسطین صرفا یک مسئله عربی است و ربطی به دنیای اسلام ندارد که با دخالت در امور اعراب درصدد بهره برداریهای سیاسی ـ تبلیغاتی از این مسئله برایند. در واقع این رژیم ها در پرتو القای این شبهه که اساس آن صهیونیستی و استعماری است پشتوانه دنیای اسلام از مسئله فلسطین را به زیر سئوال برده و تدریجا آنرا حذف و بی اثر ساخته اند. امروز خود در این پدیده و پیامدهای آن باناکامی و شکست و حیرت دست به گریبانند.

2 ـ تنها گذاشتن فلسطین حتی در دنیای عرب ـ در قدم بعدی و در مرحله تکاملی همان طرح صهیونیستی و استعماری در دنیای عرب عده ای به راه افتادند و گفتند : ما نباید از فلسطینی ها فلسطینی تر باشیم . بلکه باید مسئله فلسطین را به فلسطینی ها واگذار کنیم تا هر آنچه خود صلاح دانستند بدان عمل کنند. البته در پشت این شعار فریبکارانه اهداف دیگری پنهان بود که در واقع فلسطینی ها را نه تنها دنیای اسلام بلکه حتی در دنیای عرب هم کاملا منزوی سازند تنها بگذارند و به حاشیه برانند.

3 ـ سازش جداگانه با اشغالگران صهیونیست ـ جای تعجب است که اشغالگران صهیونیست برای هر مشکل خود سعی دارند دیگران را هم به یاری بطلبند و هر مشکل خود را « جهانی » معرفی کنند ولی اعراب در هر فرصتی سعی کرده اند حمایتها از مسئله فلسطین را با « انگ » و برچسب خاصی به زیر سئوال ببرند و دیگران را از ادامه حمایت از فلسطینی ها بازدارند. بعلاوه رژیم صهیونیستی سعی دارد حتی هر مشکل داخلی خود را بین المللی جلوه دهد و پای آمریکا اتحادیه اروپا و دیگران را هم به میان بکشد تا از انزوای جهانی خارج شود ولی اعراب نه تنها حمایتی از فلسطین نکرده اند بلکه زودتر از فلسطینی ها و جدای از آنها به صف ایستاده اند تا با اشغالگران صهیونیست پیمان جداگانه ای برای سازش و تفاهم و همکاری با آنها به امضا برسانند. پیمان صلح رژیم کمپ دیویدی قاهره رژیم مفلوک اردن و رژیم مراکش کم بود که امروزه اعراب خواستار پیمان صلح عمومی با رژیم صهیونیستی هستند که همگی را به عنوان طرف مذاکره بپذیرد و امروز این رژیم صهیونیستی است که شرط می گذارد و با بی اعتنائی کامل خود اعراب را تحقیر و سرزنش می کند.

4 ـ کمک به خیانتکاران ـ این برای دنیای عرب شرم آور است که حمایت فریبکارانه از فلسطینی ها جای خود را به حمایت قاطعانه از جنایتکاران داده است . در واقع جبهه ارتجاع عرب در حمایت از جناح خائن محمود عباس لطمه هائی را متوجه فلسطینی ها نموده که بدون در اختیارداشتن چنین حمایتی ملت مظلوم فلسطین قطعا از موقعیت بهتری برخوردار می بود. از آغاز دوره تحریم دولت اسماعیل هنیه و تحریم آن توسط صهیونیستها و غرب این ارتجاع عرب بود که اصرار بیشتری به تقویت ابعاد تحریم داشت و طیف خائن محمود عباس از این وضع به شدت خشنود بود که با اعمال فشار بیشتر علیه حماس می تواند اعتبار از دست رفته را مجددا کسب کند. حال آنکه هرچه بیشتر تلاش و خیانت کرد کمتر نتیجه گرفت و بی آبروئی این تشکیلات خیانتکار بیش از پیش آشکار شد.

