«راستش در دوران بچگی، زیاد درسخوان نبودم و تجدید هم میآوردم، یادم میآید یکبار در کلاس اول دبیرستان در درس عربی، نمره بدی آوردم، در ریاضی هم تجدید شدم، اما شیمی و زبان انگلیسیام، خوب بود، بخصوص زبان که به همکلاسیهایم، درس میدادم. هیچگاه در کلاسی مردود نشدم، ولی هر سال یک تجدید میآوردم. حال و حوصله کلاسهای جغرافی و ریاضی را اصلا نداشتم. بیشتر اوقات هم به بهانه بیماری سر این کلاسها حاضر نمیشدم، یاد آن روزها بخیر.»
هر بچهای آرزو دارد وقتی بزرگ شد، شغلی آبرومند برای خودش انتخاب کند، آقاپسرها معمولا میگویند میخواهیم، خلبان، مهندس، دکتر و دخترها هم میگویند میخواهیم پرستار، خانم دکتر، دندانپزشک و... شویم.
اما نیکی کریمی به نویسندگی فکر میکرد.
«بیشتر به نویسندگی فکر میکردم مثل خیلی از بچهها در دوران کودکی علاقه زیادی به کارتون داشتم. تنتن، سنباد و علیبابا، خانواده دکتر ارنست و... کارتونهای مورد علاقهام بود. ضمن اینکه از کودکی علاقه شدیدی به ترجمه داشتم.
در دوران دبیرستان، یک تئاتر مدرسهای داشتیم که در خود مدرسه بارها آن را اجرا کردیم و مورد استقبال قرار گرفت، یادم میآید آن زمان تئاتری اجرا میکردیم که نامش «فروغ» بود، این تئاتر آنچنان مورد استقبال قرار گرفت که به دبیرستانهای مختلف میرفتیم و آن را به نمایش میگذاشتیم.»
اما چه شد که او به بازیگری رو آورد؟
«علاقه به بازیگری از کودکی در وجود من بود، کتابهای زیادی میخواندم که بیشترشان رمان بود، خودم را جای شخصیت اصلی داستان میگذاشتم و از همان زمان بود که علاقه به بازیگری در وجود من رشد کرد و من هم سعی کردم آن را پرورش دهم و اینگونه شد که به بازیگری رو آوردم.
من بازیگری را با علاقهای که به ادبیات و هنر سینما دارم، به طور آگاهانه انتخاب کردم، فکر نمیکنم، من چیزی را طی مدت بازیگریام از دست داده باشم، در هر فیلمی که بازی یا کارگردانی میکنم، به دنبال آموختن هستم، هر نقشی برای من تجربه جدیدی دارد. هر نقشی برای من لذت جدیدی دارد. انسانهایی به موفقیت میرسند که سعی میکنند درست بیاموزند و از تواناییهای خود نهایت استفاده را ببرند.»
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)