5 ـ همدستی و حمایت سیاسی ـ مالی از اشغالگران ـ شاید برای ارتجاع عرب هیچ ننگی بالاتر از این متصور نباشد که نه تنها کمکی به مقاومت مشروع ملت های لبنان و فلسطین نکردند بلکه به رژیم صهیونیستی علیه حزب الله لبنان و حماس در غزه چراغ سبز دادند و حتی هزینه های ماشین جنگی اسرائیل را نیز پیشاپیش متقبل شدند. ارتجاع عرب حتی ظرفیت سیاسی ـ اقتصادی و تبلیغاتی خود را نیز در جهت وارونه جلوه دادن حقایق بکار گیرد و برای نابودی مقاومت اسلامی لحظه شماری می کرد ولی خدا نخواست که این جرثومه های فساد به اهداف ناپاک خود برسند و نهال نورس مقاومت اسلامی را آنچنان آبیاری و حمایت کرد که امروزه همین حرکتهای خودجوش ملتها پشت اشغالگران را به لرزه انداخته و افسانه شکست ناپذیری اسرائیل را باطل ساخته است .کیست که نداند تمامی هزینه های ماشین جنگی اسرائیل در جنگ 33 روزه علیه حزب الله و در جنگ 22 روزه علیه ملت مظلوم فلسطین در غزه توسط ارتجاع عرب پرداخت شده و حتی هزینه توطئه های رنگارنگ علیه مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین از جیب گشاد قارونهای نفتی تامین شده و می شود.

فهرست اشتباهات اعراب شامل هزاران مورد آشکار و نهان است که از فشار به مصر برای رهاکردن جنگ رمضان سال 1352 گرفته تا تحمیل جنگ 8 ساله بر ایران و در خدمت گرفتن نفت به نفع حامیان اسرائیل و خیانتهای مستمر اعراب درشت پرداخت برای تحمیل پیمان مادرید پیمان اسلو و مصوبات اجلاس رسوای آناپولیس » گرفته تا سفر پنهانی « شاهزاده بندر بن سلطان به تل آویو برای جلوگیری از آتش بس در جنگ 33 روزه علیه حزب الله لبنان و جنگ 22 روزه علیه حماس و مردم غزه را می توان ذکر نمود . اطلاعاتی وجود دارد که نشان می دهد ارتجاع عرب خواستار به راه انداختن جنگهای تازه ای توسط صهیونیست ها علیه مقاومت اسلامی در منطقه است.

افسوس که ارتجاع عرب فاقد صداقت شجاعت و ذره ای انصاف و غیرت است و اگر ذره ای غیرت وجود داشت صهیونیست ها جرات اینهمه شرارت را نداشتند.

آفرینش:صنعت هوایی و نیاز به تجدید ساختار

«صنعت هوایی و نیاز به تجدید ساختار»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آفرینش است که در آن می‌خوانید؛اهمیت حمل ونقل هوایی،امنیت این صنعت و سهم مهم آن در توسعه ی هر کشوری امری آشکار است.با این حال با توجه به اهمیت استراتژیکی این صنعت همچنان کشور ما یکی از کشورهای با استانداردهای پایین این صنعت است.مطابق برنامه چهارم توسعه کشور، قرار بود که سن ناوگان هوایی کشور از 21 سال به 15 سال کاهش یابد.امری که با وجود تلاش های صورت گرفته و از رده خارج کردن شماری از هواپیماها فقط به 19 سال رسیده است که تفاوت بسیاری با عمر مفید 8 تا 10 ساله هواپیماهای مسافربری دارد.

در این راستا با توجه به در دستور بودن و نظر کارشناسان ایرانی و خارجی مبنی بر کاهش استفاده از هواپیماهای شرقی (به ویژه روسی)کشور ما همچنان به عنوان یکی از پر استفاده ترین هواپیماهای شرقی است.قابل توجه است که سقوط هواپیمای توپولوف حامل رئیس جمهور لهستان باعث شد تا بار دیگر کارشناسان جهانی بر مشکلات عدیده هواپیماهای شرقی انگشت گذارند.

در این راستا مرگ رهبران لهستان باعث شد تا بلغارستان نیز توپولوف ها را از مسیر هوایی خود خارج کند و یاتا (انجمن بین المللی حمل و نقل هوایی)نیز اعلام کند که از سوار شدن بر هر نوع هواپیمای روسی دوری کنید.به نگاه یاتا کشورهایی که مقررات ایمنی را به طور کامل رعایت می کنندهواپیماهای شرقی در آن جایی ندارند.این نظر یاتا در حالی اهمیت بیشتری می یابد که بدانیم میزان سوانح هواپیماهای شرقی 11/12 سانحه در هر یک میلیون و 200 هزار پرواز است.در حالی که این آمار در مورد هواپیماهای غربی(بوئینگ،ایرباس)حدود 81/0 سانحه به ازای یک میلیون و 200 هزار پرواز است.

این نگاه یاتا به هواپیماهای شرقی در حالی اعلام می شود که برخی از مسئولان کشورمان از یکسان بودن ایمنی هواپیماهای شرقی و غربی خبر داده اند،امری که باعث شگفتی بسیار است. در واقع چنانچه نگاهی به صنعت هوایی هواپیماهای شرقی داشته باشیم در می یابیم که حتی ایرفلوت(بزرگترین شرکت هوایی روسیه)نیز هواپیماهایی نظیر توپولوف را از دور خارج کرده است و با غربی سازی ناوگان خود ایمنی خطوط خود را بالا برده است.

در حالی که این هواپیماهای شرقی در کشور ما و برخی از کشورهای خاورمیانه و آفریقا همچنان فعال هستند.در این حال باید توجه داشت که با توجه به نا امن بودن هواپیماهای شرقی، کشورهای اروپایی و اتحادیه اروپا سالهاست که با برقراری لیست سیاه پروازی کشورها و خطوط هوایی نا ایمن را از پرواز به سوی این قاره محروم می کند.چندی پیش نیز نیمی از هواپیماهای ایران ایر شامل این لیست سیاه اتحادیه اروپا گردید.

امری که به طور مسلم بر جایگاه صنعت هوایی خطوط بین المللی و پروازهای خارجی و استقبال شهروندان خارجی از خطوط هوایی ما تاثیر شگرفی می گذارد و در صورت تداوم این روند و متوقف ماندن جایگزین سازی ناوگان هوایی غربی به جای ناوگان فرسوده و عمدتا شرقی کشورمان اندک اندک وضعیتی شبیه سودان و فیلیپین (تحریم کامل خطوط هوایی توسط اتحادیه اروپا)خواهند داشت،امری که بر جایگاه صنعت هوایی کشورمان لطمات جدی وارد خواهد کرد.در عین حال باعث افزایش تاثیرات روانی ،اقتصادی ،سیاسی و دست آخر رکود بخش صنعت هوایی کشورمان نه تنها در رقابت با قدرت های هوایی منطقه مضاعف برآن در بخش داخلی خواهد شد.

دنیای اقتصاد:تجربه سیاست‌های اقتصادی

«تجربه سیاست‌های اقتصادی»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد به قلم دکترموسی غنی‌نژاد است که در آن می‌خوانید؛سیاست‌های اقتصادی در کشور ما از سال 1384 تغییراتی پیدا کرد که پس از گذشت نزدیک به پنج سال می‌توان به ارزیابی نتایج آنها پرداخت و احیانا برای سیاست‌گذاری‌های فعلی و آینده از این تجربه درس گرفت.

نخستین حرکت مهم اقتصادی درآن زمان، اعمال سیاست تثبیت قیمت‌ها (به ویژه قیمت‌های حامل‌های انرژی) بود. توجیه این سیاست از منظر مدافعان آن پایان بخشیدن به تورم مزمنی بود که از گذشته‌های دور در اقتصاد ایران جریان داشت. بسیاری از اقتصاددانان در همان زمان متذکر شدند که مشکل تورم منشا دیگری دارد و عمدتا به سیاست‌های پولی مربوط می‌شود و از این‌رو با تثبیت قیمت‌ها نمی‌توان این مشکل را حل کرد. اما به هر صورت آن سیاست اجرا شد و نتیجه آن نه تنها کاهش تورم نبود، بلکه افزایش آن از 4/10 درصد در سال 1384 به 4/25 درصد در سال 1387 بود. علت این روند را باید در افزایش شدید نقدینگی در فاصله سال‌های 1383 تا 1386 جست‌وجو کرد؛ چرا که با کاهش آن در سال 1387 و البته رکود حاکم بر اقتصاد ملی، نرخ تورم در سال 1388 رو به کاهش نهاد و به 8/10 رسید.

امروزه ظاهرا کشتیبان را سیاستی دگر آمده و اصلاح قیمت‌های حامل‌های انرژی در دستور کار قرار گرفته است که در نفس خود کار درستی است؛ گرچه نحوه اجرای آن جای بحث فراوان دارد.

از سوی دیگر، سیاست‌های اشتغالزایی (مانند طرح‌های زود بازده) گرچه رشد سرمایه‌گذاری صنعتی را طی سال‌های 1384 تا 1386 افزایش داد؛ اما به رشد اقتصادی و در نتیجه به اشتغالزایی مورد انتظار نینجامید. به سخن دیگر، سیاست‌های مالی و پولی انبساطی و تزریق درآمد‌های بی‌سابقه نفتی به اقتصاد به شکل‌گیری حباب در بازار مسکن منتهی شد؛ در حالی که نرخ رشد اقتصادی از نیمه دوم سال 1386 رو به کاهش نهاد و این کاهش ظاهرا هنوز ادامه دارد.

بیش از چهار سال زمان لازم بود تا دولتمردان به بی‌ثمر بودن سیاست تثبیت قیمت‌ها پی ببرند. نتیجه این تاخیر در پذیرفتن اصلاح مسیر علاوه بر اتلاف گسترده منابع، شکاف عظیمی‌ میان قیمت‌های موجود و واقعیت‌های بازار ایجاد کرده که برطرف کردن آن در حال حاضر خود یک معضل جدی است؛ اما گویا دولتمردان هنوز ناکارآمد بودن سیاست‌های مالی و پولی انبساطی را در شرایط فعلی اقتصاد ایران نپذیرفته اند و بر تحریک تقاضای کل از این طریق اصرار می‌ورزند.

رشد بیش از 30 درصدی بودجه کل کشور و کسری شدید نهفته در بودجه عمومی‌دولت حاکی از بی اعتنایی به تجربه چهار دهه گذشته و به ویژه تجربه سال‌های اخیر است.
در شرایطی که فضای نامناسب کسب وکار و سایه سنگین دولت بر همه بازار‌ها مانع اصلی رشد فعالیت‌های اقتصادی است، هرگونه سیاست ناظر بر تحریک تقاضا نتیجه‌ای جز تحریک تورم نخواهد داشت. چند سال اتلاف منابع و از دست رفتن زمان لازم است تا این اصل روشن علم اقتصاد پذیرفته شود؟

جهان صنعت:شوخی نمی‌کنم واقعا که زیباست‌

«شوخی نمی‌کنم واقعا که زیباست‌»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جهان صنعت است که در آن می‌خوانید؛دیروز که آخرین خبرهای اقتصادی را مطالعه می‌کردم به چند خبر بر خوردم که واقعا شعف‌زا بود. اینکه وزیر صنایع گفتند: مشکلات اقتصادی ما از اروپا کمتر است.

البته جای این پرسش جدی است که چرا اروپا را با ما مقایسه می‌کنند؟ ولی در هرحال خبر خوبی بود، خوشحالم کرد. چنانکه مرتضی تمدن، استاندار تهران هم گفت: هدفمندی یارانه‌ها تورم ندارد.

این خبر هم واقعا خوشحالم کرد، هرچند که قرار است با اجرای هدفمند کردن‌ها یارانه‌ها مثلا بنزین از یکصد تومان  به حدود  500 یا  600 برسد! و اصلا معلوم نیست اگر تا امروز یارانه‌ها سبب کاهش قیمت‌ها نمی‌شده  پس چه کار می‌کرده و اساسا یارانه‌ها برای چه پرداخت می‌شده است.   

وقتی وضعیت اقتصادی کنونی را تا به این حد امیدبخش و خوب می‌بینیم تعجبی ندارد که شمس‌الدین حسینی، وزیر اقتصاد طرح تحول اقتصادی را به غزل تشبیه می‌کند و در آن میان طرح هدفمند کردن یارانه‌ها را هم بیت‌الغزل می‌خواند.   
 
پول:الزامات تولید صادراتی

«الزامات تولید صادراتی»عنواتن سرمقاله‌ی روزنامه‌ی پول به قلم سید حمید حسینی است که در آن می‌خوانید؛فرمان تولید با هدف صادرات یک رویکرد مثبت در زمینه تجارت خارجی کشور است. این رهنمود که در ابتدای سال از سوی مقام‌معظم‌رهبری مطرح شد، باید به عنوان استراتژی اصلی در برنامه پنجم مورد توجه ویژه قرار گیرد و نمایندگان مجلس برنامه پنجم  توسعه را با این رهنمود سازگار کنند.

کارشناسان کلان سه ‌الزام برای رسیدن به نگاه صادراتی را ضروری دانسته‌ و امیدوار ‌هستند با اصلاح برنامه پنجم توسعه تدوین مقارن فضای مساعد کسب و کار و اجرای صحیح اصل 44‌، زمینه تحقق جهش صادراتی فراهم شود.اکنون کشور با داشتن پتانسیل عظیم منابع انسانی و طبیعی و موقعیت سوق‌الجیشی و تشکیل بنگاه‌های بزرگ اقتصادی و برندهای معتبر قادر است با در نظر گرفتن الزامات زیر در رسیدن به اهداف چشم‌انداز موفق شود.

فضای کسب و کار: اصلی‌ترین مشکل داخلی کشور، نقطه ضعف اقتصاد ایران، فضای نامساعد کسب‌وکار است که این موضوع باعث شده که رتبه ایران در این زمینه در مقایسه با سایر کشورها اسف‌بار باشد این موضوع باعث شده ریسک تجارت با ایران افزایش یافته و سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی نیز انگیزه کافی جهت سرمایه‌گذاری تولیدی نداشته باشند. اهم این مسائل عبارتند از نامتقارن بودن سیاست‌های پولی  و ارزی با سیاست‌های تجاری و بی‌ثباتی قوانین و مقررات  که به‌نظر نگارنده تا زمانی که  اقدام اساسی در جهت بهبود این موارد صورت نگیرد، سرمایه‌گذاری جهت تولید صادراتی امکان‌پذیر نخواهد بود.

الزامات تولید صادراتی گسترش روابط تجاری و استفاده از اهرم سیاسی در روابط تجاری لازمه اش تعامل فعال با اقتصاد جهانی است و سیاست‌ خارجی کشور باید جهت رسیدن به استراتژی تولید صادراتی زمینه مناسب را فراهم کند، در حالی که اکنون انرژی هسته‌ای صلح آمیز کشور بهانه‌ای شده است که روابط پولی و بانکی کشور با بسیاری از کشورهای قدرتمند اقتصادی دنیا با خلل مواجه شود. و امروزه در دنیا بدون استفاده از ابزار جدید پولی ،بانکی‌، بیمه‌ای و عضویت درwto ‌و سایر پیمان‌های منطقه‌ای رسیدن به اهداف چشم‌انداز مشکل‌ و نا‌ممکن خواهد شد.

گر چه صادرکنندگان کشور با وجود تحریم و فشارهای بانکی قادر شدند اهداف صادراتی برنامه چهارم را محقق کنند ولی رسیدن به اهداف برنامه پنجم(‌200 میلیارد دلار صادرات) در فضای متشنج بین‌المللی امکان‌پذیر نیست و ما باید حداقل روابط با کشورهای همسایه و مسلمان و کشورهای عضو عدم تعهد را به نحو مناسب ارتقا داده و مکانیزم‌هایی را جهت کاهش آثار تحریم با همکاری‌های بخش خصوصی به کار گیریم.

در مبادله و رقابت در صحنه بین‌الملل نیز اگر اصل بازی اصلاح نشود قادر به دستیابی صادراتی نیستیم.

نرخ ارز کشور باید در راستای توسعه صادرات، افزایش حجم مبادلات و کاهش شتاب واردات و جلوگیری از قاچاق تنظیم شود.اجرای فرمان تولید صادراتی بدون توجه به سه الزام فوق میسر نخواهدبود، بنابراین بخش خصوصی کشور  اکنون اصلی‌ترین مطالبات خود را سه موضوع فوق قرار داده و با پشتیبانی مجلس و اتاق بازرگانی قانون فضای مساعد کسب‌وکار را در آخرین جلسه هیات نمایندگان تصویب کرد که به مبادی ذی‌ربط ارایه خواهد شد و امیدوار است که موضوع نرخ ارز نیز متناسب با اقتصاد جهانی در تصویب برنامه پنجم مورد توجه جدی نمایندگان قرار ‌گیرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها